تبلیغات
شناخت مسیحیت - مطالب تحولات در مسیحیت
کلیسای خانگی به مفهوم کهن و سنتیِ آن، به اجتماعی گفته می‌شود که در صدر مسیحیت [۱] برای برگزاری آیین‌های پرستشی مسیحیت شکل می‌گرفت؛ اما امروزه با تأثیری که جریان‌های فکری صهیونیسم، بر تفکر گروه‌ها و جنبش‌های نوپدید مسیحی نهاده، کلیسای خانگی نیز مفهوم و کارکرد جدیدی یافته است.

ادامه مطلب




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  نوکیشان مسیحی،  فساد در کلیسا، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 14 شهریور 1394 توسط : احمد
«بارت ارمن» (Bart D. Ehrman) متولد ۱۹۵۵، از محققین برجسته کتاب مقدس، مسیحیت را ترک کرد. پرفسور «ارمن» در کانزاس آمریکا متولد شد و در دوران دبیرستان یک مسیحی انجیلی معتقد بود. او در کتاب‌های خود از شور و شوق جوانی خود به مسیحیت، به تولدی دوباره و مسیحی بنیادگرا تعبیر کرده است و بر این باور بوده که کلمات کتاب مقدس وحی الهی است که خداوند آنها را از هرگونه خطا و اشتباهی حفاظت کرده است...

بارت ارمن

ادامه مطلب




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 14 شهریور 1394 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/0lh6R]


پدری روحانی با نام کشیش دیوید رایدر شروع به رقص «تپ دنس» می کند و دقایقی بعد کشیش جان گیبسون به قصد رقابت، کشیش رایدر را کنار می زند و با رقص پای ایرلندی تماشاچیان را حیرت زده می کند. کشیش رایدر در پاسخ به منتقدان محافظه کار می گوید: « فقط آن ها را به کتاب مقدس رجوع می دهم که در آن خداوند به ما می گوید با شادی زندگی کنید.» این دو کشیش هر دو در یکی از حوزه های دروس الهیات واتیکان تحصیل می کنند.




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فرق مسیحیت،  رسانه ها،  فیلم،  فساد در کلیسا، 
برچسب ها: رقص در کتاب مقدس، فساد در کلیسا، فرقه‌های مسیحی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 23 اسفند 1393 توسط : احمد
ارتداد در همه ادیان محکوم است و مجازات آن در عمده ادیان مرگ است.
حکم ارتداد در کتاب مقدس بسیار شدیدتر از قرآن است. طبق کتاب مقدس، شخص مرتد باید به قتل برسد و امکان توبه برای او وجود ندارد. حتی گاه باید تمام سکنه شهر و حیوانات و دارایی‌های آن را از بین برد.
یهودیان امروزی، ارتداد را محال می‌دانند؛ زیرا یهودیت را یک امر قومی می‌شمارند که با تغییر ایمان، قومیت تغییری نمی‌کند.
کلیسا در قرون وسطی، کوچکترین اختلاف با کلیسای رسمی را بدعت می‌شمرد و مجازات آن را مرگ تعیین می‌کرد.
در عصر حاضر مجازات ارتداد در متعصب ‌ترین جوامع مسیحی، چیزی بیش از تکفیر و طرد از جامعه دینی نیست.

ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 30 آبان 1393 توسط : احمد
در ۱۰ سال اخیر، شمار مسیحی‌ها در انگلستان، کاهشی بیش از ۴میلیون نفری داشته است. این در حالی است که شمار مسلمانان، دو برابر شده است. این آمار همچنین نشان از ظهور ادیان عجیب و غریبی داشت که یکی از آنها، عقیده خود از یک فیلم سینمایی الهام گرفته است.

مقایسه میان آمار سال ۲۰۰۱ و آمار سال گذشته بریتانیا نشان می‌دهد که در انگلستان ۵۳ میلیون نفری، از هر ۱۰ نفر، کمتر از ۶ نفر مسیحی هستند. در ولز هم که ساکنانش تنها بالغ بر ۳ میلیون نفر است، آخرین آمارگیری نشان می‌دهد که ۵۹ درصد از آن‌ها مسیحی هستند. این در حالی است که در آمار ده سال پیش از آن، ۷۲درصد از ساکنان این کشور مسیحی خود را مسیحی معرفی کرده بودند.

به عبارتی دیگر، شمار مسیحیان، کاهشی ۱۲.۴ درصدی داشت که آن‌ها را به ۵۹ درصد ساکنان از کل انگلستان یعنی حدود ۳۴میلیون نفر کاهش داده است. افول مسیحیت

از سوی دیگر، شمار افرادی که خود را بی‌دین نامیدند، از ۷ میلیون و ۷۰۰هزار نفر در سال ۲۰۰۱، به ۱۴میلیون و ۱۰۰هزار نفر در سال پیش افزایش یافته اند. این گروه هم اینک ۴۸درصد ساکنان لندن را تشکیل می‌دهند. با این وجود، کلیسای بریتانیا، این آمار را ''باعث خوشحالی'' توصیف کرده است. در بیانیه‌ای که سخنگوی کلیسای انگلستان منتشر کرده آمده است:''این آمار نشان می‌دهم که دستکم ما همچنان امت مومنی هستیم.'' او خاطرنشان کرده است که شمار مومنان از مسیحیان و دیگر ادیان، دو سوم کل ساکنان انگلستان است.

اما آندر کوبسون، از اعضای جمعیت انسانی‌گرایان بریتانیا، بیانیه‌ای صادر کرد که در آن از اهمیت امیدواری کلیسای انگلستان کاست. او در این بیانیه خاطرنشان کرده است که شمار زیادی از کسانی که در آمار اخیر خود را مسیحی نامیدند، راه آسان برای پاسخ به سوال را انتخاب کردند تا خود را در میان دینداران معرفی کنند. او تاکید کرده است: ''در حقیقت نسبت مسیحیان انگلستان بسیار کمتر از آن چیزی است که آمار نشان می‌دهد، زیرا اکثر آن‌ها به اعمال دینی پایبند نیستند.''

مقایسه آمار سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۱ نشان می‌دهد دینی که پیروانش بیشترین رشد را در انگلستان و ولز داشته، اسلام است. در سال ۲۰۰۱، شمار مسلمانان یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بود که در آمار سال گذشتنه، به دو میلیون و ۷۰۰هزار نفر رسید. بر این پایه، چنانچه افزایش شمار مسلمانان انگلیس به روند فعلی خود ادامه دهد، می‌توان تصور کرد که در آمارگیری سال ۲۰۲۱، شمار آن‌ها به بیش از ۴میلیون نفر برسد.

بدین ترتیب شمار پیروان این دین در ۳۰ سال آینده شاید به ۱۵میلیون نفر برسد. مساله عجیب در آمار اخیر این است که ۱۷۷ هزار نفر در انگلستان و ولز، خود را از پیروان دین ''جدی'' (Jedism) معرفی کردند. این دین دارای صبغه‌ای فلسفی است که از فیلم مشهور ''جنگ ستارگان'' برگرفته شده است. ۵۶۶۲۰ نفر هم خود را از پیروان ادیان مختلف معرفی کردند.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  اسلام و مسیحیت،  اخبار، 
برچسب ها: غروب مسیحیت در انگلستان، افول مسیحیت، فساد اخلاقی کلیسا، فساد اخلاقی کشیشان، رشد اسلام در انگلستان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 توسط : احمد
به دلیل کم رونق شدن کلیسا و عدم شرکت مسحیان در مراسم دینی، کلیسا به مسجد تبدیل شد تا محل عبادت مسلمانانی شود که جایی برای برگزاری مراسمشان ندارند. برخی از مسیحیان مخالف این عمل هستند. ولی برخی معتقدند که مسلمانان و مسیحیان هر دو خدای واحدی را می‌پرستند و هنگامی که کلیسا بی استفاده شده است، خوب است به مسلمانان برای عبادت داده شود.

[http://www.aparat.com/v/xyNeZ]





طبقه بندی: فیلم،  تحولات در مسیحیت،  اسلام و مسیحیت، 
برچسب ها: کلیسا به مسجد، گسترش اسلام، اسلام در فرانسه، اسلام و مسیحیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 6 آذر 1392 توسط : احمد

در مقایسه امور با عقل چند وجه قابل تصور است: 1. با عقل بشری می‌توان آن را تصدیق کرد. 2. از دسترس قضاوت عقل خارج است. 3. مخالف حکم عقل است. در امور اعتقادی برخی عقاید مطابق حکم عقل است؛ مانند حرمت ظلم به دیگران. و برخی خارج از دسترس عقل است مانند حالات قیامت و کیفیت انجام عبادات. اما نباید عقیده‌ای مخالف حکم صریح عقل باشد.

در مسیحیت امور زیادی است که مخالف حکم صریح عقل است ولی مسیحیان آن را پذیرفته‌اند و اجازه تفکر در آن را نمی‌دهند و معتقدند چون در کتاب مقدس آمده است ولو با حکم صریح عقل مخالف است، باید پذیرفت. در حقیقت ایمان مقدم بر عقل است؛ برای ﻧﻤﻮﻧﻪ ﭘﻮﻟﺲ در رﺳﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻗﺮﻧﺘﯿﺎن ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:ﭼﻮن ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ، ﺟﮫﺎن از ﺣﮑﻤﺖ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﺮﺳﯿﺪ، ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ رﺿﺎﯾﺖ داد ﮐﻪ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﺔ جهالت ﻣﻮﻋﻈﻪ ﻣﺎ، ﻣﺆﻣﻨﺎن را ﻧﺠﺎت دھﺪ...؛ زﯾﺮا جهالت ﺧﺪاوﻧﺪ از ﺣﮑﻤﺖ اﻧﺴﺎن ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺗﺮ اﺳﺖ. (رﺳﺎﻟﻪ ﭘﻮﻟﺲ ﺑﻪ ﻗﺮﻧﺘﯿﺎن، ﺑﺎب اول: 21-25)

آگوستین نیز با توجه به تناقضات کتاب مقدس با عقل، می‌گوید: «فهم پاداش ایمان است، لذا در پى آن نباش که بفهمى تا ایمان آورى; بلکه ایمان بیاور تا بفهمى» ( فلسفه روشنگرى ، ص 17). البته بعد از ایمان نیز جای فکر نمی ماند چون باید هر آنچه در کتاب مقدس است، را قبول کنی.


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: اگوستین، عقل در مسیحیت، عقل و دین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر 1392 توسط : احمد


http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_791.jpg

قرآن کریم حضرت عیسی را بشری می‌داند که از طریق اعجاز و بدون پدر از مریم به وجود آمده و به عنوان پیامبر و برای ارشاد مردم مبعوث شده است و مانند سایر پیامبران با خداوند جهان در ارتباط بوده، حقایقی دریافت می‌کرده و به مردم ابلاغ می‌نموده است. نه خدا بوده نه پسر خدا، بلکه بنده خدا بوده است و اگر در انجیل گاهی به عنوان پسر معرفی شده باید به صورت تشریفات توجیه شود؛ و اگر کلمه به او اطلاق شده، بدین جهت است که بدون وجود پدر و به وسیله کلمه (کـُن) تکوینی به وجود آمده است. قرآن عقیده به تثلیث را شرک و کفر می‌داند و خود عیسی نیز از آن تبرّی می‌جسته است.

لقد کفر الذین قالوا إن الله هو المسیح ابن مریم و قال المسیح یا بنی إسرائیل اعبدوا الله ربی و ربکم إنه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و مأواه النار و ما للظالمین من أنصار*لقد کفر الذین قالوا إن الله ثالث ثلاثة و ما من إله إلا اله واحد (مائده (5) آیات 72.73)؛

کسانی که گفتند: «خدا همان مسیح  پسر مریم است کافر شدند.» مسیح می‌گفت: «ای بنی‌اسرائیل، خدا را که پروردگار من و شماست بپرستید. هر کس که به خدا شرک آورد بهشت بر او حرام است و جایگاهش دوزخ است و ستمکاران یاوری ندارند.» کسانی که گفتند خدا سومین شخص تثلیث است کافر شدند. خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد.

و إذ قال الله یا عیسی ابن مریم أأنت قلت للناس اتخذونی و أمی إلهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی أن أقول ما لیس لی بحق إن کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و لا أعلم ما فی نفسک إنک أنت علام الغیوب*ما قلت لهم إلا ما أمرتنی به أن اعبدو الله ربی و ربکم (مائده  آیات 116.117)؛

یاد کن هنگامی را که خدا گفت: «ای» عیسی  پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی: «من و مادرم را، به جای خدا، خدا بگیرید؟» عیسی گفت: «خدایا تو منزه هستی. مرا نرسد که در باره خودم چیزی بگویم که حقم نیست. اگر آن را گفته بودم تو می‌دانستی. آنچه را در دل دارم تو می‌دانی ولی آنچه را در ذات توست من نمی‌دانم. همانا که تو دانای رازهای نهانی. جز آنچه را تو به من امر کردی چیزی به آنان نگفتم. به آنان گفتم: خدا را که پروردگار من و شما است پرستش کنید.»

عیسی خود را بنده خدا و پیامبر معرفی می‌کرد:

قال إنی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛

عیسی گفت: «من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.»

لن یستنکف المسیح أن یکون عبدا لله (مریم  آیه.30)؛

مسیح از بنده خدا بودن خود امتناع نداشت.

إن هو إلا عبد أنعمنا علیه و جعلناه مثلا لبنی إسرائیل (نساء آیه.172)؛

 عیسی  جز بنده‌ای که بر او منت نهاده؛ و وی را برای فرزندان اسرائیل نمونه‌ای قراردادم نبود.

و إذ قال عیسی ابن مریم یا بنی إسرائیل إنی رسول الله إلیکم (زخرف آیه.59)؛

یاد کن زمانی را که عیسی پسر مریم به بنی اسرائیل گفت: «من رسول خدا به سوی شما هستم.»

و یعلمه الکتاب و الحکمة و التوراة و الإنجیل و رسولا إلی بنی إسرائیل (آل عمران آیه.50)؛

به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد و او را به عنوان پیامبر به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد.

و مصدقا لما بین یدی من التوراة و لأحل لکم بعض الذی حرم علیکم (صف  آیه.6)؛

آمدم تا تورات را که پیش از من نازل شده تصدیق کنم و برخی از چیزها را که بر شما حرام شده حلال نمایم.

عیسی خود را مانند سایر بندگان می‌دانست که ولادت و مرگ و زنده شدن بعد از مرگ دارد.

و السلام علی یوم ولدت و یوم أموت و یوم أبعث حیا (آل عمران  آیات 48...49)؛

سلام بر من روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که دوباره زنده می‌شوم.

قرآن عیسی را با اذن خدا، دارای معجزه و کارهای خارق‌العاده می‌داند.

و أبرئ الأکمه و الأبرص و أحی الموتی بإذن الله و أنبئکم بما تأکلون و ما تدخرون فی بیوتکم (مریم آیه.33)؛

نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی را به اذن خدا شفا می‌دهم؛ و از آنچه می‌خورید و در خانه ذخیره می‌کنید خبرمی دهم.

درعین‌حال او را کلمه خدا می‌داند که بدون پدر آفریده‌شده و از آفرینش ویژه‌ای برخوردار است.

إن مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون (آل عمران آیه.49)؛

مثل عیسی نزد خدا مانند آدم است که او را از خاک آفریده و به او گفت: «وجود پیدا کن، پس به وجود آمد.»

إن الله یبشرک بکلمة منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم (آل عمران آیه.45)؛

فرشتگان به مریم گفتند: «خدا تو را به کلمه‌ای از جانب خود که مسیح، عیسی نام دارد بشارت می‌دهد.»





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  اسلام و مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_327.jpg

شورای قسطنطنیه، دومین شورای جهانی در دین مسیحیت است. این شورا به دستور تئودوسیوس، امپراتور روم شرقی، در قسطنطنیه تشکیل شد.
اسقفان روم خود را جانشین پطرس می دانستند و اسقفان اسکندریه معتقد بودند حوزه اسقفی اسکندریه بعد از رم مهمترین حوزه است. در سومین بیانیه این شورا آمده بود: اسقف اسکندریه باید مثل اسقف رم مورد احترام باشد؛ زیرا قسطنطنیه رم جدید است. این بیانیه در رم و اسکندریه مورد بی توجهی قرار گرفت.
در این شورا، دیدگاه سه نفر از اندیشمندان کلیسا بدعت شمرده و از اساس باطل شد.
1) آریوس: او عقیده داشت که پدر فقط خداست و پسر بزرگتر از روح القدس است ولی پدر از همه بزرگتر است و بقیه مخلوق او هستند. اما این شورا این اعتقاد را باطل شمرد و اعلام کرد عیسی خداست.
2) ماکدونیوس: وی علاوه بر الوهیت پدر، به الوهیت عیسی نیز ایمان داشت، ولی روح القدوس را مخلوق می دانست. اعتقاد نامه این شورا به طور ضمنی، الوهیت روح القدوس را اعلام کرد ولی صریحاً الوهیت روح القدوس را اعلام نکرد.
3) آپولیناریس: او روح انسانی را برای عیسی انکار می کرد. شورا در برابر دیدگاه آپولیناریس اعلام داشت که عیسی کاملاً انسان است.
کلیسای شرق و غرب این اعتقاد نامه این شورا را پذیرفتند. دیدگاه این دو کلیسا فقط در یک مورد تفاوت داشت؛ کلیسای شرق معتقد بود روح القدوس از پدر و به وسیله پسر صادر شده است، اما اعتقاد کلیسای غرب این بود که روح القدوس از پدر و از پسر صادر می شود.(1)
اما مطلب مهم این است که کدام یک به حقیقت نزدیک تر است؟
آنچه که با عقل سلیم جور در می آید، این است که خدا یکی بیشتر نباید باشد، چرا که خدا نامحدود است و اگر خدای دیگری در کنار آن خدا باشد یعنی خدای اول در ظرف مکانی خدای دوم نیست و این یعنی محدود کردن خدا در ظرف مکان.
این سخن با اعتقاد آریوس سازگاری دارد، ولی این سخن که گفته پدر به وسیله پسر جهان را خلق کرده، جای تامل دارد زیرا اگر عیسی مخلوق باشد نمی تواند در جایگاهی قرار بگیرد که خلق کند، حتی با کمک خدا (ما معتقدیم همه وجود از آن خداست و ممکن الوجود چیزی از خودش ندارد).




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_344.jpg

بعد از شورای جنجالی قسطنطنیه  و مناقشه بین اسقف اسکندریه (سیریل) با اسقف قسطنطنیه (نسطور)، امپراتور تئودوسیوس دوم، در سال 431 برای پایان دادن به این مناقشات تصمیم به تشکیل شورای سومی گرفت. در این شورا اصلی به نام وحدت مجدد پذیرفته شد و مهم‌ترین نکته در اصل وحدت مجدد، آموزه تجسم بود.
سیریل معتقد بود که عیسی مسیح کلمه مجسم است. از دیدگاه او عیسی مسیح انسانی نبود که کلمه خدا در او ساکن شود، بلکه او کلمه‌ی خدا بود که از ازل از خدای پدر به وجود آمده و در زمان معینی به صورت یک انسان از مریم مقدس متولد شده است. بنابراین مریم، مادر خدا هست. تعبیر سیریل برای مریم مقدس  همان چیزی بود که مشرکان، برای الهه بزرگ (ارتمیس-دیانا) به کار می‌بردند.
اسقف نسطور، بر خلاف سیریل، مادر خدا بودن مریم مقدس را رد می‌کرد؛ بلکه او مریم را زاینده طبیعت بشری عیسی مسیح می‌دانست. او می‌گفت خدا از مزیم متولد نشده بلکه آنچه که از مریم متولدشده است، بعد جسمانی و انسانی عیسی مسیح است نه بعد خدایی عیسی. نسطور معتقد بود؛ عیسی یک انسان کامل و بی‌نقص است که باخدا و کلمه پیوند خورده است.
وقتی این تنازع بین اسقفها به اینجا رسید، شورای افسس تشکیل شد و نسطور را محکوم کرد و حتی پا را از این هم فراتر گذاشت و بعد از عزل نسطور از اسقفی، او را تکفیر کرد. از آن به بعد نسطور در انزوا بود ولی باز به اعتقاد خود پایبند بود تا امپراتور تئودوسیوس را مجبور کرد او را به بیابانی در لیبی تبعید کند.
شورای افسس در منازعه‌ی کلامی بین آگوستین قدیس و پلاگیوس نیز موضع خود را مشخص کرد؛ پلاگیوس اعتقاد داشت انسان، بدون کمک خدا هم می‌تواند رستگار و سعادتمند شود. شورای افسس این نظریه را محکوم کرد.
آگوستین بر گناه نخستین و اصلی (گناهکار بودن ذاتی) این‌گونه استدلال می‌کرد که چون ما همه فرزند آدمیم، در گناه او نیز شریک هستیم و در حقیقت ذریه گناه او هستیم. او برای استدلال خود نمونه هم ذکر می‌کرد و می‌گفت تمایل انسان به شر و گناه نتیجه همان گناه حوا و عشق آدم می‌باشد. او معتقد بود همه انسان‌ها ملعون و گناهکار هستند مگر عده اندکی که به سبب رنج‌های فراوان پسر خدا و شفاعت مادر خدا نجات خواهند یافت. اما در مقابل این نظریه، پلاگیوس ایستادگی می‌کرد. او از اختیار انسان دفاع کرد و بر این باور بود که انسان می‌تواند با اختیار کار نیک انجام دهد و به سعادت برسد. او منکر گناه اصلی بود و معتقد بود گناه حوا و آدم به نسل‌های آینده به ارث نمی‌رسد. خدا هیچ‌وقت انسان را از اول شقی و یا سعادتمند نمی‌آفریند و این اعمال آدمی است که جهنم با بهشت را برای او به ارمغان می‌آورد.(1)
پلاگیوس می‌گفت: اگر من اجرای به اجرای عملی  مکلف هستم پس به انجام آن هم قادر هستم و خدا هیچ‌وقت انسان را به عملی که مقدور او نیست تکلیف نمی‌کند.
به نظر می‌رسد از بین تمام این سخنان بهترین سخن متعلق به پلاگیوس باشد.
کلام سیریل باطل است چون خدا متولد نمی‌شود و انسانی که محدود به زمان و مکان است و ناقص است و نیاز به علت هستی‌بخش دارد، نمی‌تواند خدا را بزاید که از هر نظر نامحدود است و علت هستی‌بخش است.
نظر نسطور درست نیست چون او برای خدا دو بُعد در نظر گرفت، یک بعد انسانی و یک بُعد الهی، درحالی‌که خدا بسیط است و اجزا ندارد؛ پس جسم داشتن خدا و مرکب بودن او معنا ندارد.
نظریه آگوستین نیز اشتباه است، چرا که او معتقد است گناه از آباء و اجداد به ارث می‌رسد درحالی‌که چنین نیست. خدا عادل است و حکیم؛ پس گناه دیگری را پای کس دیگر نمی‌نویسد و ما دلیلی نداریم که گناهی که ادم و حوا انجام داده‌اند پای بقیه نوشته شود.(البته ما حتی گناه‌کار بودن آدم و حوا را نمی‌پذیریم، آنها ترک اولی کرده‌اند، نه گناه).
کلام پلاگیوس در مورد مختار بودن انسان و عدم انتقال گناه نخستین به انسان سخن کاملاً درستی است.




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_219.JPG

داستان از اینجا شروع شد که در تاریخ ۲۵۰ میلادی شخصی به نام آریوس و آدامانیتوس که هر ۲ از پدران کلیسا بودند، مدعی شدند که عیسی مسیح مقامش پایین‌تر از خداوند است؛ ولی با این تفاوت که آریوس معتقد بود که اصلاً عیسی مسیح خدا نیست ولی آدامانتیوس می‌گفت خدا هست ولی درجه خدای پدر را ندارد (البته حق هم با آریوس بود).
 در آن زمان دو دستگی عقایدی به اوج رسید و مخالفین و موافقین به بحث و گفتگوی زیادی نشستند.
کنستانتین (امپراتور شرق و غرب روم) که وضع را این‌طور مشاهده کرد در این بحث‌ها مداخله کرد و دستور داد شورای نیقیه برگزار شود. به پیرو دستور امپراتور در ژوئن ۳۲۵ میلادی شورا برگزار شد.
در این شورا حدود ۲۲۰ اسقف شرکت کردند و آریوس را محکوم کردند و اعتقاد نامه‌ای بر ضد آریوس تنظیم کردند.

قسمت‌هایی از متن شورای نیقیه:
   ما ایمان داریم به خدای یگانه، خدای قادر مطلق، خالق امور دیده و نادیده؛ و ایمان داریم به خداوند عیسی مسیح، پسر یگانهٔ خدا که از ذات پدر است. او، خدا از خدا، نور از نور و خدای حقیقی از خدای حقیقی است، مولود است و نه مخلوق و هم ذات با پدر است. همه چیز به واسطهٔ او آفریده شد، چه در آسمان و چه بر زمین. او به خاطر ما آدمیان و برای نجات و رستگاری ما از آسمان نزول کرد، جسم گرفت و انسان شد. رنج و عذاب کشید و روز سوم از مردگان برخاست و به آسمان‌ها صعود کرد و بازخواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند؛ و ایمان داریم به روح‌القدس. ما، کلیسایِ مقدسِ جامع و وارثِ رسولان، لعن می‌کنیم آنان را که می‌گویند: «زمانی بوده که پسر وجود نداشته است؛ او پیش از مولود شدن وجود نداشته است و از نیستی به وجود آمده‌است.» همچنین لعن می‌کنیم آنان را که می‌گویند: «وجود» پسر از ماهیت یا وجودی به جز ماهیت یا وجود پدر نشأت‌گرفته و تغییرپذیر است و تغییر و تبدیل می‌یابد.

در این زمان در کلیساهای شرق الگویی اساسی برای اعتقادنامه‌ها وجود داشت، اگرچه ممکن بود کلیساها واژگان خاص خود را برای بیان مفاهیم به کار بگیرند. اعتقادنامهٔ نیقیه نیز یکی از این اعتقادنامه‌ها است که عبارات ضد آریوسی به آن اضافه شده بود.

آریوس اصطلاح سنتیِ «مولودِ پدر» را چنین تفسیر کرده بود که عیسای مسیح توسط پدر «از نیستی» خلق شده است. شورای نیقیه با افزودن توضیحِ مکملِ «از ذات پدر»، تفسیر آریوسی را رد کرد. آریوس  بر این باور بود که تنها پدر «خدای حقیقی» است. شورای نیقیه با تأکید بر این که عیسای مسیح «خدای حقیقی از خدای حقیقی» است، به او پاسخ داد: عیسای مسیح «مولود است نه مخلوق». او نه مخلوق بلکه پسرِ خدا است. تمایز بین فرزند (از وجود پدر) و یک مخلوق (آفریده‌شده از نیستی)، نکتهٔ اصلی بحث و مناقشه بود. این امر را می‌توان به تمایز بین داشتن فرزندی از خودْ و ساختن آدم مصنوعی تشبیه کرد.

عیسای مسیح «هم ذات پدر» است. واژهٔ یونانی Homoousios (هم ذات، از یک جوهر) بحث‌انگیزترین واژهٔ اعتقادنامه بود. در مورد به‌کارگیریِ واژه‌ای غیر کتاب مقدسی تردیدهایی وجود داشت اما به‌کارگیری چنین واژه‌ای ضروری بود چون آریان‌ها (فرقه خاص در مسیحیت) می‌توانستند همهٔ واژگان کتاب مقدس را تحریف کنند. برای نمونه، عیسی توسط خدا «مولود شده بود»، اما این امر در مورد شبنم‌ها نیز صادق است، (ایوب۶ ۳۸:‌۲۸)! به‌کارگیری واژهٔ Homoousios این امتیاز را داشت که آریان‌ها قبلاً آن را واژه‌ای غیرقابل پذیرش خوانده بودند. پس واژه‌ای غیرکتاب‌مقدسی برای دفاع از حقیقتِ کتاب‌مقدسیِ الوهیت مسیح به کار گرفته شده بود.

در پایان اعتقادنامه، بسیاری از اظهارات آریانی یا لعن و یا محکوم شدند؛ و دلیل عمده این بود که آریان ادعا می‌کرد وجود پسر آغاز و ابتدا داشته و از نیستی به وجود آمده است. بر خلاف شایعات، شورای نیقیه در ارتباط با تعیین کانون کتاب‌مقدس هیچ‌گونه تصمیمی نگرفت. این شورا بعدها به‌عنوان نخستین شورایِ عمومی و جهانی شناخته شد؛ هر چند در زمان خودْ محبوبتی نداشت. در واقع شورای نیقیه به جای پایان دادن به مباحث مربوط به الوهیت عیسای مسیح، خودْ آغازی شد برای آن. هرچند آریوس بی‌درنگ محکوم شده بود.

اما کدام اعتقاد درست است؟ الوهیت عیسی و یا انسان بودن او؟
پاسخ درست و عقلانی این است که ذات خدا تعدد بردار نیست؛ چون تعریفی که فلاسفه از خدا می‌کنند، این است که خدا واجب‌الوجود است و واجب‌الوجود به وجودی می‌گویند که نامتناهی، ازلی و ابدی است، دیده نمی‌شود و جسم ندارد. درحالی‌که عیسی مسیح طبق همین اعتقادنامه، واجب‌الوجود نیست؛ چون قبل از تولد وجود نداشته است. پس وجودش ضروری نبوده، ممتنع‌الوجود هم نیست چون در برهه‌ای از زمان وجود داشته است، پس ممکن‌الوجود است. از طرف دیگر، او جسم دارد و جسم داشتن با نامتناهی بودن خدا سازگاری ندارد؛ چون جسم وجود را به زمان و مکان محدود می‌کند و قابل رویت خواهد بود. پس سخن آریوس بی‌راه نیست و با عقل سلیم سازگاری دارد.
به خاطر همین، مباحثی بین شخصیت‌های مسیحی درگرفت که زمینه‌ساز شوراهای بعدی شد.  ان‌شاءالله در مقاله‌های بعدی به آن‌ها خواهم پرداخت.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_390.jpg

شورای کالسدون در اُکتبر سال ۴۵۱ میلادی به دستور امپراتور مارسیان در شهر کالسدون (۱) برگزار شد. یکی از مسائلی که در این شورا به آن توجه شد، رهبانیت بود. در آن زمان برخی از راهبان در امور کلیسا دخالت بی‌مورد می‌کردند.
در قانون ۴ این شورا آمده است: کسانی که به زندگی رهبانی حقیقی و شایسته‌ای ادامه دهند، از احترام لازم برخوردار خواهند بود. ولی از آنجا که افرادی رهبانیت را پوششی قرار می‌دهند، مقررات و امور کلیسایی را آشفته می‌کنند و بی‌خود و بی‌جهت بین شهرها مسافرت می‌کنند و می‌خواهند برای خود دیرهایی درست کنند و مسجد بنا کنند، این شورا مقرر می‌کند که بدون موافقت اسقف شهر، مسجد بنا نکنند و نسازند.

اما این شورا تصمیم دارد جلوی این دیرها و معبدها را بگیرد و قانونمند کند. فقط دیر و معبد، باید به دستور اسقف انجام شود. علاوه بر این راهبان هر شهر باید تابع اسقف همان شهر باشند تا صلح و آرامش به شهرها بازگردد.
هر کسی این مقررات را زیر پا بگذارد تکفیر خواهد شد و اسقف هر شهر باید دیرها و صومعه‌ها را با دقت زیر نظر داشته باشد.
این بخشی از قانون چهارم این شورا بود که به اختصار بیان شد تا علت تشکیل این شورا مشخص شود.
البته در این شورا امور دیگری هم مورد بحث و گفتگو قرار گرفت؛ مثلاً در شورا تعالیم اوتیخا (یکی از اسقف هایی که معتقد بود عیسی مسیح، طبیعت بشری ندارد و فقط طبیعت الاهی دارد. وی متولد 378 میلادی بود) را باطل اعلام کرد.
شورای کالسدون تعالیم مونوفیزیت ها (۲) را نفی کرد و بار دیگر تعالیم شورای نیقیه و افسس، پیرامون حقیقت طبیعت بشری و تجسم کلمه ازلی خدا در عیسی را، تاکید کرد.
اسقفان حاضر در شورای کالسدون می‌خواستند به کار شورا پایان بدهند، اما امپراتور برای ایجاد وحدت در قلمرو حکومت خود خواستار یک ایمان نامه شد، از اینجا اعتقادنامه کالسدون شکل گرفت و طی این ایمان نامه بر چهار نکته تاکید شد:
۱) الوهیت حقیقی عیسی مسیح در مخالفت با نظریه آریوس؛
۲) انسانیت کامل عیسی در مخالفت با نظر آپولیناریس؛
۳) عدم اختلاط و امتزاج دو طبیعت مسیح در مخالفت با اعتقاد اوتیخا؛
۴) انفکاک‌ناپذیری در طبیعت در یک شخصیت واحد در مخالفت با نظریه نسطور.
اعتقادنامه کالسدون در برگیرنده دیدگاه مکاتب الهیاتی اسکندریه، انطاکیه، قسطنطنیه و کلیسای غرب است. این اعتقادنامه را می‌توان به این صورت خلاصه کرد: یک شخصیت با دو طبیعت.
این اعتقادنامه مورد تأیید کلیسای رم و قسطنطنیه قرار گرفت، اما بیشتر کلیساهای اسکندریه از پذیرش آن سرباز زدند؛ حتی کلیسای مصر (۳) و سوریه (۴) تا همین امروز هم اعتقادنامه کالسدون را قبول نکرده‌اند.
در پایان باید اعلام کنم که این اعتقادنامه کاملاً اشتباه است چرا که منجر به دوگانه‌پرستی می‌شود. چرا که نمی‌شود یک شخص دو طبیعت داشته باشد، مگر این که دو فرد باشد. اگر بگوییم دو فرد است پس خدای پسر غیر از خدای پدر است و این یعنی دوگانه‌پرستی و همچنین باید معتقد باشیم که خدا جسم دارد و با چنین اعتقادی خدا را محدود کرده‌ایم.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_499.jpg

بر اساس اناجیل، عیسی مسیح هیچ‌گاه از واژه کلیسا استفاده نکرد و نامی از کلیسا به میان نیاورد. منتقدان کتاب مقدس بر این باور اجماع دارند که عیسی مسیح، در کتاب مقدس فقط از ملکوت خدا سخن به میان آورده.
عیسی مسیح چون از عمر کوتاه خود خبر داشت، فقط همت خود را معطوف به حکومت خدا و نجات انسان‌ها گذاشت. او می‌خواست مردم به تمام فرامین خدا عمل کنند نه این که فقط در مقام حرف باشد. به طور خلاصه او در پی تحقق محبت بین انسان‌ها بود.
بنابراین عیسی، معلم توانمند کلام خدا و درعین‌حال، شفادهنده جسم و جان، نهضت جمعیِ آخرت اندیش بزرگی ر ایجاد کرد. از نظر او دوازده حواری به همراه پطرس نشانه رستاخیز اعضای دوازده قبیله بنی‌اسرائیل بودند. او بر خلاف میل متدینان و راست کیشان، کسانی را که اعتقادات دینی دیگری داشتند (سامری‌ها)، کسانی را که به لحاظ سیاسی بدنام بودند (مأموران مالیاتی)، کسانی را که ضعف اخلاقی داشتند (زناکاران) و کسانی را که از آنان بهره‌برداری جنسی می‌شدند (فاحشه‌ها)، به این ملکوت فراخواند.
از نظر او، فرمان‌های خاص شریعت، به ویژه امور مربوط به خوردنی‌ها، طهارت و سبت، فرع بر محبت بودند؛ سبت و فرمان‌ها در خدمت انسان‌ها هستند.
عیسی مسیح پیامبری تحریک کننده بود. او هرچند یک فرد انقلابیِ سیاسی نبود ولی در عمل با سخنان و اعمالش خیلی زود او را وارد نزاعی سخت با نظام سیاسی و دینی کرد. در واقع، در نظر بسیاری، این جوان سی ساله بی‌نام و نشان، از ادعای خاخام یا نبی بودن، فراتر رفت، به‌نحوی‌که آنان او را مسیحا می‌دیدند.
به هر حال او طی فعالیت بسیار کوتاه خود (حد اکثر سه سال) در پی تأسیس جامعه‌ای متمایز از بنی‌اسرائیل با اعتقادنامه و آیین خاص خود یا در پی ایجاد یک سازمان با ساختار و مناصب ویژه نبود تا چه برسد به اینکه در پی ایجاد یک بنای عظیم دینی باشد. بر اساس همه شواهد، عیسی مسیح در زمان حیات خود هیچ کلیسایی بنا نکرد.

در اینجا باید اضافه کنیم که کلیسا بلافاصله بعد از مرگ عیسی مسیح به وجود آمد و یک جامعه‌ای، غیر از جامعه دینی بنی‌اسرائیل تأسیس کرد. این کار تحت تأثیر تجربه رستاخیز و روح القدوس روی داد. می‌گویند بر اساس تجربه‌های خاص مبتنی بر کرامت (تجلی‌ها، مکاشفه‌ها و شنیده‌ها) و الگوی خاص در تفسیر کتاب مقدس عبری (نبی آزاردیده، بنده رنج‌کشیده خدا) پیروان یهودی عیسی، اعم از مرد و زن، باور کردند که این انسانی که مسخره و تحقیر کردند، این انسانی که خودشان او را بر صلیب رها و بر صلیب جان داده است، نمرده است. آنان باور کردند که خدا او را به حیات جاودانه رسانده و به درگاه عظمت خدا عروج کرده است و کاملاً همخوانِ با تصویر ارائه‌شده در فقره ۱۱۰-مزامیر در سمت راست خدا نشسته و خدا او را خداوند و مسیحا گردانیده (۱).
در پایان و نتیجه بحث، پاسخ پرسش معلوم می‌شود که اگرچه خود عیسی مسیح کلیسا را بنا نکرد ولی اصل و اساس آن به او بازمی‌گردد: آن مصلوبِ زنده‌ای که ملکوت خدا را برای مؤمنان در او آشکار شده بود. کلیسا نهضت عیسی را با جهت‌گیری آخرالزمانی حفظ کرد. اساس کلیسا در آغاز آئین خاص، ساختار خاص و سازمان خاص آن با مقامات و مناصب خاصش نبود. بنیان آن صرفاً اعتراف ایمانی به این عیسی به عنوان مسیحا و مسیح بود، چنان که تعمید با نام او و از طریق شام آیینیِ یادبود او انجام می‌گیرد. این بود چگونگی شکل‌گیری اولیه کلیسا.

 





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  الوهیت عیسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت 1392 توسط : محسن


http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_502.jpg

کسی منکر این نیست که در ابتدا مسیحیت یک دین الهی بوده و منشأ الهی داشته، اما اینکه آیا این دین هم اکنون هم دین الهی است جای تردید است. البته مسلمانان با این دین همچون یک دین وحیانی برخورد می‌کنند؛ اما این دلیل نمی‌شود این دین را مورد نقد قرار ندهیم و سؤالاتی که در مورد آن در اذهان پیدا می‌شود را مطرح نکنیم.
 معیار الهی بودن و وحیانی بودن یک دین چیست؟ آیا اینکه یک آیین، منشأ الهی داشته باشد، حتی اگر صد و هشتاد درجه انحراف در آن پدید آمده باشد، می‌تواند یک آِیین وحدانی قلمداد گردد؟
مسیحیتِ امروز، از مسیحیتِ اولیه انحراف صد و هشتاد درجه‌ای دارد به گونه‌ای که بقول شاعر:

                              بس‌که ببستند بر او برگ و ساز                       گر تو ببینی نشناسیش باز

یک آیین الهی، ترکیب می‌شود از: اعتقادات، اخلاقیات و احکام. این سه رکن، مؤلفه‌های اصلی سازنده یک دین است و اگر این سه مؤلفه، در یک دین وجود نداشته باشد، در حقیقت نمی‌تواند به عنوان دین قلمداد گردد؛ اما برای آنکه یک دین، دینی الهی تلقی گردد، اضافه بر آن، باید اعتقادات و احکام و اخلاقش، سرچشمه الهی و وحیانی داشته باشد. با این حساب آیا مسیحیت می‌تواند مدعی شود، آیینی الهی است؟
مسیحیت در همان گام اول، راه خود را از ادیان الهی جدا می‌کند؛ زیرا عقیده مسیحیت در مورد خداوند به گونه‌ای است که به بت پرستان بیشتر شباهت دارد تا ادیان توحیدی. خدا در ادیان توحیدی هرگز نه پدر دارد و نه متولد می‌گردد و نه می‌میرد و نه زنده می‌شود؛ و اساساً هیچ تحول و دگرگونی در آن پدید نمی‌آید؛ چرا که تغییرپذیری از ویژگی‌های عالم موجودات امکانی است؛ اما خداوند که خود خالق پدیده‌ها و تحولات در این عالم است و نشانه‌ای از نقص و نیاز در آن نیست، هرگز به این صفات متصف نمی‌گردد.
اما خدای مسیحیان، یک روز متولد می‌گردد، یک روز می‌میرد و روزی دیگر دوباره زنده می‌گردد. یک روز از مقام الوهیت نزول می‌کند و صفت بشر به خود می‌گیرد و یک روز دوباره عروج می‌کند و مقام خدایی خود را بار دیگر باز می‌یابد. این خدا همچون بشر مادر و پدر دارد [۱] و در عین برخورداری از صفات ابوت و بنوت، واحد هم هست [۲] و باز از همه شگفت‌آورتر اینکه مادر این خدا، یک بشر است و نه یک خدا که باید پرسید یک انسان چگونه می‌تواند خدا بزاید! و آیا اگر مادر، یک بشر باشد، پسر انسان نیست؟ و اگر پسر، خدا باشد مادر، خدا نیست؟
در بخش احکام، مسیحیت احکام بسیار محدودی دارد که همه آمیخته با خرافات است به گونه‌ای که اگر شخصی در هوا و فضای الهی تنفس کرده باشد، هرگز نمی‌تواند به خود بقبولاند این احکام، دستورات الهی است و خداوند به بندگان خود چنین دستوراتی را داده است. احکامی چون عشای ربانی که در آن شراب به عنوان خون مسیح و نان فطیر به عنوان گوشت مسیح تناول می‌گردد، هیچ‌گاه نمی‌تواند از جانب خداوند دستور داده شده باشد و اگر این خرافه‌ها را از مسیحیت حذف کنیم، برای این دین، شریعتی باقی نمی‌ماند که بتوان برای پیروی از دستورات خداوند به آن دست‌یافت. بدین سبب است که مسیحیت هیچ حرامی ندارد و همه‌چیز برای آنان حلال است.
البته نداشتن احکام شریعتی در مسیحیت منشأ تاریخی دارد؛ چرا که حضرت مسیح در همان اوایل اعلام شریعت خود که هنوز در مرحله تبلیغ شریعت خود قرار داشت، به نظر مسیحیان به قتل رسید و به باور مسلمانان به آسمان صعود کرد و به جز یاران اندک، جامعه‌ای که حضرت عیسی در آن احکام الهی را پیاده کند؛ هنوز تکوین نیافته بود. بدین‌جهت است که مسیحیت نه احکام اجتماعی دارد و نه احکام حکومتی زیرا هنوز بستر احکام اجتماعی فراهم نشده بود.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

پولس در روایات اسلامی:

1. امام کاظم علیه السلام: «در یکی از بدترین مکان‌های جهنم که سَقَر نام دارد، نام پنج تن از اُمم سابق ذکر شده است؛ این پنج تن عبارتند از: قابیل، نمرود، فرعون، یهود و پولس که نصرانیت را با بدعت‌های خود به وضعیت کنونی در آورد».[مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء 1404، ج 8 ص 310]

2. امام صادق علیه السلام: «رسولان الهی در زمان خود و پس از خود مبتلا به شیاطینی بوده‌اند که آنان را آزرده و مردم را پس از آنان گمراه کرده‌اند؛ دو شیطانی که نسبت به عیسی علیه السلام چنین کرده‌اند؛ پولس و مریسا *بوده‌اند».[همان، ج 13، ص 212، حدیث 5].



ادامه مطلب



طبقه بندی: اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  نقش پولس در مسیحیت،  فداء (قربانی عیسی)،  تحولات در مسیحیت،  اهلبیت و مسیحیان، 
برچسب ها: پولس، پاول، انحراف در مسیحیت، پولس در منابع اسلامی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392 توسط : احمد

او در اولین سخنرانی خود خطاب به جمعیتی که در میدان سن پیتر (پطرس قدیس) رم گرد آمده بودند گفت برادران کاردینال من تا آخردنیا برای تصمیم گیری رفتند.

این شوخی مغایر با تصویری است که از او به عنوان کسی که هرگز خنده برلب ندارد، داده می شود.


خورخه ماریو برگولیو تا قبل از انتخاب به رهبری کلیسای کاتولیک و انتخاب نام فرانسیس، کاردینال بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین بود.

او جزو نامزدهای محبوب برای جانشینی پاپ بندیکت شانزدهم نبود زیرا در سن ۷۶ سالگی از پاپ بندیکت شانزدهم ،هنگام انتخابش در سال ۲۰۰۵، فقط دوسال جوان تر است و به همین دلیل

انتخاب او برای بسیاری که انتظار داشتند دویست و شصتمین پاپ جوان‌تر باشد، تعجب آور بود.


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  اسلام و مسیحیت،  فرق مسیحیت،  کلیسای کاتولیک، 
برچسب ها: پاپ جدید، فرانسیس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین 1392 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/3FmyR]


ناگفته های مسیحیت برگرفته از شبکه ولایت. این کلیپ شامل مباحث زیر است:
حجاب در مسیحیت
علت کمرنگی حجاب در مسیحیت
عکسهای حضرت مریم بدون حجاب است, چرا؟
مصاحبه با خانم مریم ورنیکا




طبقه بندی: حجاب،  اسلام و مسیحیت،  فیلم،  نوکیشان مسلمان،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: شبکه جهانی ولایت، ورنیکا، ناگفته های مسیحیت، حجاب در مسیحیت، رهیافتگان، تشرف به اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 25 اسفند 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/ekYJy]




طبقه بندی: فیلم،  رسانه ها،  تحولات در مسیحیت،  کلیسای کاتولیک، 
برچسب ها: همجنس گرایان، انحراف در کلیسا، کشیش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/aBvtT]




طبقه بندی: فیلم،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند 1391 توسط : احمد

با توجّه به اینکه پولس در روزگار مسیح (ع) به او ایمان نیاورد تا از تعالیم عیسی (ع) بی‌واسطه برخوردار شود، باید پرسید: که پولس انجیل را از کدام حواری تعلیم گرفت؟ و انجیلی که بدان بشارت می‌داد، اساساً چه بود؟

 پولس در نامه خود به غلاطیان، پرسشِ نخست را بدین گونه پاسخ می‌دهد: «ای برادران، می‌خواهم بدانید انجیلی که من به شما دادم، ساخته و پرداخته دست انسان نیست. من آن را از کسی نگرفتم و کسی هم آن را به ما نیاموخت بلکه عیسی مسیح به وسیله الهام آن را به من آشکار ساخت» (غلاطیان 1: 11-12).

بدین ترتیب، پولس خود را «نخوانده، ملاّ می‌شمرد»! و نیازی برای رجوع به حواریّون در خویشتن نمی‌یافت و از این‌رو در آثار وی ظاهراً نمی‌بینیم که از انجیلِ فلان حواری گزارشی آورده و نقلِ قول کند.

 امّا به سؤال دوّم چگونه می‌توان پاسخ داد؟ پولس چنان نبود که همواره در سرزمینی آرام گیرد. بنابراین، بزودی به روم و یونان سفر کرد و مدّتی در شهرهای «آتنِ» و «کورینت Corinth» اقامت گزید و با آراء یونانیان آشنا شد. وی می‌کوشید نظر رومیان و یونانی‌ها را به سوی آرمان‌هایش جلب کند. نامه پولس به «رومیان» به همراه انجیل به چاپ رسیده و در دسترس قرار دارد و نامه دیگرش به «قرنتیان» از شدّت دلبستگیِ وی به مجذوب ساختن یونانی‌ها حکایت می‌کند. پولس در این نامه می‌نویسد: «من انجیل را مفت و مجّانی به شما رسانیدم، من خود را حقیر ساختم تا شما سرفراز شوید. آیا با این کار، من مرتکب گناه شدم؟ من معاش خود را از کلیساهای دیگر گرفتم و یا به اصطلاح، آنها را غارت کردم تا بتوانم مجّانی به شما خدمت کنم ... به حقانیّتِ مسیح که در زندگیِ من است سوگند یاد می‌کنم که هیچ چیز نمی‌تواند مانع فخر من در تمام سرزمین یونان باشد» (قرنتیان 11: 7-11)


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  تثلیث،  گناه نخستین،  نقش پولس در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
برچسب ها: پولس، انحراف در کلیسا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 8 اسفند 1391 توسط : احمد
صد‌ها کلیسا تنها در لندن وجود دارد، ولی تعداد کسانی که عبادت می‌کنند و از این کلیسا‌ها دیدن می‌کنند خیلی کم است. اهمیت دین بین مسیحیان هر روز کمتر می‌شود و برای همین آن‌ها چون توان استفاده از این کلیسا‌ها را ندارند، چاره‌ای نمی‌بینند جز فروش آن‌ها.


ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  کلیسای کاتولیک،  رسانه ها، 
برچسب ها: فروش کلیساها، تبدیل کلیسا به مسجد، گسترش اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 7 اسفند 1391 توسط : احمد

بی بی سی شنبه 01 سپتامبر 2012 - 11 شهریور 1391

کاردینال کارلو ماریا مارتینی، روحانی لیبرال کلیسای کاتولیک که روز جمعه درگذشت، در آخرین مصاحبه خود گفته است که کلیسای کاتولیک، ۲۰۰ سال از زمانه عقب است.

روزنامه کوریره دلا سرا آخرین مصاحبه صورت گرفته با کاردینال مارتینی را که در ماه اوت انجام شده، منتشر کرده است. او در این مصاحبه گفته: «کلیسا خسته است و نمازخانه‌های ما خالی هستند.»

زمانی از کاردینال مارتینی به عنوان پاپ آینده کلیسای کاتولیک یاد می شد.

او در این مصاحبه از کلیسای کاتولیک خواسته است تا اشتباهات خود را به رسمیت بشناسد و راه تغییر و تحول را در پیش بگیرد و این تغییر باید از خود پاپ آغاز شود.

مواضع کاردینال مارتینی در بسیاری از امور، خوشایند لیبرال‌ها قرار می‌گرفت.



ادامه مطلب



طبقه بندی: رسانه ها،  کلیسای کاتولیک،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: انحراف در کلیسا، روش‌های پیشگیری از بارداری از نظر کلیسا، فساد اخلاقی در کلیسا، بی بی سی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 6 اسفند 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/2kRvf]




طبقه بندی: فیلم،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 4 اسفند 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/L8XRV]

How Neil Armstrong Became a Muslim_ Live-Star Productions, I
ترجمه از: حمیدرضا عبدلی

ترجمه ویدیو



طبقه بندی: فیلم،  نوکیشان مسلمان،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: مستبصرین، تشرف به اسلام، رهیافتگان، گسترش اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 19 بهمن 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/PFjbv]

ترجمه از حمیدرضا عبدلی



ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  فیلم،  رسانه ها،  نوکیشان مسلمان، 
برچسب ها: مستبصرین، تشرف به اسلام، رهیافتگان، گسترش اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1391 توسط : احمد
نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391 توسط : احمد
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA.jpg

برخی از مسیحیان امروز  و رهبران آنها همصدا با خدا ناباوران و مستکبران جهان ، اسلام را به خشونت و خونریزی متهم می کنند و مدعی هستند که مسیحیت بر خلاف اسلام ، دین محبت و مهربانی است .
از این رو در صدد عیب جویی از اسلام بر می آیند.
اما بحث اصلی این است که آیا مسیحیان در این ادعا راستگو هستند یا دروغگو؟
سخن من با مسیحیان و عیسی مسیح واقعی نیست بلکه مسیحیان امروز و عیسی مسیح از نظر آنهاست.
به نظر ما تصویری که اناجیل موجود از عیسی مسیح ارائه می دهند غیر از عیسایی است که امروزه مسیحیانبه آن اعتقاد دارندو آن را تبلیغ می کنند.



ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 27 دی 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%B3.jpg

این روزها مسیحیان جهان هم به دلیل آغاز سال نو میلادی و هم به دلیل سالروز میلاد حضرت مسیح (ع) در جشن و سرور هستند.
اما این جشن  و سرور از چه زمانی وارد دین مسیحیت شد؟
آیا سابقه تاریخی دارد؟
برای جواب این سوال ادامه مطلب را مطالعه کنید.

ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: کریسمس، مسیحیت، جشن و سرور، تولد، عیسی مسیح،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 19 دی 1391 توسط : محسن
به گزارش ایرنا، این تصمیم از سوی مرکز موسوم به خانه اسقف های کلیسای انگلیکن (هاب) و به رغم مخالفت اسقف های سنتی موسوم به ˈایونجلیکال های محافظه کارˈ اتخاذ شده است.

بر اساس این تصمیم، کشیش های همجنس گرا در کلیسای انگلیس در صورتی که نسبت به گذشته خود استغفار کنند و مجرد باقی بمانند، می توانند به درجه اسقفی ارتقاء یابند.

موضوع حضور و فعالیت کشیش های همجنس گرا در کلیسای انگلیس از سال ها قبل به موضوعی جنجالی و اختلافی میان روحانیون سنتی و روحانیون به اصطلاح مدرن تبدیل شده است ولی با این وجود از اوایل دهه 2000 کشیش های همجنس گرا در این کلیسا حضور دارند.

پیشتر و در سال 2003 میلادی یک کشیش همجنس گرا به نام ˈجفری جانˈ به عنوان اسقف کلیسای شهر ردینگ تعیین شد، ولی مخالفت های گسترده با این انتصاب، باعث کناره گیری وی از این سمت شد.

کلیسای انگلیس در حالی ممنوعیت اسقف شدن کشیش های همجنس گرا را لغو کرده است که هنوز اجازه نمی دهد کشیشان زن به مقام اسقفی ارتقاء یابند.



ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  رسانه ها، 
برچسب ها: همجنس بازان، همجنس گرایان، کلیسا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 16 دی 1391 توسط : احمد
[http://www.aparat.com/v/xIXNG]

ترجمه از عضو افتخاری وبلاگ:
 حمیدرضا عبدلی

ترجمه ویدیو



طبقه بندی: فیلم،  رسانه ها،  نوکیشان مسلمان،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: مستبصرین، گسترش اسلام، converting to islam،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 3 دی 1391 توسط : احمد
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3