تبلیغات
شناخت مسیحیت - مطالب گناه نخستین
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_201.jpg

برخی از مسیحیان امروز  و رهبران آن‌ها هم صدا باخدا نا باوران و مستکبران جهان، اسلام را به خشونت و خونریزی متهم می‌کنند و مدعی هستند که مسیحیت بر خلاف اسلام، دین محبت و مهربانی است؛ از این رو در صدد عیب‌جویی از اسلام بر می‌آیند. اما بحث اصلی این است که آیا مسیحیان در این ادعا راستگو هستند یا دروغگو؟

سخن من با مسیحیان و پیروان عیسی مسیح واقعی نیست بلکه مسیحیان امروز و عیسی مسیح از نظر آن‌هاست. به نظر ما تصویری که اناجیل موجود از عیسی مسیح ارائه می‌دهند غیر از عیسایی است که امروزه مسیحیان به آن اعتقاد دارند و آن را تبلیغ می‌کنند. برای روشن شدن مطلب به چند آیه از کتاب مقدس اشاره می‌کنم، اما قضاوت با شما خواننده محترم.



ادامه مطلب



طبقه بندی: محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  الوهیت عیسی،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  پیامبر اسلام (ص)،  قرآن کریم، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
 اسلام گناه نخستین را قبول ندارد، ولی در مورد مسئله علیت وضو، امام خمینی (ره) در آداب نماز روایتی را نقل فرموده که علت شستن وجه در وضو این است که تا انسان به یاد گناه حضرت آدم بیافتد که درخت ممنوعه را دیده و ... چه طور این حدیث در عین رد نظریه گناه نخستین قابل فهم است؟ چگونه فلسفه و عرفان و فقه این مسئله را پاسخ می‌دهد؟



ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  گناه نخستین، 
برچسب ها: آدم و حوا، گناه نخستین، فلسفه وضو، عصمت انبیاء،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین 1392 توسط : احمد

با توجّه به اینکه پولس در روزگار مسیح (ع) به او ایمان نیاورد تا از تعالیم عیسی (ع) بی‌واسطه برخوردار شود، باید پرسید: که پولس انجیل را از کدام حواری تعلیم گرفت؟ و انجیلی که بدان بشارت می‌داد، اساساً چه بود؟

 پولس در نامه خود به غلاطیان، پرسشِ نخست را بدین گونه پاسخ می‌دهد: «ای برادران، می‌خواهم بدانید انجیلی که من به شما دادم، ساخته و پرداخته دست انسان نیست. من آن را از کسی نگرفتم و کسی هم آن را به ما نیاموخت بلکه عیسی مسیح به وسیله الهام آن را به من آشکار ساخت» (غلاطیان 1: 11-12).

بدین ترتیب، پولس خود را «نخوانده، ملاّ می‌شمرد»! و نیازی برای رجوع به حواریّون در خویشتن نمی‌یافت و از این‌رو در آثار وی ظاهراً نمی‌بینیم که از انجیلِ فلان حواری گزارشی آورده و نقلِ قول کند.

 امّا به سؤال دوّم چگونه می‌توان پاسخ داد؟ پولس چنان نبود که همواره در سرزمینی آرام گیرد. بنابراین، بزودی به روم و یونان سفر کرد و مدّتی در شهرهای «آتنِ» و «کورینت Corinth» اقامت گزید و با آراء یونانیان آشنا شد. وی می‌کوشید نظر رومیان و یونانی‌ها را به سوی آرمان‌هایش جلب کند. نامه پولس به «رومیان» به همراه انجیل به چاپ رسیده و در دسترس قرار دارد و نامه دیگرش به «قرنتیان» از شدّت دلبستگیِ وی به مجذوب ساختن یونانی‌ها حکایت می‌کند. پولس در این نامه می‌نویسد: «من انجیل را مفت و مجّانی به شما رسانیدم، من خود را حقیر ساختم تا شما سرفراز شوید. آیا با این کار، من مرتکب گناه شدم؟ من معاش خود را از کلیساهای دیگر گرفتم و یا به اصطلاح، آنها را غارت کردم تا بتوانم مجّانی به شما خدمت کنم ... به حقانیّتِ مسیح که در زندگیِ من است سوگند یاد می‌کنم که هیچ چیز نمی‌تواند مانع فخر من در تمام سرزمین یونان باشد» (قرنتیان 11: 7-11)


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
برچسب ها: پولس، انحراف در کلیسا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 8 اسفند 1391 توسط : احمد
متن گفتگوی من با یکی از مسیحیان (گزارش این گفتگو در پست قبلی آمده است)  
سلام            

·         Salam

 ·         خوبید؟

·         mamnoon shoma khobid?

·         ممنون . ممکنه فارسی بنویسید؟

·         sharmande man farsi nadare compiuteram

·         شما هم می خواهید بگویید که مسلمان بوده اید و بعد مسیحی شده اید؟

·         Baleeee, shokre khodaaaa

·         چه مدته که مسیحی شده اید؟

·         modatesho nemidonammmm

·         !!!!!!   چند سال مسلمان بوده اید؟

·         in soalaye baraye chist?

·         برام جالبه. می خوام بدونم انگیزه و علت برخی تغییر دین ها چیست؟

·         shoma mosalmonid ?

·                 baleeeeeeeeeeeeee


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس،  پیامبر اسلام (ص)، 
مطالب مرتبط: گزارش اجمالی این گفتگو،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 20 آبان 1391 توسط : احمد

یکی از نیرنگ‌های مسیحیان، برای دعوت دیگران به مسیحیت این است که عده‌ای مسیحی با نام اسلامی، وانمود می‌کنند که ما مسلمان بوده‌ایم و به خاطر اشکالاتی در اسلام، مسیحی شده‌ایم. اما هنگامی که با آنها صحبت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که آنها اطلاعی از اسلام ندارند و چند شبهه را یاد گرفته‌اند و آنها را مرتب تکرار می‌کنند. در گفتگویی که با یکی از این مسیحیان نیرنگ‌باز داشتم، او چنین ادعایی داشت ولی به زودی متوجه شدم که او اصلاً مسلمان نبوده است. او یاد نمی آورد که از چه زمانی، مسیحی شده است و از جواب دادن طفره می‌رود.



وقتی از او می خواهم که به فارسی بنویس. می گوید که کیبورد فارسی ندارم، اما وقتی بحث داغ می‌شود، به فارسی می‌نویسد!

هنگامی که اعتقادی از مسیحیت را مطرح می‌کند و اشکال می‌کنم، بدون خداحافظی گفتگو را ناتمام ترک می‌کند.

متن گفتگو را در پست بعدی بخوانید.






طبقه بندی: پیامبر اسلام (ص)،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  کلیسای کاتولیک،  نقش پولس در مسیحیت،  گناه نخستین،  آموزه نجات،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  تحولات در مسیحیت، 
مطالب مرتبط: متن این گفتگو،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 20 آبان 1391 توسط : احمد
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A8%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%86%20%D8%AA%D8%AB%D9%84%DB%8C%D8%AB.jpg

سوالی از مسیحیان باید پرسیده شود این است که آیا میدانند اعتقاد تثلیث از کی و توسط چه کسانی وارد آموزه مسیحیت شده؟
جواب این سوال بر عهده مسیحیان عزیز است ولی برای ما بد نیست اشاره ای به تاریخ آن بکنیم.
برای پاسخ به این پرسش باید کمی به عقب رفت.
 حضرت عیسی خودش از کسانی بود که به شریعت موسی پایبند بود . در تعالیم او، توحید و یگانگی خدا، به همان مفهومی که برای یهودیان شناخته شده بود، اهمیت خاصی داشت. او خود را بنده و فرستاده ی خداوند می دانست که برای راهنمایی گوسفندان گم شده ی اسرائیل آمده است.
با وجود این، مسیحیت از مذهبی یکتاگرایانه و شریعت مدار، به الهیات عیسی ـ خدایی و تثلیث تغییر مسیر داد. در این تغییرات نقش پولس به عنوان اولین و مهم ترین عامل تغییر، معرفی شده است. او که هم با مذهب یهود آشنایی داشت و هم فلسفه ی یونانی را آموخته بود، به خوبی می توانست با آمیختن عناصر مهم فرهنگ های یونانی با مسیحیت در جلب نظر یونانیان به دین جدید موفقیت کسب کند. از سوی دیگر، فلسطین در آن زمان چهار راهی بود که اندیشه های شرک آلود از مصر، ایران، هند و روم به آنجا راه می یافت. هم پولس و هم پدران اولیه کلیسا به راحتی می توانستند با جذب عناصر بیگانه، دین جدید را برای غیر یهودیان قابل پذیرش کنند. به گفته ی ویل دورانت، افکار مربوط به تثلیث خدا، روز بازپسین داوری و پرستش مادر و کودک از مصر به مسیحیت انتقال یافت و مذهب تئوزونی که مذاهب نو افلاطونی و گنوسی را به وجود آورد، مایه ی ابهام دین مسیح شد. از سوریه داستان رستاخیز آدونیس، از ترکیه پرستش دیونوسوس، (خدای میرنده و نجات دهنده) و از ایران اعتقاد به دوران های هزار ساله ی حکومت و برخی اعتقادات دیگر به مسیحیت راه یافت.(ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 3، ص 697)


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1391 توسط : محسن

می گویند وقتی مغولها به تخت جمشید حمله کردند به دلیل فتنه گری زنی تخت جمشید را به آتش کشیدند و خیلی ها به همین دلیل می گویند همیشه پای یک زن در میان است. اما این بررسی این حرف ما را به این نتیجه می رساند که منشا این حرف کم فرهنگی و نشناختن مقام زن است. البته بماند که این یک داستان است و ممکن است که از نظر تاریخی با تحریف رو به رو شده باشد.
از این داستانها بسیار است اما چیزی که مهم است نگاه کتب معتبر بزرگان به زن است. یعنی وقتی یک عالم در مورد زن صحبت می کند باید به توجه او به مقام زن دقت کرد. وقتی یک دانشمند می گویند زن  درجه اش از یک مرد پایین تر است باید به او ایراد گرفت . از آن مهم تر نگاه ادیان اسمانی به زن است که باید دقیقا مورد بررسی قرار گیرد.
در کتاب مقدس سفر پیدایش فصل سه ماجرایی وجود دارد که منجر به اعتقادات عجیبی در میان مسیحیان است. داستان بیرون شدن حضرت آدم و حوا را بسیار شنیدیم. در مورد اینکه میوه ممنوعه هم چه بوده است بسیار بحث ها شنیده ایم اما کم تر در این مورد فکر کردیم که در این میان چه کسی مقصر است؟ آدم یا حوا؟

در کتاب مقدس سفر پیدایش فصل 3 فراز 6 آمده است: " و چون زن دید كه آن درخت برای خوراك نیكوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر و دانش افزا پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد" در کتاب مقدس اول زن فریب می خورد و بعد حوا آدم را فریب می دهد. در ادامه در فراز 12 و 13 آمده است: " آدم گفت: “این زنی كه قرین من ساختی وی از میوة درخت به من داد كه خوردم.”  پس یَهُوَه خدا به زن گفت: “این چه كار است كه كردی؟ “ زن گفت: “مار مرا اغوا نمود كه خوردم.”  به دلیل این فرازها از کتاب مقدس بسیاری از مسیحیان زن را دخیل در هر گناهی که انجام می شود می دانند.
این در حالی است که قرآن در هنگام نقل این ماجرا فریب را به آدم و حوا هم زمان نسبت می دهد. در سوره مبارکه اعراف آیه 20 آمده است که شیطان هر دو را وسوسه کرد.
این گوشه ای است از نگاه کتاب مقدس به زن و تحقیر هایی که در مورد زن در کتاب مقدس آمده است در حالی که موسسه های دفاع از حقوق زن هیچ گاه کتاب مقدس را محکوم نکردند و فقط انگشت اتهامشان سمت اسلام است. البته هر متفکر می داند که هدف آنها دفاع از حقوق زن نیست بلکه حمله به اسلام است و زن هم بهانه.





طبقه بندی: گناه نخستین، 
برچسب ها: گناه نخستین، بهشت، حوا، آدم، مسیحیت، eve، کتاب مقدس، مغول، bible، eve in bible، سفر پیدایش، قرآن، سوره مبارکه اعراف، مقام زن در کتاب مقدس، مقام زن در قرآن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد 1391 توسط : محمدکاظم تجرد

مثل هر روز اولین صبح بخیر را به فرزندش گفت. دوباره بعد از همه از خواب بیدار شده بود. شوهرش صبح زود از خانه خارج می شد تا بتواند سر وقت به سر کار برسد. اندریاس هم چند روزی بود که صبح ها برای کمک به دوست اش به مغازه نجاری می رفت. بلند شد. دستی روی شکمش کشید. در آینه نگاهی به شکمش انداخت. خط کش روی دیوار را نگاه کرد. یک خط عمودی رفته بود ویک خط افقی. البته خط افقی خیلی کوچک تر از خط عمودی بود. همیشه اندریاس گله می کرد که چرا بزرگ شدن من را در شکمت اندازه نگرفتی. نگاهی به شکمش کرد و گفت: مامان جان حسابی کار من را سخت کردی خدا میدونه باید چقدر ورزش کنم تا دوباره لباسهام اندازه ام بشه. حرف زدن با فرزندش را خیلی دوست داشت. مونسش شده بود از بین صد اسمی که برایش انتخاب کرده بود بلاخره سر دو اسم به توافق رسیده بود. بارها در خواب دیده بودش اما گاهی بعد از خواب فکر می کرد که دختر است و گاهی هم بعد از خواب فکر می کرد که پسر است. البته همسایه هایش به او گفته بودند که دختر نیست و پسر است چون ترشی زیاد دوست داشت. ولی خودش بیشتر او را ماریا می دانست. صبحانه که می خورد یک لقمه بزرگ درست می کرد و می خورد و یک لقمه کوچک . نگاهی به عکس ازدواجش انداخت.چند سال گذشته بود. زیاد تفاوت نکرده بود؟ همیشه این سوال را از خودش می پرسید اما دیگر برایش مهم نبود چون ماریا کودکی و جوانی وطراوتش را برایش زنده نگه می داشت. همه می گفتند که کوچکی اش خیلی بامزه بوده است و شوهرش هم چشم انتظار دیدن دختری بود به شیرینی کودکی زنش. نگاهی به کاغذ روی دیوار انداخت. "مامان جون دیگه یواش یواش باید بیای بیرون" خانوم مارکوریان به او گفته بود که ده روز دیگر باید خودش را برای زایمان آماده کند. انجیلش را برداشت هر روز یک بار موعظه سر کوه عیسی را برای فرزندش می خواند. این هفته نتوانسته بود در مراسم کلیسا شرکت کند و پدر جان هم از اندریاس احوال مادرش را پرسیده بود. پنجره خانه را باز کرد. بوی باران را همیشه چند ساعت قبل از شروع شدن باران احساس می کرد. " ماریا تو هم باران را دوست داری؟ حتما تو هم دوست داری با من زیر باران به پارک برویم." کتابی از قفسه کتابهایش برداشت به سمت تختش رفت. چند صفحه خواند و بخواب رفت. با صدای پای اندریاس از خواب بیدار شد. "سلام مامان" مادر با سر جواب داد. اندریاس خیس شده بود. با وجودی که باران را دوست داشت اما از رعد و برق می ترسید. بلند شد تا غذا برای اندریاس بیاورد. ناگهان احساس کرد شمکش تکان می خورد "حسود نباش مامان جون این همه به تو رسیدم بگذار کمی هم به داداشت برسم." آندریاس غذا را خورد کلی برای مادرش از نجاری صحبت کرد. باران شدید تر شده بود. وقتی باران شدید می آمد پدر هم دیر تر می رسید چون معمولا رود خانه طغیان می کرد. هوا تاریک شده بود هر چند هنوز چند ساعت از روز باقی مانده بود. اندریاس پنجره را باز کرد تا برای گربه اش غذایی بیندازد. باد شدیدی وزیدن گرفت و در اتاق را محکم به هم زد. صدای جیغ مادر هم زمان با صدای رعد و برق بلند شد. آندریاس زود خودش را به مادر رساند. مادر خیس عرق بود و روی زمین افتاده بود. آندریاس سریع از خانه بیرون آمد. باران هر لحظه شدید تر می شد. اندریاس ، خانوم مارکوریان را خبر کرد و او هم با چند زن دیگر خود را به خانه رساند. اندریاس را از اتاق مادر بیرون کردند. صدای جیع مادر اندریاس را اذیت می کرد. روی زمین نشست و انجیلش را در دستش گرفت و ارام دعا می کرد. اشک روی صورتش جاری شده بود. در اتاق باز شد. خانوم مارکوریان سراسیمه اندریاس را دنبال پدر جان فرستاد. " بدو فقط بدو زود پدر را خبر کن" اندریاس چند بار در راه زمین خورد اما خود را سریع به کلیسا رساند . پدر سریع کتابش را برداشت و دنبال جان دوید.
پدر جان به اندریاس گفت که ظرفی اماده کند تا کودک را غسل دهند اما وقتی به خانه رسیدند خانوم مارکوریان داشت دستش را می شست و اشکهایش را پاک می کرد. اندریاس پدر جان را بالای سر مادرش برد. مادر صورتش خیس خیس بود و چشمهایش سرخ سرخ. پدر صلیبی روی بدنش کشید و دستش را روی صورت مادر گذاشت و دعایی خواند. لبخندی زد و گفت: "محبت عیسی شما را نجات داد." اندریاس نگاهی به پارچه ای خونی در کنار اتاق انداخت. مادر آن پارچه را برای ماریا آماده کرده بود. پدر نگاهی به پارچ انداخت و بازهم روی لباسش صلیبی کشید. مادر به سختی سخن می گفت. نگاهی به پدر جان کرد: " پدر ، ماریا الان کجاست؟" پدر مکثی کرد. نمی دانست چه باید بگوید. ماریا غسل تعمید نشده بود. نگاهش را به پنجره دوخت و گفت " برایش دعا کنید شاید خدا گناهش را ببخشد" مادر و اندریاس با تعجب به پدر نگاه کردند. اندریاس با تعجب گفت:" یعنی او به بهشت نمی رود؟" پدر با سر حرف اندریاس را تایید کرد.
مادر که انجیلش را در دست گرفته بود انجیل را انداخت و جیغ بلندی کشید و غش کرد.
مادر دیگر هیچ وقت به کلیسا نرفت. او دیگر موعظه سر کوه را نخواند.





طبقه بندی: گناه نخستین، 
برچسب ها: غسل تعمید، مسیحیت، کتاب مقدس، داستان، حضرت عیسی، مادر، انجیل،
مطالب مرتبط: کودک از لحظه تولد گناه کار است؟؟؟؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 20 خرداد 1391 توسط : محمدکاظم تجرد