تبلیغات
شناخت مسیحیت - مطالب تثلیث

مسیحیان معتقدند: آمرزش گناهان، از صفات ذاتی خداست. و این صفات ذاتی در هیچ کس جز خود خدا هبوط نمی‌کند. جز او هیچ کس نمی‌تواند گناهان ما را بیامرزد. خداوند این قدرت را به هیچ کس نداده و نمی‌دهد. ولی مسیح چنین کرد، پس نتیجه می‌گیریم عیسی مسیح، خداوند است. زیرا مغفرت و درگذشت از گناهان صفتی است كه مختص به خدا است و احدی حق ندارد ادعا كند كه می‌تواند گناهان دیگران را ببخشاید.

یکی از شاهد مثال‌های مسیحیان فقرات زیر از کتاب مقدس است: «پـس‌ به‌ كشتـی‌ سوار شده، عبور كرد و به شهر خویش‌ آمد. ناگاه‌ مفلوجی‌ را بر بستر خوابانیده، نزد وی‌ آوردند. چون‌ ایشان‌ را دید، مفلوج‌ را گفت‌: «ای‌ فرزند، خاطر جمع‌ دار كه‌ گناهانت‌ آمرزیده‌ شد.» آنگاه‌ بعضی‌ از كاتبان‌ با خود گفتند: «این شخص‌ كفر می‌گوید.» عیسی‌ خیالات‌ ایشان‌ را درک نموده، گفت‌: «از بهر چه‌ خیالات‌ فاسد به خاطر خود راه‌ می‌دهید؟ زیرا كدام‌ سهل‌تر است، گفتن‌ اینكه‌ گناهان‌ تو آمرزیده‌ شد یا گفتن‌ آنكه‌ برخاسته‌ بخرام [برخیز و راه برو]؟ لیكن‌ تا بدانید كه‌ پسر انسان‌ را قدرت‌ آمرزیدن‌ گناهان‌ بر روی‌ زمین‌ هست‌» آنگاه‌ مفلوج‌ را گفت‌: «برخیز و بستر خود را برداشته، به‌ خانه‌ خود روانه‌ شو!» در حال‌ برخاسته، به‌ خانه‌ خود رفت! و آن‌ گروه‌ چون‌ این‌ عمل‌ را دیدند، متعجّب‌ شده، خدایی‌ را كه‌ این‌ نوع‌ قدرت‌ به‌ مردم‌ عطا فرموده‌ بود، تمجید نمودند».[۱]

پاسخ:

دقت کنید مسیح می‌فرماید: «لیكن‌ تا بدانید كه‌ پسر انسان‌ را قدرت‌ آمرزیدن‌ گناهان‌ بر روی‌ زمین‌ هست»؛ و سپس بلافاصله حاضرین، خدایی که این قدرت (غفران گناهان) را به مردم (مسیح) بخشیده را تمجید کردند و باور حاضرین زمان مسیح این بوده که این سلطه از جانب خداست. پس حضرت عیسی این کار را مستقیم به خود نسبت نمی‌دهد. همه می‌دانیم برای خدا محال نیست چنین قدرتی را به یک بنده محبوب خود عطا کند که گناه یک نفر را بیامرزد و نه تنها خدا بلکه یک پدر مهربان هم می‌تواند به فرزندش این اجازه را بدهد که بدهکارانی که فرزندش بخواهد بدهی‌هایشان را ببخشد و اسم آن‌ها را از دفتر بدهکاران خط بزند و یقیناً خدا نسبت به مسیح مهربان‌تر از یک پدر نسبت به پسرش می‌باشد. خود مسیح هم می‌گوید برای پسر انسان سلطه‌ای است و مسیح این سلطه را از خدا دریافت کرده است: «به راستی به شما می‌گویم كه پسر هیچ کاری را نمی‌تواند از پیش خودش انجام دهد بلكه می‌بیند هر چه كه پدر كرد او هم همان كار را می‌کند»[۲].

و خود مسیح هم چنین ادعایی ندارد که مستقلاً این سلطه را دارد و همه را از طرف خدا می‌داند. پطرس با صراحت بیان می‌دارد: «ای مردان اسرائیلی به این سخنان گوش دهید. عیسی ناصری مردی بود که مأموریتش از جانب خدا به وسیلۀ معجزات و شگفتی‌ها و نشانه‌هایی که خدا توسط او در میان شما انجام داد به ثبوت رسید، همان طوری که خود شما خوب می‌دانید».[۳] طبق آموزه‌های كتاب مقدس، خدا بی‌نیاز از همگان است و قدرت خویش را از كسی نگرفته است: «هر چه هست از خداست؛ وجود همه چیز به قدرت او وابسته است و همه چیز برای شکوه و جلال اوست. ستایش بی پایان بر او باد! آمین».[۴]

و حضرت مسیح به صراحت بیان می‌کند که قدرتش را از خداوند متعال گرفته است:‌ «عیسی گفت: من به شما گفته‌ام اما شما باور نمی‌کنید. کارهایی که بنام پدر انجام می‌دهم بر من شهادت می‌دهند».[۵] و خود هیچ استقلالی ندارد: «عیسی در جواب آنان گفت: یقین بدانید که پسر نمی‌تواند از خود کاری انجام دهد مگر آنچه می‌بیند پدر انجام می‌دهد. هر چه پدر می‌کند پسر هم می‌کند».[۶] حضرت عیسی اراده خود را در طول اراده الهی بیان می‌دارد: «او به من اختیار داده است تا گناهان مردم را داوری كنم و اما من پیش از آنكه كسی را محاكمه نمایم، نخست با پدرم مشورت می‌کنم. هرچه خدا به من دستور دهد، همان را انجام می‌دهم، از این جهت محاكماتی كه من می‌کنم كاملاً عادلانه است، زیرا مطابق میل و اراده خدایی است كه مرا فرستاده، نه مطابق میل خودم.»[۷]

در اینجا خود مسیح (علیه‌السلام) تصریح دارد که خدا به او قدرت بخشش گناهان را داده و باز هم این خداست که تعیین می‌کند چه کسی قابل آمرزش است و مسیح (علیه‌ السلام) فقط بر طبق فرمان خدا عمل می‌کند. اگر عیسی (علیه‌ السلام)، خدا بود دیگر چرا باید این قدرت را کسی به او ببخشد او خود ذاتاً توان این را باید می‌داشت که گناهان را ببخشد؟

پی‌نوشت:

[۱]. متی ۹: ۱-۸.
[۲]. یوحنا ۵: ۱۹.
[۳]. اعمال رسولان ۲: ۲۲.
[۴]. رومیان ۱۱:‌۳۶.
[۵]. یوحنا ۱۰: ۲۵.
[۶]. یوحنا ۵: ۱۹.
[۷]. یوحنا ۵: ۳۰.





طبقه بندی: تثلیث،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین 1394 توسط : احمد
برای اولین بار صدای خدا را شنیدم که گفت: «یا ریزا [ای رضا] تو لازم نیست مانند قبل نماز بخوانی، چون تو را بخشیده‌ام.» این چیزی بود که من احساس کردم. آرامش را احساس کردم. من قبلاً بارها به زیارت امام رضا [علیه السلام] رفته‌ بودم و 18 ساعت با قطار تا مشهد راه پیموده بودم اما هرچه در حرم امام رضا [علیه‌السلام] دعا می‌کردم و نماز می‌خواندم، جوابی نمی‌شنیدم.
[http://www.aparat.com/v/A3Fpk]


ادامه مطلب



طبقه بندی: نوکیشان مسیحی،  فیلم،  رسانه ها،  تثلیث، 
برچسب ها: رضا صفا، نوکیشان مسیحی، مسیحی شدن، شبکه نجات، reza safa،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 28 دی 1393 توسط : احمد
تثلیث امری است که برای خود مسیحیان نیز سوال است که چگونه با عقل انسان می توان آن را پذیرفت. سوالات در این زمینه از شبکه مسیحی و جواب های غیر قانع کننده آنها را خود مشاهده و قضاوت نمایید.

[http://www.aparat.com/v/ArkLU]




طبقه بندی: فیلم،  رسانه ها،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  نقش پولس در مسیحیت،  تثلیث، 
برچسب ها: رسانه های مسیحی، شبکه های مسیحی، تثلیث، عیسی در کتاب مقدس، براهین تثلیث،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 15 آذر 1392 توسط : احمد
نوشته شده در سه شنبه 7 آبان 1392 توسط : احمد

تصویری که رسانه های غربی از اسلام ارائه می دهند، تصویر نادرستی است. آنها اسلام را یک مکتب طرفدار خشونت و ترور معرفی می‌کنند که رهبر آنها نیز اسامه بن لادن است. اما اسلام دومین دین پرجمعیت جهان و حدود یک و نیم میلیارد پیرو دارد. اسلام دین صلح و آرامش است، دین منطق و عقل، برنامه ایست برای تعالی و سعادت انسان در دنیا و آخرت، دین طرفدار کرامت و آزادی‌های واقعی انسانی. مسیحیانی که نگاه عقلانی به دین خود می‌کنند، مسیحیت را دینی در تناقض اصول عقلانی می‌بینند، دینی که تثلیث را ارائه می‌دهد، قائل به الوهیت حضرت عیسی است، سرشت انسانی را آلوده می‌داند، ازدواج را امری نکوهیده می‌داند که جز برای دوری از گناه توصیه نمی‌کند و ...

از این رو وقتی مسیحیان به مقایسه الهیات و آموزه‌های مسیحیت و اسلام می‌پردازند، اسلام را مکتبی انسان‌ساز، موافق عقل و خرد می‌دانند و به راحتی آن را در آغوش می‌گیرند و به احکام آن پایبند می‌شوند و در این راه حاضر به قبول خطرات و سختی‌های پذیرش اسلام می‌شوند.


[http://www.aparat.com/v/AqJK1]





طبقه بندی: حجاب،  فیلم،  نوکیشان مسلمان،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث، 
برچسب ها: تازه مسلمانان، رهیافتگان، تشرف به اسلام، مستبصرین، گسترش اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 22 شهریور 1392 توسط : احمد


http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_791.jpg

قرآن کریم حضرت عیسی را بشری می‌داند که از طریق اعجاز و بدون پدر از مریم به وجود آمده و به عنوان پیامبر و برای ارشاد مردم مبعوث شده است و مانند سایر پیامبران با خداوند جهان در ارتباط بوده، حقایقی دریافت می‌کرده و به مردم ابلاغ می‌نموده است. نه خدا بوده نه پسر خدا، بلکه بنده خدا بوده است و اگر در انجیل گاهی به عنوان پسر معرفی شده باید به صورت تشریفات توجیه شود؛ و اگر کلمه به او اطلاق شده، بدین جهت است که بدون وجود پدر و به وسیله کلمه (کـُن) تکوینی به وجود آمده است. قرآن عقیده به تثلیث را شرک و کفر می‌داند و خود عیسی نیز از آن تبرّی می‌جسته است.

لقد کفر الذین قالوا إن الله هو المسیح ابن مریم و قال المسیح یا بنی إسرائیل اعبدوا الله ربی و ربکم إنه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و مأواه النار و ما للظالمین من أنصار*لقد کفر الذین قالوا إن الله ثالث ثلاثة و ما من إله إلا اله واحد (مائده (5) آیات 72.73)؛

کسانی که گفتند: «خدا همان مسیح  پسر مریم است کافر شدند.» مسیح می‌گفت: «ای بنی‌اسرائیل، خدا را که پروردگار من و شماست بپرستید. هر کس که به خدا شرک آورد بهشت بر او حرام است و جایگاهش دوزخ است و ستمکاران یاوری ندارند.» کسانی که گفتند خدا سومین شخص تثلیث است کافر شدند. خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد.

و إذ قال الله یا عیسی ابن مریم أأنت قلت للناس اتخذونی و أمی إلهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی أن أقول ما لیس لی بحق إن کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و لا أعلم ما فی نفسک إنک أنت علام الغیوب*ما قلت لهم إلا ما أمرتنی به أن اعبدو الله ربی و ربکم (مائده  آیات 116.117)؛

یاد کن هنگامی را که خدا گفت: «ای» عیسی  پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی: «من و مادرم را، به جای خدا، خدا بگیرید؟» عیسی گفت: «خدایا تو منزه هستی. مرا نرسد که در باره خودم چیزی بگویم که حقم نیست. اگر آن را گفته بودم تو می‌دانستی. آنچه را در دل دارم تو می‌دانی ولی آنچه را در ذات توست من نمی‌دانم. همانا که تو دانای رازهای نهانی. جز آنچه را تو به من امر کردی چیزی به آنان نگفتم. به آنان گفتم: خدا را که پروردگار من و شما است پرستش کنید.»

عیسی خود را بنده خدا و پیامبر معرفی می‌کرد:

قال إنی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛

عیسی گفت: «من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.»

لن یستنکف المسیح أن یکون عبدا لله (مریم  آیه.30)؛

مسیح از بنده خدا بودن خود امتناع نداشت.

إن هو إلا عبد أنعمنا علیه و جعلناه مثلا لبنی إسرائیل (نساء آیه.172)؛

 عیسی  جز بنده‌ای که بر او منت نهاده؛ و وی را برای فرزندان اسرائیل نمونه‌ای قراردادم نبود.

و إذ قال عیسی ابن مریم یا بنی إسرائیل إنی رسول الله إلیکم (زخرف آیه.59)؛

یاد کن زمانی را که عیسی پسر مریم به بنی اسرائیل گفت: «من رسول خدا به سوی شما هستم.»

و یعلمه الکتاب و الحکمة و التوراة و الإنجیل و رسولا إلی بنی إسرائیل (آل عمران آیه.50)؛

به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد و او را به عنوان پیامبر به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد.

و مصدقا لما بین یدی من التوراة و لأحل لکم بعض الذی حرم علیکم (صف  آیه.6)؛

آمدم تا تورات را که پیش از من نازل شده تصدیق کنم و برخی از چیزها را که بر شما حرام شده حلال نمایم.

عیسی خود را مانند سایر بندگان می‌دانست که ولادت و مرگ و زنده شدن بعد از مرگ دارد.

و السلام علی یوم ولدت و یوم أموت و یوم أبعث حیا (آل عمران  آیات 48...49)؛

سلام بر من روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که دوباره زنده می‌شوم.

قرآن عیسی را با اذن خدا، دارای معجزه و کارهای خارق‌العاده می‌داند.

و أبرئ الأکمه و الأبرص و أحی الموتی بإذن الله و أنبئکم بما تأکلون و ما تدخرون فی بیوتکم (مریم آیه.33)؛

نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی را به اذن خدا شفا می‌دهم؛ و از آنچه می‌خورید و در خانه ذخیره می‌کنید خبرمی دهم.

درعین‌حال او را کلمه خدا می‌داند که بدون پدر آفریده‌شده و از آفرینش ویژه‌ای برخوردار است.

إن مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون (آل عمران آیه.49)؛

مثل عیسی نزد خدا مانند آدم است که او را از خاک آفریده و به او گفت: «وجود پیدا کن، پس به وجود آمد.»

إن الله یبشرک بکلمة منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم (آل عمران آیه.45)؛

فرشتگان به مریم گفتند: «خدا تو را به کلمه‌ای از جانب خود که مسیح، عیسی نام دارد بشارت می‌دهد.»





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  اسلام و مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_201.jpg

برخی از مسیحیان امروز  و رهبران آن‌ها هم صدا باخدا نا باوران و مستکبران جهان، اسلام را به خشونت و خونریزی متهم می‌کنند و مدعی هستند که مسیحیت بر خلاف اسلام، دین محبت و مهربانی است؛ از این رو در صدد عیب‌جویی از اسلام بر می‌آیند. اما بحث اصلی این است که آیا مسیحیان در این ادعا راستگو هستند یا دروغگو؟

سخن من با مسیحیان و پیروان عیسی مسیح واقعی نیست بلکه مسیحیان امروز و عیسی مسیح از نظر آن‌هاست. به نظر ما تصویری که اناجیل موجود از عیسی مسیح ارائه می‌دهند غیر از عیسایی است که امروزه مسیحیان به آن اعتقاد دارند و آن را تبلیغ می‌کنند. برای روشن شدن مطلب به چند آیه از کتاب مقدس اشاره می‌کنم، اما قضاوت با شما خواننده محترم.



ادامه مطلب



طبقه بندی: محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  الوهیت عیسی،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  پیامبر اسلام (ص)،  قرآن کریم، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

آنجلا ، دختری که درست چند هفته پس از حادثه 11 سپتامبر به اسلام گرویده است درباره روی آوردن خود به دین اسلام می‌گوید : با اطمینان کامل می‌گویم که اگر خداوند اسلام را به روح من ندمیده بود هیچ گاه نمی‌توانستم آنجلا را پیدا کنم.

آنجلای تازه مسلمان

آنجلا می‌گوید : خداوند اسلام را به من هدیه داد و با این کار دریچه قلب مرا به سوی زیبایی‌ها گشود . اسلام راه درست زندگی را به من نشان داد و حالا من در این دنیا زندگی می‌کنم تا آنچه را پروردگارم از من درخواست کرده برای فراهم کردن زندگی آرام و شاد برای خود و همنوعانم در این دنیا و در آخرت به انجام برسانم و از راهنمایی‌های برای رسیدن به سعادت استفاده کنم.

به گفته این دختر تازه مسلمان آمریکایی هر دینی که منبعی برای آرامش روحی انسان باشد و به او کمک کند تا رفتاری خوب و متناسب با شأن انسانی داشته باشد دینی کامل تلقی می‌شود و هیچ گونه پیش شرطی را نمی‌توان برای کامل بودن آن تعیین کرد.

او ادامه می‌دهد : من یک تازه مسلمان هستم . اجداد من پیروان مذهب کاتولیک بودند اما من در سن 14 سالگی از پذیرش مفهوم تثلیث ( پدر ، پسر ، روح‌القدس ) امتناع کردم و به بیان داستان پیچیده « سه نفر در یک نفر » که در ذهن خودم بود پرداختم.



ادامه مطلب



طبقه بندی: حجاب،  اسلام و مسیحیت،  فیلم،  رسانه ها،  نوکیشان مسلمان،  تثلیث، 
برچسب ها: تازه مسلمان، رهیافتگان، تشرف به اسلام، تثلیث،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/aBvtT]




طبقه بندی: فیلم،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند 1391 توسط : احمد

با توجّه به اینکه پولس در روزگار مسیح (ع) به او ایمان نیاورد تا از تعالیم عیسی (ع) بی‌واسطه برخوردار شود، باید پرسید: که پولس انجیل را از کدام حواری تعلیم گرفت؟ و انجیلی که بدان بشارت می‌داد، اساساً چه بود؟

 پولس در نامه خود به غلاطیان، پرسشِ نخست را بدین گونه پاسخ می‌دهد: «ای برادران، می‌خواهم بدانید انجیلی که من به شما دادم، ساخته و پرداخته دست انسان نیست. من آن را از کسی نگرفتم و کسی هم آن را به ما نیاموخت بلکه عیسی مسیح به وسیله الهام آن را به من آشکار ساخت» (غلاطیان 1: 11-12).

بدین ترتیب، پولس خود را «نخوانده، ملاّ می‌شمرد»! و نیازی برای رجوع به حواریّون در خویشتن نمی‌یافت و از این‌رو در آثار وی ظاهراً نمی‌بینیم که از انجیلِ فلان حواری گزارشی آورده و نقلِ قول کند.

 امّا به سؤال دوّم چگونه می‌توان پاسخ داد؟ پولس چنان نبود که همواره در سرزمینی آرام گیرد. بنابراین، بزودی به روم و یونان سفر کرد و مدّتی در شهرهای «آتنِ» و «کورینت Corinth» اقامت گزید و با آراء یونانیان آشنا شد. وی می‌کوشید نظر رومیان و یونانی‌ها را به سوی آرمان‌هایش جلب کند. نامه پولس به «رومیان» به همراه انجیل به چاپ رسیده و در دسترس قرار دارد و نامه دیگرش به «قرنتیان» از شدّت دلبستگیِ وی به مجذوب ساختن یونانی‌ها حکایت می‌کند. پولس در این نامه می‌نویسد: «من انجیل را مفت و مجّانی به شما رسانیدم، من خود را حقیر ساختم تا شما سرفراز شوید. آیا با این کار، من مرتکب گناه شدم؟ من معاش خود را از کلیساهای دیگر گرفتم و یا به اصطلاح، آنها را غارت کردم تا بتوانم مجّانی به شما خدمت کنم ... به حقانیّتِ مسیح که در زندگیِ من است سوگند یاد می‌کنم که هیچ چیز نمی‌تواند مانع فخر من در تمام سرزمین یونان باشد» (قرنتیان 11: 7-11)


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
برچسب ها: پولس، انحراف در کلیسا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 8 اسفند 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/2kRvf]




طبقه بندی: فیلم،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 4 اسفند 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/AUtro]

ترجمه از حمیدرضا عبدلی

ترجمه ویدیو



طبقه بندی: فیلم،  نوکیشان مسلمان،  تثلیث،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت، 
برچسب ها: رهیافتگان، تشرف به اسلام، دین شمشیر، مستبصرین، گسترش اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/9ImiJ]




طبقه بندی: تثلیث،  نقش پولس در مسیحیت،  فیلم، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 29 دی 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/Zv69K]




طبقه بندی: تثلیث،  نقش پولس در مسیحیت،  فیلم،  اسلام و مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 29 دی 1391 توسط : احمد

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD.jpg

قرآن كریم حضرت عیسى را بشری مى ‏داند كه از طریق اعجاز و بدون پدر از مریم به وجود آمده و به عنوان پیامبر و براى ارشاد مردم مبعوث شده است و مانند سایر پیامبران با خداوند جهان در ارتباط بوده، حقایقی دریافت مى‏ كرده و به مردم ابلاغ مى‏ نموده است. نه خدا بوده نه پسر خدا، بلكه بنده خدا بوده است و اگر در انجیل گاهى به عنوان پسر معرفى شده باید به صورت تشریفات توجیه‏ شود. و اگر كلمه به او اطلاق شده، بدین جهت است كه بدون وجود پدر و به وسیله كلمه (كـُن) تكوینى به وجود آمده است. قرآن عقیده به تثلیث را شرك و كفر مى‏ داند و خود عیسى نیز از آن تبرّى مى‏ جسته است.


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  آموزه نجات،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391 توسط : محسن
دعا یکی از شاخصه ها و ویژگی های هر مسلک معنوی است . در میان ادیان آسمانی هم دعا جایگاه خاصی دارد. اما معنای دعا چیست؟ معنای دعا طلب است اما نه هر طلبی.
مثلا اگر یکی شخصی در مقامی بالا از شخصی در مقامی پایین تر چیزی را درخواست کند به این کار دعا نمی گویند یا اگر شخصی از کسی که در مقام با خود مساوی است چیزی را طلب کند به این کار هم دعا نمی گویند.
دعا در زمانی به کار می رود که شخصی از مقامی بالاتر از خود چیزی را بخواهد. که معمولا این لفظ برای درخواست انسان از خدا به کار می رود.
در کتاب مقدس موارد زیادی وجود دارد که پیامبران خدا دعا کرده باشند و کاری را از خدا در خواست کرده باشند:
پیدایش  25:  21  و اسحاق برای زوجۀ خود، چون که نازاد بود، نزد خداوند دعا کرد
در مواردی هم وجود دارد که مردم از پیامبران الهی طلب دعا کردند:
اعداد  21:  7  و قوم نزد موسی آمده، گفتند: «گناه کردهایم زیرا که بر خداوند و بر تو شکایت آوردهایم، پس نزد خداوند دعا کن تا مارها را از ما دور کند.» و موسی بجهت قوم استغاثه نمود.

یکی از موارد هم در عهد جدید یا همان انجیل عیسی مسیح وجود دارد. زمانی که عیسی حواریون را جمع می کند و آنها را به کوه زیتون می برد:
دعا در کوه زیتون
 39   عیسی بیرون آمد و طبق معمول رهسپار کوه زیتون شد و شاگردانش همراه او بودند.
 40   وقتی به آن محل رسید به آنان فرمود: «دعا کنید که از وسوسه ها دور بمانید.»
 41   عیسی به اندازه پرتاب یک سنگ از آنان فاصله گرفت، زانو زد و چنین دعا کرد:
 42   «ای پدر، اگر اراده توست، این پیاله را از من دور کن. امّا نه اراده من بلکه اراده تو به انجام برسد.»
این یکی از موارد دعای عیسی است اما در این چند جمله و فراز از انجیل نکاتی مطرح است:
نکته اول اینکه طبق معنایی که همه بزرگان از دعا کرده اند دعا درخواست یک شخص از شخصی در مقام بالاتر است . یعنی در این جا عیسی از خدا درخواست می کند در حالی که اعتراف می کند که مقام خدا بالاتر است پس به هیچ وجه معنا ندارد که بگوییم عیسی خدایی است در کنار خدای پدر یا هم مقام با خدای پدر .
 نکته دوم:اگر هم بگوییم که این معنا از دعا درست نیست ، در دعا خود عیسی چنین بر می آید که عیسی خود را در مقامی پایین تر از خدا می داند زمانی که می گوید : اما نه اراده من بلکه اراده تو به انجام برسد
و اینجاست که فرموده عیسی را باید به همه جهانیان و مخصوصا مسیحیان گوش زد کرد:
دعا کنید که از وسوسه های دور بمانید.
اما آیا زمانی که خود عیسی بارها اعتراف دارد به اینکه خدا نیست ، خدا دانستن او یک وسوسه نیست؟؟؟





طبقه بندی: تثلیث،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
برچسب ها: تثلیث، کتاب مقدس، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
یکی از مناقشات بزرگ بین اسلام و مسیحیت، بحث مصلوب شدن مسیح است. البته مسیحیان، بخش بزرگی از الهیات خویش را نیز به این مسئله معطوف کرده و می گویند مسیح روی صلیب جان داد، تا کفّارۀ گناهان ما باشد، که خب این امر با عدالت خدا منافات دارد، و لازمۀ عدالت خدا این است که هر کسی مجازات عمل خودش را ببیند و کسی به گناه فرد دیگری کشته نشود. البته برخی گروههای دیگر مسیحی، بحث صلیب را تا سر حدّ آسانتر کردن راه نجات، پایین آورده اند. تا وقتی مسیحیان و مسلمانان، بر اساس کتاب مقدّس خودشان در مورد ماجرای صلیب بحث کنند، بحث به هیچ جایی نمی رسد، زیرا کتاب مقدّس با کمال صراحت، می گوید مسیح مصلوب شد و قرآن با کمال صراحت می گوید که مسیح مصلوب نشد.
[http://www.aparat.com/v/7zyV2]





طبقه بندی: اسلام و مسیحیت،  فیلم،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
برچسب ها: صلیب، تثلیث، الوهیت عیسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر 1391 توسط : احمد

بنده علی الشیخ، متولد بغداد هستم. پیش از این مسیحی (کاتولیک ) بودم و در سال 1370 به دین مبین اسلام مشرف شدم. در بغداد با مسلمانان، بسیار رفت و آمد میکردم؛ اما متاسفانه از دین اسلام اطلاع چندانی نداشتم. پس از این که در ایران انقلاب شد و حضرت امام (ره ) به ایران آمدند، بسیاری از مسیحیان از جمله بنده، به ایران آمدیم. مدتی پس از ورود به ایران، برخی از دوستان رفتند و من و چند نفر دیگر در تهران ماندیم؛ چون جو فرهنگی این جا با عراق متفاوت بود.

درباره مسیحیت بحث هایی پیش میآمد، از کودکی به ما القا شده بود که مسلمانان خیلی به مسیح (ع) و حضرت مریم (س) بد میگویند و من نیز این اعتقاد در دلم بود. روزی با یکی از دوستان مسلمان، مشغول بحث بودیم که ایشان گفتند ما به حضرت مسیح (ع) و مریم (س) علاقه زیادی داریم. ایشان به من قرآن داد و از من خواست تا سوره مریم را مطالعه کنم. زمانی که من سوره مریم را خواندم، باور نمی کردم که قرآن چنین سخنان زیبایی راجع به حضرت مریم (س) گفته باشد. از آن پس، به مسایلی که در دلم بود شک کردم. این موضوع باعث شد تا به مطالعه و بحث در این زمینه ادامه دهم و سرانجام خداوند این توفیق را به من داد تا به دین اسلام مشرف شوم. من کتابی به نام «هبه السماء» (هدیه آسمانی) دارم که در آن مختصری از زندگی نامه خود را که پانزده صفحه است نوشته ام.


در سال1374 به حوزه آمدم. دو سال در مدرسه دارالحکمه شهید محراب،محمد باقر حکیم بودم. پس از آن به مدرسه امام خمینی (ره )رفتم و در آن جا مقطع اول و دوم را تمام کردم. چند تالیف دارم: یکی همان است که در سال 78 چاپ شد؛ دیگری « الصحیح فی انجیل المسیح» است که امسال چاپ گردید. کتاب بزرگی به نام « المسیحیه فی المیزان » دارم که ان شاء الله پس از پایان نامه به اتمام میرسانم. پایان نامه ام نیز در رشته فلسفه و کلام است و « حقیقه المسیح (ع) » نام دارد. این مجموعه شامل بحث مقارنه می‌باشد که تقریبا تمام شده است. هم اکنون در مدرسة امام خمینی (ره ) مشغول تدریس تاریخ فلسفه غرب، ادیان و فلسفه تمهیدی هستم.


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  آموزه نجات،  تثلیث،  نقش پولس در مسیحیت،  کلیسای کاتولیک،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس،  فرق مسیحیت،  نوکیشان مسلمان، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 30 آبان 1391 توسط : احمد
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B1%DB%8C%20%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%86.jpg

شاید دوستان مسیحی باور نکنند، ولی خیلی از دانشمندان مسلمان شده اند.
جای سوال است که چرا فلاسفه و دانشمندان به اسلام تمایل داردند؟اینان پس از مدتی تدبر و مطالعه در آموزه های اسلام آن را به عنوان دین رهایی بخش و عاقلانه و عاشقانه پذیرفته اند.دلایل آنها را در چند گزینه می توان  خلاصه کرد:
در ادامه مطلب به بعضی از این علل پرداخته شده ببینید ، خالی از لطف نیست.

ادامه مطلب



طبقه بندی: نوکیشان مسلمان،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  تثلیث،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: فلسفه، اسلام، غرب، مسیحیت، مسیحیت گریزی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 28 آبان 1391 توسط : محسن
متن گفتگوی من با یکی از مسیحیان (گزارش این گفتگو در پست قبلی آمده است)  
سلام            

·         Salam

 ·         خوبید؟

·         mamnoon shoma khobid?

·         ممنون . ممکنه فارسی بنویسید؟

·         sharmande man farsi nadare compiuteram

·         شما هم می خواهید بگویید که مسلمان بوده اید و بعد مسیحی شده اید؟

·         Baleeee, shokre khodaaaa

·         چه مدته که مسیحی شده اید؟

·         modatesho nemidonammmm

·         !!!!!!   چند سال مسلمان بوده اید؟

·         in soalaye baraye chist?

·         برام جالبه. می خوام بدونم انگیزه و علت برخی تغییر دین ها چیست؟

·         shoma mosalmonid ?

·                 baleeeeeeeeeeeeee


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس،  پیامبر اسلام (ص)، 
مطالب مرتبط: گزارش اجمالی این گفتگو،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 20 آبان 1391 توسط : احمد
در این ویدیو مسیحیان خود معترفند که تثلیث را خوب نفهمیده ایم. البته نه اینکه آنها درکشان پایین است، نه بلکه تثلیث عقلانی نیست از این رو برخی گفته اند  باید به تثلیث ایمان آورد.
[http://www.aparat.com/v/dt5or]




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس،  فیلم،  رسانه ها، 
برچسب ها: تثلیث، شبکه های مسیحی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان 1391 توسط : احمد
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A8%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%86%20%D8%AA%D8%AB%D9%84%DB%8C%D8%AB.jpg


وقتی با مسیحیان در مورد امکان تثلیث بحث می کنی مثالهای را برای امکان تثلیث می زنند که کاملا با تثلیث نا سازگار است و برای اینکه تثلیث را توضیح دهند و آن را قابل درک بسازند, دست به ارائه توضیحات, یا بهتر است بگوییم, تمثیل‌ها می‌زنند. ذیلاً چند مورد از این تمثیل‌های غلط را مورد اشاره قرار می‌دهیم.

تمثیل مثلث؛
می‌گویند همانطور که مثلث دارای سه ضلع است, اما این سه ضلع مجموعاً یک مثلث واحد را تشکیل می‌دهند, خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می‌آورند. در وهلة اول, این مثال منطقی به‌نظر می‌رسد, اما با تعریفی که از تثلیث به‌دست داریم ناسازگار است. در مثلث, هر ضلع به‌خودی خود فقط یک "ضلع" است, نه یک مثلث. اما در تثلیث, هر شخص (پدر یا پسر یا روح‌القدس) به‌تنهایی کاملاً ذات الهی دارند و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند. ما در واقع, سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می‌آورند و این یک راز است.




ادامه مطلب



طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: کتاب مقدس، مثال، اشکالات مسیحیت، تثلیث، الوهیت عیسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 9 آبان 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A8%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%86%20%D8%AA%D8%AB%D9%84%DB%8C%D8%AB.jpg

سوالی از مسیحیان باید پرسیده شود این است که آیا میدانند اعتقاد تثلیث از کی و توسط چه کسانی وارد آموزه مسیحیت شده؟
جواب این سوال بر عهده مسیحیان عزیز است ولی برای ما بد نیست اشاره ای به تاریخ آن بکنیم.
برای پاسخ به این پرسش باید کمی به عقب رفت.
 حضرت عیسی خودش از کسانی بود که به شریعت موسی پایبند بود . در تعالیم او، توحید و یگانگی خدا، به همان مفهومی که برای یهودیان شناخته شده بود، اهمیت خاصی داشت. او خود را بنده و فرستاده ی خداوند می دانست که برای راهنمایی گوسفندان گم شده ی اسرائیل آمده است.
با وجود این، مسیحیت از مذهبی یکتاگرایانه و شریعت مدار، به الهیات عیسی ـ خدایی و تثلیث تغییر مسیر داد. در این تغییرات نقش پولس به عنوان اولین و مهم ترین عامل تغییر، معرفی شده است. او که هم با مذهب یهود آشنایی داشت و هم فلسفه ی یونانی را آموخته بود، به خوبی می توانست با آمیختن عناصر مهم فرهنگ های یونانی با مسیحیت در جلب نظر یونانیان به دین جدید موفقیت کسب کند. از سوی دیگر، فلسطین در آن زمان چهار راهی بود که اندیشه های شرک آلود از مصر، ایران، هند و روم به آنجا راه می یافت. هم پولس و هم پدران اولیه کلیسا به راحتی می توانستند با جذب عناصر بیگانه، دین جدید را برای غیر یهودیان قابل پذیرش کنند. به گفته ی ویل دورانت، افکار مربوط به تثلیث خدا، روز بازپسین داوری و پرستش مادر و کودک از مصر به مسیحیت انتقال یافت و مذهب تئوزونی که مذاهب نو افلاطونی و گنوسی را به وجود آورد، مایه ی ابهام دین مسیح شد. از سوریه داستان رستاخیز آدونیس، از ترکیه پرستش دیونوسوس، (خدای میرنده و نجات دهنده) و از ایران اعتقاد به دوران های هزار ساله ی حکومت و برخی اعتقادات دیگر به مسیحیت راه یافت.(ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 3، ص 697)


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/image/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/437567_yCwWsdul.jpg

و از آن‌ زمان‌ عیسی‌ به‌ شاگردان‌ خود خبردادن‌ آغاز کرد که‌ رفتن‌ او به‌ اورشلیم‌ و زحمتِ بسیار کشیدن‌ از مشایخ‌ و رؤسای‌ کهَنه‌ و کاتبان‌ و کشته‌ شدن‌ و در روز سوم‌ برخاستن‌ ضروری‌ است‌.متی باب 16 فراز 21
در مورد این فراز از کتاب مقدس بحث هایی شده اما من می خواهم به مطلبی اشاره کنم که شاید کسی به این مطلب نپرداخته باشد و اون این که مسیحیان ادعای الوهیت عیسی میکنند ولی نمی دانند خدا بودن عیسی لوازمی دارد من به یک لازمه خدا بودن که مربوط به این فراز از انجیل متی هست اشاره میکنم
همه خداپرستان از جمله مسیحیان معتقد هستند خداوند قادر مطلق است و کسی نمی تواند او را مجبور به کاری کند
اگر دوباره برگردیم و جمله انجیل را بخوانیم متوجه تناقضی می شویم(و از آن‌ زمان‌ عیسی‌ به‌ شاگردان‌ خود خبردادن‌ آغاز کرد که‌ رفتن‌ او به‌ اورشلیم‌ و زحمتِ بسیار کشیدن‌ از مشایخ‌ و رؤسای‌ کهَنه‌ و کاتبان‌ و کشته‌ شدن‌ و در روز سوم‌ برخاستن‌ ضروری‌ است‌. (
در آخر این فراز از کتاب مقدس نوشته شده،( ضروری است ) یعنی رفتن به اورشلیم و زحمت کشیدن و کشته شدن امری ضروری است . حضرت عیسی ناچار به انجام این امور است
سوال اینجاست ، اگر او خداست چه کسی او را مجبور به این کار می کند؟
اصلا مگه امکان دارد خدا را مجبور به کاری کرد؟




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  آموزه نجات،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 27 مرداد 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/image/%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C%20%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF.jpg

در انجیل متی باب 17 فراز 22و23 می خوانیم ( و چون‌ ایشان‌ در جلیل‌ می‌گشتند، عیسی‌ بدیشان‌ گفت‌: «پسر انسان‌ بدست‌ مردم‌ تسلیم‌ کرده‌ خواهد شد،   و او را خواهند کشت‌ و در روز سوم‌ خواهد برخاست‌.» پس‌ بسیار محزون‌ شدند.(
مسئله اولی که در اینجا مطرح است این هست که حضرت عیسی خودش ، خودش را پسر انسان می نامد نه خدا.
مسئله دوم این است که حضرت عیسی به مرگ خودش به دست مردم اقرار می کند.
مسئله سوم این است که حضرت عیسی بعد از سه روز از قبر بر می خیزد.
در عرف می گویند اقرار العقلا علی انفسهم جایز، حضرت عیسی هم که از عقلا بوده اند، پس وقتی خودشون میگن من پسر انسان هستم، پس باید قبول کرد و نگفت ایشان پسر خداست.
پس چرا مسیحیان قائل به الوهیت عیسی علیه السلام هستند؟ عیسی از انسان متولد شده ، آیا انسان می تواند خدا را متولد کند؟
در مورد مسئله دوم باید سوال کرد آیا امکان دارد خدا بمیرد حتی برای سه روز؟
واگر خدا بمیرد ، بعد از سه روز چه کسی او را زنده می کند؟
اگر خدا بمیرد ، در اون سه روز، امور خلقت و هستی در دست چه کسی بوده؟
مگر اینکه بگیم، چند خدا وجود دارد، که این بطلانش اظهر من الشمس است.




طبقه بندی: فداء (قربانی عیسی)،  آموزه نجات،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%20%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D9%88%D8%AF.jpg

برای ما خیلی جالبه مسیحیان عقایدی دارند که حتی در کتاب مقدس بر خلاف اون اعتقاد جملاتی وارد شده.
مثلا اعتقاد مسیحیان به تثلیث و الوهیت عیسی مسیح که نه تنها در کتاب مقدس ، آیه و فرازی در مورد این اعتقاد وارد نشده بلکه بر خلاف این اعتقاد، جملات متعددی وارد شده.  
در کتاب مقدس می خوانیم:
تنها یک خدا هست و بین خدا و آدمیان نیز یک واسطه وجود دارد که آن انسان عیسی مسیح است(اول تیموتائوس۵:۲).

البته من این جمله را به چند مسیحی هم آدرس دادم ولی هیچکدام نظری در مورد این جمله نداشتن.
با تمام این گفته ها باز مسیحیان اصرار و ابرام بر عقیده باطل خود دارند.
خداوند در قرآن افرادی را که بعد از مشخص شدن حقیقت زیر بار حقیقت نمی روند و یا آن را کتمان میکنند به شدت سرزنش می کند.
یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (آل عمران آیه 70)
ای اهل کتاب! چرا حق را با باطل، مشتبه می‌کنید (تا دیگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقیقت را پوشیده می‌دارید در حالی که می‌دانید؟!

لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ ۚ قُلْ فَمَن یَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ أَن یُهْلِكَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ۗ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا ۚ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ(مائده آیه16)
آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح بن مریم است»، بطور مسلّم کافر شدند؛ بگو: «اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانی را که روی زمین هستند هلاک کند، چه کسی می‌تواند جلوگیری کند؟ (آری،) حکومت آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست؛ هر چه بخواهد، می‌آفریند؛ (حتّی انسانی بدون پدر، مانند مسیح؛) و او، بر هر چیزی تواناست.»




طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  آموزه نجات،  تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/image/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7.jpg

به نظر شما درست است خدا از خودش چیزی بخواهد؟
گفتار عیسی(ع) در لحظات پایان عمر دلیل بر خدا نبودن ایشان است.
دعاهای عیسی(ع) خود مثال قدرتمندی است از این که او از مقام پایین تری برخوردار بود.
عیسی(ع) در هنگام مرگ(به ادعای انجیل) با دعای خود نشان داد که چه کسی مقام برتر از او داشته است.
به این فراز از کتاب مقدس توجه کنید:
ای پدر اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان لیکن نه به خواهش من بلکه به ارادة تو. (لوقا 22: 42)
دقت فرمائید اینجا حضرت عیسی(ع) از چه کسی خواهش می کند؟
به بخشی از خودش؟!!
یا به تمام خودش؟!!
با کمی دقت در این فراز می توان فهمید که عیسی با کسی غیر از خودش سخن می گوید که مقامش از او بالاتر است ، و اصلا امکان ندارد کسی از خودش چیزی بخواهد.
سپس ، وقتی که عیسی به مرگ نزدیک میشد ، فریاد زد:
«الهی ، الهی ، چرا مرا واگذاردی؟» (مرقس 15: 34)
عیسی(ع)  چه کسی را صدا می زند؟
به خودش یا به بخشی از خودش؟!!
مطمئناً ، آن فریاد «الهی» از کسی که خویشتن را خدا می دانست برنیامده است. و اگر عیسی خدا بود ، در اینصورت چه کسی او را ترک کرده بود؟ خودش یا بخشی از خودش؟!!
 چنین چیزی بی معنی نیست؟
عیسی(ع) همچنین گفت: «ای پدر بدستهای تو روح خود را می سپارم.» (لوقا 23: 46)
اگر عیسی(ع) همان خداست که جسم پوشیده ، این دعا را به درگاه چه کسی می کند و روح خود را به دست چه کسی میدهد ؟
اصلا مگر ممکن است روح از خدا جدا شود و در دست کسی غیر از خدا بیافتد؟
این جملات در خود کتاب مقدس موجود است و دلیل محکمی بر انسان بودن عیسی می باشد.




طبقه بندی: تثلیث،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط : محسن
اگر در میان مسیحیان جستجویی انجام دهید خواهید دید که دو آموزه تثلیث و فدا ، ارکان این دین را تشکیل می دهند. دین مسیحیت خود را وام دار و متعلق به حضرت عیسی می داند و نامد. این اعتقاد به این معناست که مسیحیت باید اموزه ها و رفتار و کردار و اعتقادات خود را با استناد به حضرت مسیح بیان کند. مگر می شود منشا رودی را به چشمه ای نسبت دهیم و بگوییم قوت آن رود از این چشمه است ولی در عمل ببنیم که رود از منشا ها و منابع دیگری تغذیه می شود؟ وقتی مسیحیت خود را متعلق به نجات دهنده ای مانند حضرت عیسی می داند باید ارکان و دغدغه های خود را منسوب به حضرت عیسی بداند.
مثلا مراسم عشای ربانی مراسمی است که در اناجیل 4گانه آمده است که عیسی آنرا بنا نهاد. یا مثلا موعظه سر کوه از موعظه هایی است که در اناجیل آمده است. یا مثلا بحث غسل تعمید ، هم در بیان عیسی وجود دارد و هم در اناجیل آمده است که عیسی خود غسل تعمید یافت.
اما دو آموزه مهم مسیحیت یعنی تثلیث و فدا را نمی توان به حضرت عیسی منسوب کرد. در مورد تثلیث بسیار در همین وبلاگ صحبت شده است و با بیانها مختلف ثابت شده است که عیسی دم از خدایی نزده است و بار ها هم خود را فرزند انسان نامیده است و بارها از قدرت کم خود در برابر خدا صحبت کرده است.
اما در مورد فدا. فدا یا همان نجات بشریت از گناه نخستین توسط حضرت عیسی در هیچکدام از اناجیل 4گانه نیامده است. این اموزه فقط توسط شخصی بیان شده است که خود غرق در گناه بوده است و دشمن سرسخت عیسی و مسیحیان بوده است و دستش به خون بسیاری از مسیحیان آغشته بوده است.
وقتی این دو اصل اساسی دین مسیحیت برگرفته از کلام و اعتقادات عیسی نیست ؛ یک سوال به وجود می آید نقش حضرت عیسی در دین مسیحیت چیست؟ گاهی انسان خیال می کند مسیحیان از حضرت عیسی و شخصیت بزرگ ایشان به عنوان سپر استفاده کرده اند برای بیان اعتقادات بعضا خلاف عقل و بعضا خلاف وجدان ، خود.
مسلما عیسی فقط یک نجات دهنده بدون فکر و برنامه نبوده است که هیچ نگوید و در آینده عده بیایند و نکاتی را به عنوان اصول دین و اساس مسیحیت به این دین اضافه کنند.
پس ربط تثلیث و فدا با مسیحیت حضرت عیسی چیست؟؟؟




طبقه بندی: فداء (قربانی عیسی)،  آموزه نجات،  تثلیث، 
برچسب ها: مسیحیت، حضرت عیسی، تثلیث، فدا، گناه نخستین، انجیل، کتاب مقدس، کلیسا، پولس، عشای ربانی، غسل تعمید، موعظه سر کوه،
مطالب مرتبط: یک شب تلخ بارانی، خدایی که از خدا کمک می خواهد، پسر خدا را باور کنیم یا پسر انسان را، نجات بشر از گناه اولیه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/QURAN.jpg

سوره کهف با انذار و تبشیر دعوت می‏ كند به اعتقاد حق و عمل صالح ، هم چنان كه از دو آیه اولش هم بوى این معنا استشمام مى‏ شود.
و نیز از آیه آخر سوره كه مى‏ فرماید" فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً".
و در این سوره مساله نفى فرزند داشتن خدا مورد عنایت و توجه زیادى واقع شده است نظیر اینكه مى‏ بینیم تهدید و انذار را به كسانى اختصاص مى‏ دهد كه براى خدا فرزند قائل شده ‏اند، یعنى بعد از آنكه مى‏ فرماید:" لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ" مجددا مى‏ فرماید:" وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً".
پس در این آیه روى سخن با دوگانه پرستان است ، كه قائل به فرزندى ملائكه و جن و مصلحین بشر براى خدا هستند ، و همچنین خطاب به نصارى است كه قائل به فرزندى مسیح براى اویند. و بعید نیست كه روى سخن به یهود هم باشد، چون خود قرآن از یهود نقل كرده كه گفته‏ اند" عزیر پسر خدا است".

" ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ ...".
از آیه شریفه" أَنَّى یَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ" (از كجا براى او فرزند مى ‏شود و حال آنكه زن ندارد چون هر چه از زن و مرد و هر مخلوق دیگر كه هست او خلق كرده. سوره انعام، آیه 101.) استفاده مى ‏شود كه مورد بحث آیه معتقد بوده‏ اند خدا حقیقتا فرزند گرفته و فرزنددار شده است.
لذا در آیه مورد بحث آن را با دو جواب رد مى‏ كند: یكى اینكه این سخن را از روى نادانى زده‏ اند، و علمى بدان ندارند، دوم اینكه دروغ مى‏ گویند.

 [قول و اعتقاد به فرزند داشتن خدا چه به نحو حقیقى و چه به نحو مجاز باطل و ممنوع است‏]
البته این را هم نباید از نظر دور داشت كه بعضى از كسانى كه قائل به فرزنددار بودن خدا بودند، منظورشان فرزند حقیقى نبوده، بلكه به عنوان احترام و تشریف و براى اینكه قرب به خدا و خصوصیت آن شخص مورد علاقه‏ شان را برسانند اطلاق پسر خدا بر او مى‏ كرده‏ اند، مانند یهود كه- به طورى كه قرآن از ایشان حكایت كرده- عزیز را پسر خدا مى‏ دانسته‏ اند، و یا مى‏ گفته ‏اند:" نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ- ما پسران و دوستان خداییم" و همچنین در كلمات بعضى از قدماى ایشان آمده كه بر بعضى از مخلوقات اولیه اطلاق" پسر خدا" مى‏ كرده ‏اند، به این عنوان كه اینها اولین خلق خدا هستند كه خدایشان آفریده و صادر كرده، همانطور كه پسر از پدر صدور مى ‏یابد و بر آن موجوداتى كه واسطه این صدور بودند اطلاق همسر و زوج مى‏ كرده‏ اند.
و این دو اطلاق هر چند كه شامل آنچه كه اطلاق اول مى‏ شده ، نمى‏ شود چون این اطلاق از باب مجاز و به عنوان احترام بوده، و لیكن هر دو از نظر شرع ممنوع است. نه صحیح است گفته شود فلان موجود فرزند واقعى خدا است آن طور كه ما فرزندان پدران خود هستیم، و نه صحیح است بگوئیم فلان موجود آن قدر داراى شرافت است كه اگر ممكن بود خدا فرزند دار شود جز این موجود كسى فرزند او نمى ‏بود، و ملاك ممنوعیت این دو اطلاق همین بس كه هر دو باعث مى‏ شود عامه مردم گمراه گشته رفته رفته از مجاز، حقیقت را بفهمند و به شقاوت دائمى و هلاكت جاودانه گرفتار گردند




طبقه بندی: آموزه نجات،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  اسلام و مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%AF.jpg
در پست قبلی به اشکالی اشاره کردم که الان آن را بازتر می کنم.
مسیحیان میگویند حضرت عیسی خداست.
از دیگر اعتقادات مسیحیان این است که مسیح مصلوب شده ، مرده و 3 روز یا کمتر از سه روز در قبر مدفون شده.
سوالی که اینجا مطرح است این است که اگر عیسی خدا بوده و برای چند روزی مرده چه کسی او را دوباره زنده کرده ؟
خودش که مرده بوده و نمی توانسته خودش را زنده بکند؟
پس خدای دیگری او را زنده کرده ؟ که در این صورت باید قائل به تعدد خدایان بشویم و این از محالات است.




طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 7 مرداد 1391 توسط : محسن
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2