تبلیغات
شناخت مسیحیت - مطالب محمدکاظم تجرد

وقتی شخصی برنامه ای را برای جایی یا کسی معرفی می‌کند بهترین راه جلب مخاطب به سمت آن برنامه نشان دادن موفقیت‌های آن برنامه است. وقتی هم دینی خود را به عنوان دین برتر معرفی می‌کند یکی از بهترین راه‌های جلب نظر این است که چند شخصیت بزرگ را معرفی کند تا انسان بتواند با نگاه کردن به آن‌ها ، با قوت قلب بهتری با استفاده از آن دین گام بردارد.
در میان نقاط ضعف زیادی که مسیحیت دارد ، نداشتن الگوی کامل و متناسب با همه زمان‌ها ، جلوهٔ خاصی دارد. اگر بخواهیم از شخصیت‌های کتاب مقدس صحبت کنیم که اکثرشان یا حتی می‌توان گفت تمامی آن‌ها تک بعدی هستند. علاوه بر تک بعدی بودن آن‌ها مشکل دیگر آن‌ها نقص آن‌ها ست. متأسفانه شخصیت‌های بزرگ کتاب مقدس در بیشتر موارد با مشکلات بزرگی برای الگو شدن ، رو به رو هستند. به عنوان مثال بزرگ حواریون عیسی پطرس است که عیسی او را شیطان خود می‌نامد[۱] و در میان انبیاء الهی هم حضرت ابراهیم که از برجسته‌ترین‌های آن‌هاست شخصی بی غیرت است.[۲] (البته نا گفته نماند که این اشکال‌ها از نظر اسلام و طبق قرآن در آن بزرگان راه ندارد.)
در میان افراد معاصر مسیحیت هم شخص جامعی پیدا نمی‌شود. اگوستین از بزرگانی هست که زیاد از او یاد می‌شود اما او هم در کتاب اعترافات خود ، ویژگی‌هایی از خود بیان می‌کند که به هیچ وجه برای الگو شدن ویژگی خوبی نیست حتی می‌توان گفت در انسان عادی هم این ویژگی‌های زننده است.
شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از مسیحیان فقط قلبا با این دین ارتباط برقرار کرده‌اند نه عقلا.
اکثر متفکران مسیحی زمانی که با شخصیت‌های اسلام آشنا می‌شوند محو عظمت آنان می‌شوند . حضرت علی علیه‌السلام در میان شخصیت‌های اسلامی ، متفکران زیادی را محو خود کرده است.
در میان این متفکران می‌توان به جرج سجعان جرداق اشاره کرد. او کتابی نوشت در ویژگی‌های حضرت علی علیه‌السلام که افراد زیادی را به تحسین واداشت و با این کتاب شهرت جهانی پیدا کرد. او در مورد حضرت علی علیه‌السلام می‌گوید : "اگر دنیای غرب ، شخصیتی مثل علی داشت ، امروز در سراسر دنیا با برگزاری همایش‌ها و تاسیس آکادمی‌ها و پژوهشکده‌ها ، به ارزیابی اندیشه های او می‌پرداخت و برای بشریت راه نو نشان می داد و همه مراکز علمی – اجتماعی خود را با نصب مجسمه های وی زینت می‌بخشید... علی یک انسان ما فوق بشر است و ما هرچه درباره او بنویسیم و بگوییم ، باز کم گفته‌ایم و کم نوشته‌ایم."[۳]
او بعدها کتاب یک جلدی خود را تفصیل داد و ۵ جلد مفصل در مورد حضرت علی به نگارش در آورد اما نه نوشته ای تکراری بلکه به قول محمد جواد مغنیه شارح نهج‌البلاغه ، جرج جرداق قبل از اینکه مؤلف باشد کاشف است. او علی را از نو شناخته و از نو کشف کرده است.[۴]
جرداق در کتاب ۵ جلدی‌اش مباحث جالبی چون علی و حقوق بشر و علی و انقلاب کبیر فرانسه می‌نویسد.
البته امثال جرج جرداق کم نیستند و شاید همه آن‌ها گمشده خود را جستجو می‌کنند همان گمشده ای که در مزامیر داوود در باره اش آمده است :
تسبیحات بلند خدا در دهانشان باشد و شمشیر دو دم در دست ایشان.[۵]

پی نوشت :
۱- کتاب مقدس .عهد جدید.انجیل متی .۲۳:۱۶
۲- کتاب مقدس .عهد عتیق.سفر پیدایش ۱۲:۱۲-۱۹
۳- جرج جرداق .امام علی صدای عدالت انسانی .ترجمه سید هادی خسرو شاهی.ص۱۹
۴- جرج جرداق .امام علی صدای عدالت انسانی .ترجمه سید هادی خسرو شاهی.ص۱۸
۵- کتاب مقدس .عهد عتیق .مزام




برچسب ها: جرج جرداق، علی، امیر المومنین، سید هادی خسرو شاهی، لبنان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر 1392 توسط : محمدکاظم تجرد

یکی از مهم‌ترین اعتقادات مسیحیان اعتقاد به کتاب مقدس یا عهدین می‌باشد. آنان معتقد هستند که این کتاب اگرچه نوشته عیسی مسیح نیست اما به دلیل عنایت روح‌القدس از تحریف و انحراف به دور است و تمامی آن کلام خدا و مقدس می‌باشد. کتاب مقدس تنها منبع معتبر مسیحیان برای اعتقادات و باورهایشان می‌باشد که مطالعه دقیق این کتب ما را به شناخت بدعت‌های مسیحیان و تناقض‌های این دین نزدیک‌تر می‌کند. این کتاب شامل دو بخش عهد جدید و عهد عتیق است که عهد جدید کتاب مختص مسیحیان است. عهد جدید سرگذشت و سخنان عیسی و حواریون او می‌باشد. عهد جدید مشتمل بر ۴ انجیل و یک کتاب به نام اعمال رسولان و نامه های پولس و چند نامه دیگر و مکاشفه یوحنا است. در مجال به معرفی نویسندگان اناجیل هم نوا می‌پردازیم. به سه انجیل متی، لوقا و مرقس از این جهت هم نوا (هم منظر) می‌گویند [۱] که حال و هوای این سه انجیل با یکتا پرستی و توحید بیشتر سازگار است تا تثلیث.
متی که این انجیل منسوب به او است یکی از حواریون عیسی بوده است که به خراج گیری برای پادشاه اشتغال داشت که توسط عیسی به جمع حواریون پیوست [۲].
خراج گیر بودن متی منجر به اعتراضاتی توسط مردم به عیسی شد. از سرنوشت متی اطلاع دقیقی در دست نیست یکی از مواردی مطرح می‌شود این است که وی توسط یهودیان سنگسار شده است. [۳]
متی که از حواریون عیسی بوده است همواره از بعثت تا صعود عیسی همراه وی بوده است. [۴] اما با این وجود در تنها اثر مکتوب وی فقط چند موعظه اساسی بیان شده است در حالی که او مسائل جزیی زیادی را مانند مثال‌های خاص عیسی را بیان می‌کند.
دومین کتاب از عهد جدید انجیل مرقس است. انجیل مرقس کوتاه‌ترین انجیل است. مرقس تعلیمات عیسی را کمتر ذکر کرده است و بیشتر به معجزات او پرداخته است. [۵] تمامی مطالب این انجیل به جز یک مورد در انجیل متی و لوقا تکرار شده است البته توضیح در این انجیل مفصل‌تر است. در انجیل مرقس داستان تولد حضرت عیسی ذکر نشده است.
مرقس خود از حواریون نبوده است اما انجیل خود را تحت تعلیمات پطرس نوشته است. مرقس از اقوام و شاگردان برنابا است. [۶] اما بعد از مدتی او را ترک می‌کند به شاگرد خاص پطرس می‌شود تا جایی که پطرس او را فرزند خطاب می‌کند. [۷] عهد جدید اول پطرس ۱۳:۵
مرقس طبق اقوال زیادی بانی کلیسای اسکندریه مصر است.
مرقس پس از مدتی فعالیت و تبلیغ در مصر کشته شد و جسدش را سوزاندند.
اما چند نکته در مورد انجیل مرقس:
۱-    مرقس شاگرد برنابا بوده است اما انجیل برنابا معتبر نیست اما انجیل مرقس معتبر است چگونه استاد معتبر نیست و شاگرد معتبر است.
۲-    مرقس تعلیمات زیادی از پطرس گرفته است در حال که عیسی در مورد پطرس می‌گوید که تو شیطانی و باعث لغزش من می‌شوی. [۸]
۳-    در انجیل مرقس کلمه بی درنگ زیاد به کار رفته است که این ضعفی در نوشتار است اما مسیحیان می‌گویند این کلمه به متن هیجان می‌دهد.
۴-    با توجه به اینکه مطالب انجیل مرقس به جز یکی همه تکراری است فایده این تکرارهای چیست؟ یعنی داستان‌های مرقس در دو جای دیگر تکرار شده است و تکرار بی فایده ارزش کلام را کم می‌کند.
۵-    مرقس زندگانی عیسی را نقل می‌کند اما تعالیم عیسی را نقل نمی‌کند آیا عیسی تعالیمش مهم‌تر بوده است یا معجزاتش؟
با وجود اینکه قرآن و انجیل اصلاً قابل مقایسه نیستند و هر شخص بی غرضی از مقام بسیار بالا قرآن در برابر انجیل اعتراف می‌کند اما یک نکته گفتنی است؛ قرآن کلمه ای را بی فایده نمی‌گوید هیچ تکرار زائدی ندارد اما در انجیل می‌توان کتابی را حذف کرد بی آنکه مطالب زیادی را از دست بدهیم.
سومین کتاب از کتب عهد جدید انجیل لوقا است. این انجیل که آخرین انجیل از انجیل‌های هم نوا (متی، مرقس، لوقا) نوشته شخصی است که پولس او را پزشک محبوب می‌نامد. [۹] لوقا نویسنده کتاب اعمال رسولان نیز است که عده آن‌را جلد دوم این کتاب می‌دانند. لوقا خود از حواریون نبوده و انجیل خود را تحت تعلیمات پولس نوشته است. لوقا پولس را در سفرهای زیادی همراهی کرده است. لوقا تا زمان مرگ پولس او را همراهی کرد. [۱۰] از قبل و بعد همراهی او با پولس اطلاعی وجود ندارد. لوقا در زمان اتفاقاتی که می‌نگارد حضور نداشته و مطالب را بر اساس شنیده‌هایش می‌نویسد.
مسیح در انجیل لوقا مهربان با عاصیان و نجات دهنده جهان است. از دیگر ویژگی‌های این کتاب نقل ماجراهای قبل و بعد از ولادت حضرت مسیح است.
سبک نگارش لوقا ادبی‌تر و شیواتر از کتب دیگر است. انجیل لوقا به مواردی توجه می‌کند که دیگر انجیل‌ها توجه نمی‌کنند مواردی مثل غیر یهودیان و زنان و گناهکاران و مسئله فقر و ثروت.
اما چند نکته:
یکی از سؤال‌های مهم در مورد عهد جدید حضور چشم گیر یهودیان است که از جمله مهم‌ترین این حضورها تأثیر گذاری پولس است که انجیل لوقا تحت تعلیمات او نوشته شده است.
چرا شنیده های یک شخص باید به عنوان کتاب مهم مسیحیان به شمار آید. یا به عبارت دیگر دلیل برتری او بر نوشته های حواریون عیسی که به عنوان کتاب فرعی محسوب می‌شود، چیست؟
وقتی مشخص نیست این نوشته‌ها حاصل شنیدن از کیست چگونه می‌توان به روایت تاریخی آن اعتماد کرد.
در میان نویسندگان سه انجیل فقط یک نفر از حواریون عیسی هست و دو شخص دیگر عیسی را ندیده‌اند. هر دوی آن‌ها هم تحت تعلیم و تأثیر کسی بودند که عیسی را ندیده است. حال چگونه می‌توان کتاب عهد جدید را کتاب عیسی دانست؟ چرا این نویسندگان به تعالیم عیسی توجه کمی داشته‌اند بیشتر به نقل مسائل تکراری و داستان وار و بی فایده پرداخته‌اند. آیا با این حال می‌توان این کتاب را به عنوان کتاب هدایت بر گزید؟

 

پی نوشت :

[۱]انجیل عیسی مسیح ترجمه هزاره نو ص ۹

[۲]عهد جدید انجیل متی ۹:۹

[۳]مستر هاکس . قاموس کتاب مقدس ص۷۸۲

[۴]مستر هاکس . قاموس کتاب مقدس ص۷۸۲

[۵] انجیل عیسی مسیح ترجمه هزاره نو ص ۹۴

[۶]مستر هاکس . قاموس کتاب مقدس ص۷۹۱

[۷]عهد جدید اول پطرس ۱۳:۵

[۸] عهد جدید متی ۲۳:۱۶

[۹] عهد جدید کولسیان ۱۴:۴

[۱۰] مستر هاکس . قاموس کتاب مقدس ص ۷۷۲

 





طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس، 
برچسب ها: متی، لوقا، مرقس، یوحنا، کتاب مقدس، عهد جدید، عهد عتیق، پولس، پطرس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 4 تیر 1392 توسط : محمدکاظم تجرد
شروع سال ۱۳۹۲ با نام حضرت فاطمه و ایام فاطمیه متبرک شده است.
این سال که سال حماسه اقتصادی و حماسه سیاسی نام‌گذاری شده است می‌تواند با نگاه به سیرهٔ حضرت زهرا (سلام الله علیها) سالی با شکوه تر از سال‌های قبل باشد.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) و فاطمیه یاد آور ماجرای فدک می‌باشد اما سر فدک چیست؟
فدک سرزمینی است که توسط حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه‌السلام) فتح شده است تا پشتیبان ولایت و امامت و اسلام باشد. در روایات آمده است که درآمد باغ فدک اختصاص به پیامبر داشته است و پیامبر آن‌را به دخترشان هدیه می‌دهند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) از قبول باغ در زمان حیات پیامبر امتناع می‌کنند اما پیامبر می‌گویند قبول کن تا بعد از من عده ای فتنه و تهمت راه نیندازند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم قبول می‌کنند و همان روز تمامی در آمد آن روز را بین فقرا تقسیم می‌کنند. حضرت زهرا در آمد باغ را در مسیر اسلام خرج می‌کردند و پشتوانه اقتصادی امامت و ولایت را باغ فدک قرار داده بودند.
به همین دلیل دشمنان تصمیم به تحریم ولایت گرفتند و در اولین قدم باغ فدک را با توجیه های عوام فریب غصب کردند. کاری که بر خلاف صریح قرآن و کلام پیمبر اسلام بوده. تلاش حضرت زهرا در پس گرفتن باغ فدک برای دنیا نبود زیرا بارها حضرت گفته بودند که دنیا در برابر چشمانم ناچیز است؛ بلکه هدف حضرت زهرا باز پس گرفتن پشتوانه مالی و اقتصادی امامت بود.
حضرت زهرا در حالی که در خانه ای ساده و زندگی عادی و حتی می‌توان گفت فقیرانه به سر می‌بردند، بزرگ‌ترین تغذیه کنندهٔ جهان تشیع بودند. این سیره حماسه اقتصادی حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مسیر استعلا اسلام بود که بعدها در سیرهٔ فرزندان ایشان و در سیرهٔ محبان و شیفتگان حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌توان دید.
بررسی سیرهٔ فاطمی ما را در فهمیدن حماسه سیاسی نیز کمک می‌کند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) کسی است که بهترین حالت برای زن را، حالتی می‌داند که نه نامحرم را ببیند و نه نامحرم او را ببیند، اما با این حال زمانی که می‌بیند نیاز به حرکت سیاسی است خطبه‌هایی غرا می‌خواند که همه را به تحسین وامی‌دارد. در زمانی که انصار و مهاجرین و اکثر کسانی که در واقعه غدیر با جانشین پیامبر یعنی حضرت علی بیعت کرده بودند؛ یا در پشت پرده سکوت مخفی شده بودند یا با تیغ ظلم کمر به خیانت بسته بودند، این صدای پاره تن پیامبر بود که دوباره انصار و مهاجرین را متذکر کرد که اسلام در خطر است، حرکت سیاسی باید کرد و دشمن را باید شناخت و معرفی کرد.
خطبه جاویدان فدکیه نکات زیادی دارد که یکی از آن‌ها که تبیین کننده وظیفه ما در سال حماسه سیاسی است؛ این است که امامتنا امانا للفرقه و اطاعتنا نظاما للمله. حضرت در این فراز می‌فهمانند که فقط اعتقاد به ولایت معصوم و جانشین او (ولایت فقیه) راه گشا نیست بلکه اطاعت هم باید باشد تا حکومت اسلامی پیشرفت کند و دچار دشمن و منافق نشود.
آری سیرهٔ حضرت زهرا (سلام الله علیها) لحظه به لحظه‌اش و جمله به جمله‌اش درس است و شناخت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ما را به قله های سعادت می‌رساند زیرا که.
فاطمه خیر کثیر پیامبر و الگوی کامل همه جهانیان است.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین 1392 توسط : محمدکاظم تجرد
چند وقت پیش با کسی آشنا شدم که ادعا می‌کرد از اسلام خیلی اطلاع دارد و بعد سالیان سال که در مورد مسیحیت تحقیق کرده است مسیحی شده است. البته این ادعا خیلی ادعای شایعی است در میان تازه مسیحیان. خیلی وقت‌ها هم حتی ادعا می‌کنند که آخوند زاده هستند. اکثراً در خانواده های مذهبی هم بزرگ شدند. البته علت تمامی این کارها این است که این دوستان می‌خواهند به وسیله ای علت اصلی مسیحی شدن خود را مخفی و با چهره اسلام را خدشه دار کنند.
اکثر این افراد زمانی که از آن‌ها سؤال می‌شود که از اسلام چه می‌دانید سریع اسم چند مراسم مذهبی را می‌برند و می‌گویند نماز می‌خواندیم و قرآن. اما زمانی که از مفاهیم زندگی ساز اسلام پرسیده می‌شود ساکت می‌مانند. نه چیزی از عمق نماز می دانند و چیزی از اعجاز قرآن.
اکثر این مسیحیان با یاد گرفتن چند شبهه در مورد اسلام، خود و دیگران را فریب می‌دهند شبهاتی مانند بحث ارتداد یا احکام اسلامی مانند سنگسار و حجاب. گاهی هم با نام بردن چند مسلمانی که تخلف کرده‌اند، چهره ای حق به جانب به خود میگرند که بفرمایید این هم مسلمانان.
البته این دوستان چیز زیادی از مسیحیت هم نمی‌دانند. مثلاً اگر مسیحیان می‌دانستند که در مسیحیت حکم کسی که گاوش به کسی شاخ بزند سنگسار است یا اینکه حجاب در مسیحیت بسیار سخت‌تر از اسلام است، شاید دیگر این شبهات سطحی را بیان نمی‌کردند.
یکی از همین مسیحیان که می‌گفت من اطلاع کافی از مسیحیت دارم روزی به من گفت که اگر ثابت کردی که کتاب مقدس تحریف شده است من از مسیحیت دست می‌کشم و اگر من ثابت کردم تو بیا مسیحی شو. این موضوع را با یکی از دوستان که مطرح کردم خندید. گفت نکند با فلانی داری بحث می‌کنی؟ گفتم اره مگه چطور؟ گفتم بابا ولش کن من خیلی وقت است که با اون دارم صحبت می‌کنم و زمانی که خودش اعتراف کرد که این تناقضات را قبول دارم صحبت با من را ترک کرد و دیگر جواب سؤال‌هایم را نمی‌دهد.
بله اکثر مسیحیان این گونه بحث می‌کنند البته مسیحی کمی زرنگ‌تر است در ابتدا با سؤال کردن در مورد یک آیه بحث بر انگیز قرآن طرف مسلمانش را l محک می‌زند و بعد او را متأسفانه فریب می‌دهد.
این دوست گرامی البته خیلی خوب بلد است که چه کار کند اما حیف که از آیینی دفاع می‌کند که متأسفانه هیچ جایی برای دفاع ندارد جز یک جا وجود ارزشمند حضرت عیسی. مثلاً زمانی که به او می‌گفتم چرا در جایی از کتاب مقدس گفته است شراب ننوشید و در جایی گفته است بنوشید می‌گوید این تفاوت تعلیمی است و صد البته شراب مفید و سودمند است.
یا در جایی که به او گفتم نظرت در مورد تثلیث و سه خدایی چیست؟ می‌گفت: من مانند کاتولیک‌های کافر فکر می نکنم. زمانی که می‌گفتم واتیکان این‌گونه می‌گوید می‌گفت که من تابع واتیکان نیستم.
بله همین طور که قبلاً هم در پست‌های قبل گفته شده بود مسیحیت هر روز در حال تصحیح است. یعنی هر روز مسیحیان در تلاش اند که مشکلات دینشان را به نحوی تصحیح کنند و گاهی هم صورت مسئله را پاک می‌کنند.
وقتی انسان می بیند که این مسیحیان از نداشته های خود چه جملاتی زیبایی و چه کارهایی در فضای مجازی می کنند واقعا متاسف می شود.
چه خوب است که دوستان مسلمان، در فضاهای اینترنتی و مجازی مانند این مسیحیان فعال شوند و از دین مبین و کامل خود دفاع کنند.
و چه جمله زیبا و دردناکی است جمله امام علی علیه‌السلام به پیروانشان :
آن‌ها (پیروان معاویه و اهل شام) در باطل خود مقاوم و شما در حق خود سست هستید.




برچسب ها: مسیحیت، قرآن، کتاب مقدس، نماز، سنگسار، ارتداد، واتیکان، کاتولیک، تثلیث،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند 1391 توسط : محمدکاظم تجرد

یکی از ارکان مهم هر دین تعریف آن دین از خدا و منشأ روزی و قدرت در جهان است.

تعریف خدا در بسیاری از موارد شبیه است اما در بیشتر موارد تفاوت در صفات و ویژگی‌های خداوند است به عنوان مثال بت پرستان بت‌ها را نمایندگان تام‌الاختیار خدا و گاهی هم شریک می‌دانند در حالی که چنین چیزی محال است.

مسیحیت هم به عنوان یک دین آسمانی تعریفی از خدا دارد. تعریف مسیحیان از خداوند در مسیحیت از یک نظر مسیحیان را با مشکل زیادی رو به رو کرده است. این مشکل حتی به اختلاف در میان خود مسیحیان نیز کشیده شده است تا جایی که برخی از پروتستان‌ها به این دلیل کاتولیک‌ها و ارتدکس‌ها را کافر و ملحد بدانند. اعتقاد مسیحیان به تثلیث از بزرگ‌ترین نقایص این دین است. البته تثلیث به معنای سه خدا نیست بلکه سه شخص از خدا است چیزی که خود مسیحیان هم در توضیحش درمانده‌اند.

در اعتقاد نامه رسمی کلیسای کاتولیک آمده است:

تثلیث واحد است، ما به سه خدا اعتراف نمی‌کنیم بلکه به خدای واحد در سه اقنوم «تثلیثی که از نظر جوهر واحد است» (شورای قسطنطینه) پس اقانیم تثلیث در یک الوهیت سهیم نیستند بلکه هر یک از آن‌ها کامل خدا هستند «هر یک از اقانیم ثلاثه، همین حقیقت یعنی جوهر و ذات و سرشت الهی هستند».(شورای لاتران) اقانیم ثلاثه واقعاً از هم متمایز هستند «خدا یگانه است اما تنها نیست پدر، پسر و روح‌القدس فقط نام­هائی نیستند که بر کیفیت‌های وجود الهی دلالت کنند زیرا آن‌ها واقعاً متمایز از همدیگرند نه پسر پدر است و نه پدر پسر و نه روح‌القدس پسر یا پدر است» (شورای تولدو) آن‌ها از نظر شما با هم تفاوت دارند «این پدر است که متولد می‌کند، این پسر است که متولد می‌شود و این روح‌القدس است که صادر می‌شود» (شورای لاتران) وحدت الهی سه‌گانه است.

این حرف سه نکته مهم دارد، به عبارت دیگر طبق این اعتقاد نامه؛ در ذات خدا سه شخص متمایز وجود دارد، هر شخص کاملاً خداست، فقط یک خدای واحد حقیقی وجود دارد.

این گزاره‌ها کار فهم و شناخت خدا را برای هر متفکر مسیحی و حتی عوام مردم سخت کرده است چون از حرف هم از نظر عقلی مشکل دارد و خلاف عقل است زیرا سه شخص متمایز چگونه یک خدای حقیقی می‌شوند و اینکه یک موجود نامحدود چگونه محدود می‌شود و هم از نظر کتاب مقدس مشکل دارد؛ نه در عهد عتیق در مورد سه خدا صحبت شده است و نه در انجیل صحبتی شده است.

این حرف در زمان کنستانتین در قرن چهارم مطرح و تا حدودی تصویب شد.

مسیحیان برای توجیه این آموزه مثال‌های فراوانی می‌زنند تا شاید این حرف ضد عقل کمی عقلانی به نظر برسد، که همه این مثال‌ها با حرف مسیحیان تناسب ندارد.

در میان این مثال‌ها سه مثال از همه رایج‌تر است و متأسفانه عده زیادی فریب این سه مثال را می‌خورند.

تمثیل اشتباه : همان‌طور که یک شخص، می‌تواند به سه جنبه داشته باشد هم پدر باشد برای فرزندانش و هم پسر باشد برای پدرش و هم شوهر باشد برای همسرش خدا نیز طبق صلاحدید خود، خود را به صورت‌های مختلف نشان می‌دهد.

جواب: این تمثیل با حرف اعتقاد نامه کلیسای کاتولیک، ناجور است زیرا در این جا ما یک شخص داریم با سه جنبه ولی در آنجا می‌گفت ما سه شخص داریم نه یک شخص!

تمثیل اشتباه : همان‌طور که مثلث دارای سه ضلع است، اما این سه ضلع مجموعاً یک مثلث واحد را تشکیل می‌دهند، خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می‌آورند.

جواب: این تمثیل با بخش دیگر ناجور است زیرا ما در مثلث، هر ضلع به خودی خود فقط یک «ضلع» است، نه یک مثلث. اما در تثلیث، هر شخص (پدر یا پسر یا روح‌القدس) به تنهایی کاملاً ذات الهی دارند و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند. در واقع، سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می‌آورند.

  تمثیل اشتباه: همان‌طور که در یک خانواده هم پدر وجود دارد و هم پسر و هم مادر در تثلیث هم پدر هست و هم پسر و هم روح‌القدس.

جواب : این تمثیل هم با بخش دیگری نا متناسب است زیرا ما در این خانواده سه وجود خارجی داریم ولی در تثلیث ما یک ذات واحد بیشتر نداریم.

از این قبیل مثال‌ها و تلاش‌ها برای فهم تثلیث زیاد است اما به دلیل ضد عقل بودن این حرف هیچ کدام از این مثال‌ها راه گشا نیست؛ و چه مناسب اعتراف کرده است آلستر مک گراس که سخت‌ترین چیز برای فهم یک دانشجو قضیه تثلیث است.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 7 اسفند 1391 توسط : محمدکاظم تجرد

پاپ بندیکت شانزدهم روز دوشنبه دهم اسفند جهان مسیحیت کاتولیک را با انجام سخنرانی شوکه کرد. پاپ که در سن 85 سالگی از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار نیست در این سخنرانی برای اولین بار در 6سده حضور پاپ بر سکوی قدرت کلیسا اعلام استعفا کرد. او در سخنرانی خود گفت که پس از آن‌که در برابر خداوند به وجدانش رجوع کرده، به این اطمینان رسیده است که با توجه به افزایش سنش دیگر نیروی لازم برای انجام وظایفش به عنوان رهبر کاتولیک‌های جهان را ندارد.

این استعفای ناگهانی پاپ جهان را با شگفتی رو به رو کرد. از یک سو سران کشورهای بزرگ جهان مانند مرکل ،اولاند،اوباما، دیوید کامرون و... جملاتی در مورد معنویت او گفتند.از سوی دیگر متفکران مذهبی و تحلیل گران نظراتی در مورد علت استعفای او بیان کردند.

هر چند خود او علت این استعفا را ضعف جمسانی بیان کرده است اما بسیاری از تحلیل گران نظر دیگری دارند. دوران پاپ بندیکت شانزدهم که از سال 2005 شروع شد با اتفاقات زیادی همراه بود. نظرات جنجال برانگیز او در مورد مذهب کاتولیک به عنوان کامل ترین مذهب ، یا هجوم او بر علیه اسلام و عقلانیت در آن و در آخر و از همه مهم تر اوج افشای فساد های اخلاقی در میان پدران مقدس و کشیش ها ، دوران کاری او را سخت و جنجالی کرده است.

از مسائل مهمی که بسیار او را تحت فشار قرار داد همین ماجرای فساد اخلاقی در میان کشیش ها بوده است.حتی گروهی از کشیشان آمریکای لاتین در نامه به او ، برای رفع این معضل و آزاد شدن ازدواج ، اعلام همکاری کردند که با مخالفت سخت وی مواجه شدند. در اثر همین فساد ها بود که حتی عده زیادی از کشیشان خواستار استعفای او شدند اما در سال 2010 سخنگوی واتیکان اعلام کرد که دلیلی برای استعفای او وجود ندارد.

کسانی که خواستار استعفای او بودند به تصمیمات او در زمان اسقف بودن در مونیخ استناد می کردند.در یکی از افشاگری‌ها مشخص شد که ژوزف راتزینگر در سال 1985 میلادی نامه‌ای را امضا کرده است که در آن خلع لباس یک کشیش را که به سوءاستفاده جنسی از کودکان متهم شده‌بود به تعویق انداخته است. او دلیل این اقدام خود را جوان بودن کشیش متخلف و همچنین مصلحت کلیسا عنوان کرده‌ بود.

به همین دلیل عده زیادی دلیل استعفای او را فساد اخلاقی در کلیسا ها می دانند.

در هر حال هنوز دلیل اصلی استعفای او مشخص نشده است.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط : محمدکاظم تجرد

یک چنین روزی را باید به مسیحیان تبریک گفت. چنین روزی روزی است که هر مسیحی باید به خود ببالد و افتخار کند و با سر بلندی بگوید که من پیروی عیسی هستم. من که از جانب خودم به جهان مسیحیت تبریک می گویم و افتخار می کنم که پیامبری چون عیسی را به عنوان الگوی زندگی خود دارم.

مسیحیان عیدتان مبارک.

شاید اگر بخواهیم اسمی برای امروز بگذاریم باید بگوییم مسیحیان عید اعجاز عیسی مبارک.

آری عید اعجاز را شاید هیچ مسیحی جشن نگیرد اما امروز برای هر مسیحی بزرگ است. عیسی حدود پانصد سال قبل چنین روزی را پیش بینی کرده بود. او حدود پانصد سال قبل از تولد پیامبر اسلام حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم پیش بینی کرده بود که پیامبری مبعوث خواهد شد و اعلام کرده بود که چنین شخصی به دنیا خواهد آمد.

او بارها گفته بود که پیامبر اخر زمان خواهد آمد. و این تحقق معجزه حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام است.

البته امروز از یک جهت دیگر هم برای مسیحیان عید است. این روز روزی است که کسی به دنیا آمد که بار دیگر عظمت و بزرگی حضرت عیسی را در جهان تایید کرد.

تا به حال فکر کرده اید که اگر حضرت محمد به دنیا نیامده  بود و و به پیامبری مبعوث نشده بود ، دین حضرت عیسی به کجا می رفت؟پیروان راستین حضرت مسیح در نا امیدی محض به سر می بردند. اما پیامبر آمد تا دوباره نام پیامبر بزرگ خدا عیسی تجلی پیدا کند ، او آمد تا مردم بفهمند هنوز هم می شود عیسی وار زندگی کرد و پایه های ظلم جهانی را لرزاند

این روز روزی است که دوباره یهود خاطرات تلخ عیسی برایش زنده شد. دوباره یهود دشمنی سرسخت مانند عیسی پیدا کرد دشمنی که عیسی به آمدنش بشارت داده بود.

17 ربیع الاول هر سال، روز جشن است هم برای مسلمانان و هم برای مسیحیان.

جشن اعجاز عیسی ، جشن تایید دوباره عیسی و جشن دشمنی دوباره با دشمن عیسی یعنی یهود (یا بهتر است بگوییم صهیون)

روز میلاد پیامبر اسلام مبارک





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن 1391 توسط : محمدکاظم تجرد

به مناسبت میلاد حضرت مسیح یک سوال ذهنم را به خود مشغول کرد. این سوال شاید سوالی دور از ذهن باشد اما خیلی کمک کننده است. این سوال به فلسفه و چیستی و علت تبعیت هر گروه از حضرت عیسی بر می گردد.

حضرت مسیح شخصیت محبوب مسیحیان و مسلمانان است. مسیحیان روز میلاد این شخصیت را جشن می گیرند ، جشن کریسمس. مسلمانان هم این روز به گرامی می دارند اما متاسفانه به اندازه مسیحیانن این روز را مانند مسیحیان جشن نمی گیرند.

اما به نظر شما میلاد حضرت مسیح برای کدام یک جشن است؟

میلاد مسیح برای مسیحیان در حالی جشن است که این روز ، روز تنزل حضرت مسیح است. بله شاید تعجب کنید این روز ، روزی است که حضرت میسحی که به اعتقاد مسیحیان خدا است ، تبدیل به انسان شده است که این خود نوعی سقوط است ، نوعی پایین آمدن است. ایا انسان برای سقوط محبوبش و معشوقش جشن می گیرد؟

یک نکته دیگر این است که اصلا آیا این روز را می توان از دیدگاه مسیحیان ، میلاد نامید؟! مگر خدا هم به دنیا می آید؟؟؟

اما از دیدگاه مسلمانان این روز ، روز میلادی پیامبری است که جهان را از ظلمات به اذن و اجازه خدا به سمت نور آورد. این روز ، روزی است که پیامبری به دنیا آمد که در مهد صحبت می کند و مردگان و بیماران را شفا می دهد، کتاب دارد و بشارت دهنده به آخرین پیامبر ، پیامبر اسلام است.

روز میلاد حضرت مسیح از یک جهت دیگر هم برای مسلمانان عزیز و دلچسب است. این روز ، روز میلاد کسی است که از یاران امام زمان مسلمانان است. بله به اعتقاد شیعیان حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام کسی است که در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، از یاران امام خواهد بود و در نماز به او اقتدا می کند.

حال به نظر شما روز میلاد حضرت مسیح برای چه کسانی جشن است؟

در هر حال عیدتان مبارک





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 4 دی 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
دعا یکی از شاخصه ها و ویژگی های هر مسلک معنوی است . در میان ادیان آسمانی هم دعا جایگاه خاصی دارد. اما معنای دعا چیست؟ معنای دعا طلب است اما نه هر طلبی.
مثلا اگر یکی شخصی در مقامی بالا از شخصی در مقامی پایین تر چیزی را درخواست کند به این کار دعا نمی گویند یا اگر شخصی از کسی که در مقام با خود مساوی است چیزی را طلب کند به این کار هم دعا نمی گویند.
دعا در زمانی به کار می رود که شخصی از مقامی بالاتر از خود چیزی را بخواهد. که معمولا این لفظ برای درخواست انسان از خدا به کار می رود.
در کتاب مقدس موارد زیادی وجود دارد که پیامبران خدا دعا کرده باشند و کاری را از خدا در خواست کرده باشند:
پیدایش  25:  21  و اسحاق برای زوجۀ خود، چون که نازاد بود، نزد خداوند دعا کرد
در مواردی هم وجود دارد که مردم از پیامبران الهی طلب دعا کردند:
اعداد  21:  7  و قوم نزد موسی آمده، گفتند: «گناه کردهایم زیرا که بر خداوند و بر تو شکایت آوردهایم، پس نزد خداوند دعا کن تا مارها را از ما دور کند.» و موسی بجهت قوم استغاثه نمود.

یکی از موارد هم در عهد جدید یا همان انجیل عیسی مسیح وجود دارد. زمانی که عیسی حواریون را جمع می کند و آنها را به کوه زیتون می برد:
دعا در کوه زیتون
 39   عیسی بیرون آمد و طبق معمول رهسپار کوه زیتون شد و شاگردانش همراه او بودند.
 40   وقتی به آن محل رسید به آنان فرمود: «دعا کنید که از وسوسه ها دور بمانید.»
 41   عیسی به اندازه پرتاب یک سنگ از آنان فاصله گرفت، زانو زد و چنین دعا کرد:
 42   «ای پدر، اگر اراده توست، این پیاله را از من دور کن. امّا نه اراده من بلکه اراده تو به انجام برسد.»
این یکی از موارد دعای عیسی است اما در این چند جمله و فراز از انجیل نکاتی مطرح است:
نکته اول اینکه طبق معنایی که همه بزرگان از دعا کرده اند دعا درخواست یک شخص از شخصی در مقام بالاتر است . یعنی در این جا عیسی از خدا درخواست می کند در حالی که اعتراف می کند که مقام خدا بالاتر است پس به هیچ وجه معنا ندارد که بگوییم عیسی خدایی است در کنار خدای پدر یا هم مقام با خدای پدر .
 نکته دوم:اگر هم بگوییم که این معنا از دعا درست نیست ، در دعا خود عیسی چنین بر می آید که عیسی خود را در مقامی پایین تر از خدا می داند زمانی که می گوید : اما نه اراده من بلکه اراده تو به انجام برسد
و اینجاست که فرموده عیسی را باید به همه جهانیان و مخصوصا مسیحیان گوش زد کرد:
دعا کنید که از وسوسه های دور بمانید.
اما آیا زمانی که خود عیسی بارها اعتراف دارد به اینکه خدا نیست ، خدا دانستن او یک وسوسه نیست؟؟؟





طبقه بندی: تثلیث،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
برچسب ها: تثلیث، کتاب مقدس، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
در میان حواریون عیسی تا زمانی که عیسی به صلیب کشیده نشده بود پطرس محبوب ترین حواری نزد عیسی بود. البته عیسی قبل از به صلیب کشیده شدنش هم پطرس را جانشین خود و بزرگ دیگر حواریون معرفی کرد.
با گذشت زمان شخصی به جمع حواریون وارد شد که اگر نگوییم در میان مسیحیان از جایگاهی بالاتر از پطرس بر خوردار شد حد اقل شانه به شانه پطرس مقامش بالا رفت.
البته جایگاه این شخص که در انجیل به مراتب بالاتر از پطرس است. زیرا او شخصی است که از مجموع 680 صفحه انجیل  200 صفحه را به خود اختصاص داده است یعنی بیش از 35 درصد انجیل. این در حالی است که سهم پطرس فقط 20 صفحه است . سهم پطرس 10 درصد سهم حواری تازه وارد است.
سهم پطرس 2 نامه و سهم حواری تازه وارد 14 نامه است.
در مورد ویژگی های این حواری تازه وارد صحبت زیاد است اما در این فرصت قصد داریم که نکاتی را در مورد نامه های او بنویسیم.
در انجیل عیسی مسیح 14 نامه از پولس به مناطق و رئسای مختلف وجود دارد. او در نامه های خود معارفی را در مورد عیسی و مسیحیت بیان میکند این در حالی است که او نه تنها یک بار هم از عیسی درسی نگرفته است بلکه یک مسیحی کش حرفه ای و از دشمنان سرسخت عیسی بوده است.اولین شهید مسیحیت هم به دست او بوده است. لوقا در اعمال رسولان خود این موضوع را ذکر کرده است که البته لوقا قبل از ایمان اوردن پولس او را سولس می نامد.
البته در کتاب اعمال رسولان لوقا نیز بخش عمده ای به پولس اختصاص دارد.
مهم ترین نامه پولس را نامه او به رومیان می دانند و حتی در معرفی این نامه در انجیل هزاره نو آمده است که :
" این نامه نظام مند ترین اثر پولس است زیرا به رساله ای الهیاتی و دقیق شباهت دارد تا نامه"
او در نامه های خود معارفی در مسیحیت را رد و مواردی را از خود اضافه می کند مواردی که نه در کلام عیسی وجود دارد و نه حتی حواریون دیگر چیزی مانند آنرا بیان کرده اند و حتی در برخی از موارد با مخالفت حواریون هم رو به رو می شود.
انشا الله در آینده بیشتر با نامه های پولس آشنا خواهیم شد.
ادامه دارد...
پانوشت: البته نا گفته نماند که در میان مسیحیان از تاریخچه پولس صحبت زیادی مطرح نمی شود.




طبقه بندی: نقش پولس در مسیحیت، 
برچسب ها: پولس، پطرس، حواریون، نامه های پولس، لوقا، انجیل، صلیب، عیسی، شهید،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 23 آذر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
چه در نظر مسیحیان ، چه در نظر مسلمانان و چه در نظر همه آزاد اندیشان جهان ؛ حضرت عیسی علیه السلام  نماد اخلاق و مهربانی است. و مسلما عیسی نماد عقلانیت و بزرگی است. یعنی دوستان گرامی چه مسیحی باشید و چه مسلمان و اگر ازاد اندیش باشید باید از عیسی علی نبینا و علیه السلام درس بگیریم و او را به عنوان الگوی خود انتخاب کنید و کنیم.
اما در میان صحبت هایمان با دوستان مسیحی بسیار مواردی دیدیم که اگر از کسی غیر از مرید و پیروی مسیح می دیدیم شاید تعجب نمی کردیم اما مسیح نماد مهربانی و پیروی مسیح و قضاوت و عجله و گاهی حتی تهمت و توهین!!!!
چند وقت پیش یکی از دوستان مسیحی نظری برای ما گذاشت که این موضوع را دوباره برای ما زنده کرد.(البته ما از نوع نظرش احتمال می دهیم که مسیحی باشند.)نظر ذیل مطلب چرا مسیحیت ؟؟؟ وجود دارد اما برای راحتی شما عین نظر این دوست گرامی را برایتان می گذارم :
محمد
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:53 ب.ظ
یه کلام؛ مطالعه

اسلام==دین شناسنامه ای


مسیحیت==دین پس از مطالعه در دوران

بلوغ فکری

دوست من؛ می دونم که این رو نشون نمیدی؛

لااقل خودت روش فکر کن.فقط یه دقیقه!!!
 
البته این دوستمان اسمشان به مسیحیان نمی خورد اما مطلبشان مانند بسیاری از دوستام مسیحی ماست. جالب اینجاست که ما در بسیاری از وبلاگ ها و صفحات دوستام مسیحی دیده ام که نظرات را پس از تایید نمایش می دهند یا اینکه می گویند در صفحات ما مطلبی نگذارید.
اینکه این دوستمان می گویند نظرشان تایید نمی شود یک پیش داوری است. این کار یک کار غیر منطقی و غیر اخلاقی است و به دلیل ضعف منطق است البته گاهی هم به دلیل بی ادبی بعضی از نظر گذاران است که در این صورت می توان به سرعت منتظر تایید نظر بود.
اما در مورد مطلب این دوست گرامییمان باید بگوییم اینکه این دوستمان می گویند اسلام دین شناسنامه ای است باید بگوییم که در همه ادیان اینگونه است که فرزند دین پدر و مادر را به ارث می برد و تقریبا در همه کشور ها اینگونه است. اما در مورد اسلام یک نکته وجود دارد و آن همان مسئله ای است که در اکثر رساله های وجود دارد و به عنوان اولین مسئله هم آمده است : تقلید در اصول دین جایز نیست. یعنی اینکه در اصول دین باید تحقیق و بررسی کرد. بله شاید  بسیاری در شناسنامه مسلمان باشند اما تا وقتی تحقیق و بررسی نکنند و با منطق به اسلام روی نیاورند دینشان صحیح نیست.
اما آیا در دیگر ادیان هم جایگاهی برای تحقیق وجود دارد؟
پس بهتر است بگوییم همه ادیان می توانند شناسنامه ای باشند اما تنها دینی که پیش شرط تحقیق دارد اسلام است.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
چند وقتی هست که با مسیحیان مختلفی صحبت می کنم. متاسفانه اکثرا در برابر سوالات بی جواب هستند و متاسفانه اکثرا از دیگر دینها هم کم اطلاع هستند هر چند گاهی ادعا می کنند که کاملا با اسلام آشنایی دارند.



در یکی از این گفتگو ها زمانی که به یکی از مسیحیان گفتم چگونه شما می گویید با به صلیب رفتن و زجر کشیدن مسیح گناه ادمیان بخشیده شده است. در جوابم گفت : چطور شما می گویید که با به شهادت رسیدن امام حسینتان گناه بقیه را می بخشد همانطور هم تصلیب مسیح گناهان ما را پاک می کند.
اما حیف کاش و صد کاش که جهان بیشتر با مکتب حسینی آشنا می شدند. حرکت و نهضت حسینی ، حرکتی است که عقل جهان را مخاطب قرار داده است. حرکتی است که درست است که موجب بخشش هزاران نفر می شود اما نکته اصلی این است که در صورتی این حرکت کسی را نجات دهد آن شخص با اهداف و مقاصد امام حسین علیه السلام و حرکت حسینی آشنا باشد. اگر کسی به حرکت امام حسین علیه السلام فکر کند می فهمد که امام حسین می گوید من حرکت کردم تا مردم زیر بار ظالم نروند تا مردم جهل با کنار بگذارند تا مردم  متوجه شوند که خداوند بزرگترین مقام جهان است و هزاران صحبت نکته دیگر که در حرکت حسینی وجود دارد.
اما در تصلیب عیسی چه چیزی وجود دارد؟ تصلیب عیسی چه چیز را در زندگی انسان تغییر می دهد؟
البته نا گفته نماند که عیسی در تصلیب خود طبق اعتقاد مسیحیان چیزی می گوید که شاید اگر مسیحیان آن را می پذیرفتند نجات بخششان بود. همان لحظه ای که عیسی بر روی صلیب گفت خدایا به دادم برس.
البته این گوشه ای از بسیار تفاوت میان تصلیب و واقعه عاشورا است.
انشا الله در آینده به نکات بیشتری و با تفصیل بیشتری اشاره خواهیم کرد.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 27 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
در قسمت اول به ظلمی که یهودیان در حق مسیحیان و حضرت عیسی و صد البته در حق خودشان انجام داده بودند اشاره کردیم. این ظلم همان ظلمی است که نتیجه اش به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (البته در باور مسیحیان) شد.
به نظر نمی رسد در میان مسیحیان کسی باشد که از این ظلم ناراحت نباشد و این گناه و ظلم را نابخشودنی بداند. اما نکته اینجاست که اگر کسی در حقش ظلمی شود و بزرگی را از دست بدهد ،زمانی که خود این اشتباه را تکرار کند ، گناه و اشتباهی بس بزرگتر از نفر قبل انجام داده است.
لحظات آخری که عیسی در جمع حواریون بود و در طول مدت رسالتش چندین بار بشارتی مبنی بر امدن تسلی دهنده به حواریون داده بود. جالب اینجاست که این بشارت ها و خصوصیتهای تسلی دهنده یا منجی بعد از عیسی چنان دقیق و مستحکم بود که تا چندین قرن علمای مسیحی آن بشارت ها را به خاطر داشتند.
زمانی که پیامبر اسلام در مکه مبعوث شد علمای مسیح و یهود ویژگی های خاص را در او دیدند و در بسیاری از موارد حتی او را امتحان هم کردند که در همه این موارد ایمانشان بیشتر شد اما به همان دلیل که یهودیان حضرت عیسی را ترک کردند ، به همان دلیل هم حضرت محمد ترک شد.
بله اگر یهودیان به حضرت عیسی ایمان می آوردند ایمان خود را نسبت به حضرت موسی هم کامل کرده بودند و اگر مسیحیان هم به حضرت محمد ایمان می آوردند ایمان خود را به حضرت عیسی کامل تر کرده بودند.
و متاسفانه همان نکته ای که بارها عیسی مسیح از آن صحبت کرده بود و طرفدارانش را از آن بر حذر داشته بود ، باعث انحراف مسیحیان شد ، تمایل به دنیا و از دادن روحیه پرهیزکاری ، از مسیح برای میسحیان فقط یک اعتقاد حاشیه ای و تبلیغاتی برای سران کلیسا باقی گذاشت.




مطالب مرتبط: ظلمی نابخشودنی (قسمت اول)،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 21 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
روزی بس مهم و تاثیر گذار است روزی که کسی برای خود جانشین مشخص می کند. مخصوصا زمانی که آن شخص از مسئولیت مهمی برخوردار باشد. حال تصور کنید زمانی که شخصی میلیونها نفر در جهان و میلیاردها نفر در تاریخ طرفدار دارد مشخص کردن جانشین برایش چه کار مهمی است.
روز 18 ذی الحجه که امسال مصادف شده بود با 13 آبان روزی است که پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و اله وسلم) با بیان خطبه ای کامل و روشنگرانه برای خود جانشین مشخص کردند. این روز یکی از اعیاد بزرگ شیعیان است. چنین روزی در میان مسیحیان نیز وجود دارد هرچند ه مسیحیان این روز را عید حساب نمی کنند و قدر این روز خود را نمی دانند هرچند ممکن است علتی داشته باشد.
بله حضرت عیسی هم چند روز قبل از عروجش حواریون خود را جمع کرد و به آنها ماموریت و مسئولیت هایشان را معرفی کرد. اما میان معرفی حضرت علی علیه السلام و معرفی حواریون چند اختلاف وجود دارد.

1- حضرت علی در سالهای پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم بارها رشادت و از خود گذشتگی منحصر به فردی نشان داد و بعد از فوت پیامبر اسلام هم لحظه از ارکان اسلام حتی در سخت ترین لحظات کوتاه نیامد اما حورایون عیسی طبق اعتقاد مسیحیان در روز تصلیب عیسی از دور او فرار کردند و حتی بزرگترین آنها که پطرس بود او را سه بار انکار کرد.
2- حضرت علی هیچگاه در طور عمر خود کاری انجام نداد یا حرفی نزد که مورد سرزنش پیامبر اسلام قرار بگیرد اما حواریون حضرت عیسی حتی در زمان خود حضرت عیسی هم اعمالی انجام می دادند که بر خلاف خواسته عیسی بود حتی در موردی حضرت عیسی به پطرس که بزرگترین حواری عیسی بوده است می گوید شیطان از من دور شو.
(البته ناگفته نماند که این اعتقاد مسیحیان در مورد حواریون است و مسلمانان چنین اعتقادی ندارند و حواریون عیسی را از اینگونه تهمت ها منزه می دانند)
شاید به این دلیل است که مسیحیان روز انتخاب جانشیان عیسی را عید تلقی نمی کنند.
و نکته آخر اینکه امیر المومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام برترین انسان بعد از پیامبر بود و جهانیان در مورد شخصیبت او کتابهای بسیاری نوشته اند. و این نوشته ها فرا دینی است یعنی مسلمان ومسیحی و خدا پرست و غیر خداپرست علی را کاملترین الگو معرفی کردند. بخلاف حواریون که چیزی از آنان باقی نمانده است که به توان به عنوان الگو از آنان یاد کرد.
این یکی دیگری از دلائل تکامل دین اسلام است.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد

یکی از نکاتی که دوستان مسیحی روی آن بسیار تاکید دارند بحث آرامش گرفتن در پناه دین مسیحیت است. به دلیل همین ماجرا این دوستان از هر مشکلی را به دلیل این آرامش نادیده می گیرند. در موارد بسیاری زمانی که با دوستان مسیحی بحث و گفتگو می کنیم در شروع بسیار منطقی و مستحکم وارد می شوند اما در ادامه می بینیم که استدلال جای خود را به مغالطه می دهد و در نهایت برهان جای خود را به جدل و مخاصمه می دهد و زمانی که عنصر محبت مورد شعال مسیحیان را به آنها یاد آوری می کنیم سریع به سراغ آرامش بخش بودن این دین میروند و در آخر هم با ارزوی حلول خدا بر دلمان بحث را نیمه کاره رها می کنند و می روند. البته برای رفتنشان بهانه های مختلفی می آورند.

جالب اینجاست که در ابتدا دوستان بسیار محکم و با آغوش باز استقبال می کنند مثلا همیشه زمانی که از آنها می خواهم چند دقیقه مزاحمشان بشوم و سوال بکنم با اغوش باز می گویند بفرمایید در خدمتتان هستم. بعد که از آنها می پرسم چرا به دین مسیحیت گرایش پیدا کردند می گویند به دلیل آرامش و مهربانی و محبت. بعضی هم می گویند به دلیل مشکلات فرلوانی که در اسلام وجود دارد.  بعضی هم که می گویند ما با مطالعات فراوان به این نتیجه رسیده ایم که اسلام مشکلاتی دارد . در اینجا معمولا چند سوال مطرح می شود که مهم ترین آنها منبع مطالعات این دوستان است . جالب اینجاست که این دوستان به ما توصیه می کنند که در کمال بی غرضی و بی تعصبی سراغ مطالعه ادیان برویم. یکی از همین دوستان که ادعا می کرد آخوند زاده هم هست و تمام پیچ و خم های اسلام را هم می داند به من گفت که از دلائلی که به سراغ مسیحیت آمدم و اسلام را رها کردم خشونت بی حد و حصر اسلام است. زمانی که چند نمونه از مواردی که اسلام بر خلاف قوانین مرسوم جهان دم از صلح می زند و صحبت از جنگهای پیامبر کردم که پیامبر اسلام تمام تلاش خود را می کردند تا کار به جنگ نکشد و حتی در موارد بسیاری در اوج قدرت از دشمنان سر سخت خود گذشتند مانند فتح مکه و گفتم که ایران به دلیل هم روحیه محبت به اسلام گرایش پیدا کرد نه به دلیل شمشیر عمر ، سریع در یک تغییر موضع ناگهانی ابراز داشت که من از بحثهای پیرامون اسلام متنفرم. زمانی که دیدم این دوست گرامیمان که به من توصیه میکرد تعصبم را کنار بگذارم اینگونه گفت من بحث را عوض کردم و خشونت های مختلف مسیحیت را برایش بازگو کردم و جنگهای صلیبی و دادگاه های تفتیش عقائد کلیسا و همکاری کشیشها و واتیکان در لشگر کشی کشورهای مختلف و موارد خشونت و جنایت بر انگیز کتاب مقدس را که به صورت تیتر وار نه تفصیلی برایش گفتم، این موارد را که گفتم باز هم گفت من از بحث متنفرم و بعد از چند دقیقه گفت کاری برایم به وجود آمده است و باید بروم. این دوستمان قرار بود ما را از تعصب نجات دهد.

البته باید کمی هم انصاف داشته باشیم این دوست عزیزمان در برابر دوستانی که با اولین سوال یادشان می آید کار دارند بسیار بیشتر مقاومت کرد.

یکی از موارد جالبی هم که برایم پیش آمد همین دو روز پیش بود زمانی که در یکی از محیط های مجازی داشتم با یکی از مسیحیان صحبت می کردم که ایشان زمانی که به هر دلیلی از جوابگویی به من باز ماند گفت که الان کاری برایم پیش آمده که باید بروم و بعدا دوباره با هم صحبت می کنیم. چند دقیقه ای گذشت مسیحی دیگری را برای گفتگو انتخاب کردم زمانی که از او درخواست گفتگو کردم گفت من همان شخصی هستم  که چند دقیقه پیش با هم صحبت کردیم. یعنی این دوست مسیحی کار مهم اش این بود که باید با نام دیگری وارد آن فضای مجازی می شد.

از قبیل خاطرات بسیار است . که انشاالله در آینده چند نمونه دیگر را هم ذکر می کنم.





برچسب ها: گفتگو، چت، خشونت، جنگهای صلیبی، دادگاه، تفتیش عقائد، حضرت محمد (ص)، سوال، خاطره، کتاب مقدس، تعصب،
مطالب مرتبط: مثال های غلط برای اثبات تثلیث، چو 100 آید 90 هم پیش ماست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 9 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
در قرآن آمده است که نام پیامبر اسلام و وعده به بعثت او و نجات دهندگی او در کتاب مقدس آمده است و علمای مسیحی و یهودی مخصوصا آنان که زمان تولد و بعثت حضرت محمد (ص) بوده اند او را کاملا می شناختند.
در این مورد صحبت های زیادی شده است اما یک نکته نباید فراموش شود و آن نقش راست بودن یا نبودن بشارت در دو دین اسلام و مسیحیت است.

متن انجیل تاریخی که در آن بشارت به حضرت محمد(ص) اثبات شده است
اگر همانگونه که قرآن گفته است بشارت به آمدن حضرت محمد (ص) در کتاب مقدس آمده باشد ، دین اسلام باری دیگر صحت و حقانیت خود را ثابت کرده است و در طرف مقابل جهان مسیحیت با این مشکل مواجه می شود که چرا به دستور کتاب آسمانیتان پایبند نیستید. و چرا کسی را که پیامبرتان دستور به اطاعت از او داده است را اطاعت نمی کنید و حتی را تکفیر و انکار می کنید.
اما اگر بشارتی که قرآن بیان کرده است در کتاب مقدس موجود نباشد انگاه این مسلمانان هستند که با مشکل رو به رو می شوند زیرا بزرگترین معجزه و افتخار مسلمانان قرآن است و اگر بشارت موجود نباشد یعنی اینکه قران اشبتاه کرده است و این اشتباه قرآن را از حجیت می اندازد.
البته نا گقته نماند در کتاب مقدس بشارتهای زیادی در مورد حضرت محمد وجود دارد که مسیحیان تلاش زیادی در مورد جوابگویی به این بشارت ها کرده اند که اکثرا بی نتیچه مانده است و متاسفانه مجبور شده اند که همان کاری را که یهودیان با مسیح کردند با حضرت محمد (ص) بکنند ، یعنی انکار و تکفیر و آزار پیروان آن حضرت.




طبقه بندی: بشارات عهدین، 
برچسب ها: بشارت، فارقلیط، کتاب مقدس، عهد قدیم، عهد جدید، قرآن، حضرت محمد، حضرت مسیح، یهودیان، مسلمانان، مسیحیان،
مطالب مرتبط: مطالب پیرامون بشارت عهدین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 6 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
در میان مردم جهان تعداد زیادی منتظر ظهور دو مرد هستند. یکی حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام که جهان مسیحیت و جهان اسلام منتظر ظهورش هستند و دیگر وجود نازنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که جهان اسلام منتظر ظهورش هستند. البته نکتنه جالب اینجاست که از نظر مسلمانان ظهور حضرت عیسی و ملازم و همراه با ظهور حضرت مهدی است. به همین دلیل مسلمانان جهان هم مشتاق و منتظر ظهور حضرت عیسی هستند.
این موضوع بسیار جالب و جذاب است که مورد تحقیق بسیاری از پژوهشگران هم هستند. و عده ی زیادی هم دنبال کتابی هستند که مهدویت و مسیحیت را بررسی کرده باشد.

یکی از کتابهایی که در این زمینه نگاشته شده است و مطالب جالبی هم در این کتاب بررسی شده است کتاب نزول عیسی و ظهور موعود است. این کتاب که توسط آقای میر تقی حسینی گرگانی نگاشته شده است به موضوعاتی مانند :مفهوم و مصداق انتظار ، شباهت های مهدی و مسیح علیهما السلام ،  بشارتهای ادیان مختلف به نزول مسیح و ظهور موعود ، ارتباط نزول مسیح با ظهور عیسی پرداخته شده است.
در بخشی از این کتاب آمده است:
" مسیح فرود می آید و فریاد می زند : در ب بیت المقدس را بگشایید ، در را باز کنید و ایشان وارد بیت المقدس می شود ، در این میان دجال با هفتاد هزار یهودی پدیدار می شود ، منجی بشریت ولی عصر او را می کشد ، پس از مشاهده چنین عملی ، یهودیان به هر گوشه و کناری می خیزند حتی در پناه سنگ و درخت ... .
این کتاب توسط بوستان کتاب  در 492 صفحه به چاپ رسیده است.




طبقه بندی: معرفی کتاب، 
برچسب ها: مهدویت، انتظار، حضرت مسیح، حضرت مهدی، بوستان کتاب، بیت المقدس، بشارت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
یکی از مسائلی که همه ادیان به آن اعتقاد دارند وجود منجی و نجات دهنده است. اما متاسفانه یک مسئله همیشه این مقوله را با مشکل رو به رو می کند. پیروانی که دنیا و مسائل مادی عقلشان را کور میکند.
حضرت موسی علیه السلام به پیروان خود بشارتی داده بود. موسی به آنها گفته بود که برای نجات شما پیامبری می آید که حرفهای من را ادامه می دهد و مشکلات شما را رفع می کند. به همین دلیل یهودیان سالهای سال منتظر امدن کسی بودند که آنها را از ظلم نجات دهد و عدالت را بگستراند. انان آن شخص را ماشیح می نامیدند. یهودیان در سالهای متمادی و طولانی برای حضور آن شخص لحظه شماری میکردند و هرکس که کوچکترین کاری انجام می داد و با ویژگی هایی که حضرت موسی داشت مطابق بود او را ماشیح می دانستند و زمانی که او تخلفی می کرد خود به خود مشخص می شد که او منجی یهودیان نیست.
زمانی که حضرت مسیح متولد شد بسیاری از یهودیان نشانه های ماشیح را در او دیدند. بله یهودیان به او ایمان آوردند و عده ای از یهودیان دور او جمع شدند و بزرگان یهودی هم او را تایید کردند اما با گذشت زمان و مشخص شدن اینکه مسیح مانند دیگران نیست که بشود او ار تغییر داد و او عدالت گستری واقعی است بسیاری منافعشان به خطر افتاد. بله همان کسانی که او را تایید کردند به فکر نابود کردن او افتادند . و همان یهودیان نقشه دستگیری او و قتل او را کشیدند.
ماشیح همان مسیح است. این دور شدن یهودیان از دستورات پیامبرشان حضرت موسی آنها را به جایی رساند که تبدیل شدند به کسانی که از اعمال معروفشان در تاریخ پیامبر کشی است.
بشارت حضرت موسی ، به حضرت عیسی علیه السلام بوده است اما طمع دنیا و فریب شیطان انها را از نجات ابدی دور کرد.
در آیه 52 سوره مبارکه آل عمران به این ماجرا اشاره شده است.
این حرکت و تصمیم یهودیان از نظر مسیحیان و مسلمانان اشتباهی بزرگ و نابخشودنی است و نکته تاسف بر انگیز اینجاست که این اشتباه از طرف پیروان حضرت عیسی هم تکرار شود.
در آینده  در مورد ظلم مسیحیان هم صحبت خواهیم کرد.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
در دین مبین اسلام دعا از جایگاه خاصی بر خوردار است. البته دعا در همه ادیان از جایگاه خاصی بر خوردار است . در دین اسلام هر ماهی اعمال خاص خود را دارد و ادعیه خاص خود. یکی از مهم ترین ماه های در اسلام ماه ذی الحجه است . در این ماه مسلمانان به عبادت با شکوه حج می پردازند. روزهای ابتدایی این ماه از اهمیت خاصی برخوردار است و دعاهای خاصی دارد. یکی از دعاهای این ماه دعایی هست که جبرئیل به حضرت عیسی یاد داده اند. بله در دین اسلام حضرت عیسی از چنان جایگاهی برخوردار است که در ماههای خاص هم دعای حضرت عیسی توصیه شده است. از ویژگی های این دعا تاکید خاص این دعا بر توحید خداوند و شهادت بر این امر است. این نمونه کوچکی از جایگاه این پیامبر بزرگ در دین اسلام است و کاش مسیحیان از این جایگاه با خبر می شدند




برچسب ها: دعا، حضرت عیسی، جبرئیل، ذی الحجه، مسیحیت، حج،
مطالب مرتبط: چو100 آید 90 هم پیش ماست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 30 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
یکی از مسائلی که مسیحیان را به عقیده تثلیث ترغیب کرده است ماجرا تولد حضرت عیسی است. مسیحیان وقتی با معجزات حضرت عیسی آشنا شدند و ماجرای تولد حضرت عیسی را شنیدند و بعد از ماجرای کنستانتین و خدا شدن حضرت عیسی به این فکر افتادند که نشانه هایی پیدا کنند که  خدا بودن حضرت عیسی را محکم تر کنند.
یکی از این نشانه ها ماجرا تولد حضرت عیسی و از مادری باکره به دنیا امدن ایشان است. مسیحیان معتقد هستند زمانی که خدا تصمیم گرفت جسم شود خود را در شکم حضرت مریم قرار داد و اینگونه است که خدا از مادر تنها به دنیا آمد و اگر عیسی خدا نیست پس چگونه ممکن است که کسی از مادر تنها به دنیا بیاید.
البته ماجرای تولد حضرت عیسی از معجزات الهی است اما این معجزه دلیل خدا بودن ایشان نیست.
خداوند تعالی در سوره مبارکه آل عمران ایه 59 می فرماید
إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَیَكُونُ﴿۵۹﴾
خداوند در این آیه می فرمایند که مثال خلقت حضرت عیسی برای خدا مانند خلقت حضرت آدم است که خدا هر دو را از خاک آفریده است. اگر مسیحیان به دلیل تولد حضرت عیسی از مادری باکره او را خدا می دانند پس حضرت آدم که از پدر و مادر متولد نشده است باید در مقام خدایی از حضرت عیسی بلند مرتبه تر باشد در حالی که هیچیک از مسیحیان این حرف را نمی زنند.
البته نامعقول بودن این حرف متاسفانه مسیحیان را به سمتی کشاند که در بعضی از کشورهای اروپایی ماجرای تولد حضرت عیسی از مادر را مسخره کردند و توهین های عجیبی به مادر حضرت عیسی بکنند.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 27 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
گاهی دشمن خطاهایی می کند که خودش هم بعد نمی فهمد با این کارش چه ضربه ای به خودش زده است.
زمانی که ملکه انگلیس از سلمان رشدی تقدیر کرد و به او عنوان شوالیه داد خودش نمی فهمید که با این کارش چه ضربه بزرگی به انگلستان زده است. بله اشتباه دشمن در تقدیر و پشتیبانی کردن از این گونه توهین ها و حتی متاسفانه گاهی برنامه ریزی کردن در همین زمینه ها منجر به تنفر و انزجار مردم از خودش می شود چون شخصیتی مانند پیامبر اسلام آنچنان بزرگ است که با این گونه اعمال احمقانه هیچ گردی بر ساحت قدسی اش نمی شیند.
شاید بعضی فکر کنند که این تقدس مخصوص مسلمانان است اما بزرگی  و عظمت پیامبر اسلام چیزی است که همه به آن اعتراف دارند.

چارلز ولیعهد بریتانیا در سخنرانی خود درباره ی اسلام و غرب اظهار داشت : " حدود 100 میلیون مسلمان یا بیشتر در غرب هستند و حدود یک میلیون و نیم از آن ها در بریتانیا زندگی می کنند ، در بریتانیا حدود 900 مسجد وجود دارد و رویکرد مردمی به فرهنگ اسلامی رشد سریعی دارد."

جواهر نهل نهرو نخست وزیر هند در کتاب نگاهی به تاریخ چهان می گوید:" مذهبی که پیامبر اسلام (ص) تبلیغ کرد به واسطه سادگی و راستی و درستی آن دارا بودن طعم دموکراسی و برابری ، مورد استقبال توده های کشورهای مجاور شد"

رنه دکارت فیلسوف فرانسوی در کتاب تاثیر گذار روش گفتار خود می گوید : " ما و مسلمانان با هم زندگی میکنیم و آنها به هر دو رسالت عیسوی و محمدی عمل می کنند ولی ما به رسالت دوم عمل نمی کنیم. اگر دادگستر بودیم با آنها در کنار هم قرار می گرفتیم؛ زیرا در رسالت آنها چیزی وجود دارد که برای هر زمانی ملایمت دارد و پیامبرشان کسی است که با وجود او عرب ها از تبری جستن از قران و فصاحت آن نا توان مانده اند. بلکه تاریخ مردی فصیح تر در زبان ، بلیغ تر در منطق ، و بزرگتر در آفرینش مانند او نیاورده و این نشانه آن است که پیامبر اسلام از صفات حمیده ای که به او اهلیت پیامبر خاتم را داده است، برخوردار بوده و اکنون صدها میلیون انسان دیانت او را پذیرفته اند"
 و این است دیدگاه یک سیاستمدار غربی و یک سیاستمدار و تاریخ دان شرقی و یک فیلسوف غربی.
و این چند نمونه از صدها نمونه اعتراف به بزرگی پیامبر اسلام است. و جهان خود فهمید که چه کسانی به پیامبر توهین کردند کسانی که حرف هیچ بزرگی را قبول ندارند و از زمره احمق ها هستند.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 22 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
چند وقت پیش در صفحات دوستان مسیحی گشتی میزدم ناگهان به مطلبی بر خوردم که خیلی برایم جالب بود. در این صفحه عکسی را دیدم در مورد یکی از زنان مطرح اروپایی(دیامز ستاره مطرح فرانسوی) که خبر مسلمان شدن آن مدتی در  فضای خبری جهان پخش شده بود. در این صفحه این عکس گذاشته شده بود و سوال شده بود که به نظر شما چرا بزرگان مسیحی مسلمان می شوند؟

عکس منتشر شده در آن صفحه
این اعتراف خیلی جالب است و مهم.
نظرات مختلفی هم ذیل مطلب نوشته شده بود اما نکته ای که نظرم را جلب کرد این بود که بیشتر این دوستان نوشته بودند که علت مسلمان شدن این عده بی اطلاعی یا کم اطلاعی آنان از مسیحیت و مسیح است. بله این دوستان مسلمان شدن این عده از به قول خودشان (نه اینکه ما بگوییم هر چند ما هم موافقیم) بزرگان ، به دلیل جهل به اسلام روی آوردند.
اما به نظر من می توان برای مسلمان شدن یک مسیحی چند انگیزه و علت مهم شمرد:
1- بله ممکن است یک مسیحی مسلمان شود به دلیل بی اطلاعی از مسیحیت همانطور که برعکسش هم امکان دارد اما نکته اینجاست که این کم اطلاعی عامل رسیدن به تعالی است وبا مطلع شدن رفع نمی شود اما کسی که از اسلام به مسیحیت گرایش پیدا کند و دلیلش هم کم اطلاعی باشد با مطلع شدن از اسلام به مسیحیت گرایش پیدا نمی کند و اسلام را رها نخواهد کرد.
2- ممکن است یک مسیحی به دلیل اطلاع زیاد از دینش به اسلام گرایش پیدا کند یعنی کاملا برعکس دلیل بالا. کسی که از مسیحیت به معنای واقعی کلمه اطلاع داشته باشد می داند که جهان مسیحیت منتظر منجی خواهد بود که در کتاب مقدس به آن بشارت داده شده است و آن منجی پیامبر اسلام است. کسی که کتاب مقدس را خوب مطالعه کرده باشد می داند که چه مطالبی در کتاب مقدس است که با عقل سازگار نیست پس باید دنبال دینی بگردد که مطالب زیبای کتاب مقدس را داشته باشد و غیر عقلانی ها را نداشته باشد و تنها کتاب اسمانی دیگری که وجود دارد قران است. انسان اگاه از مسیحیت می داند که کتاب مقدس با تحریف رو به رو شده است پس دنبال راهنمایی دیگر است. و این تنها دین اسلام است که مقام واقعی حضرت عیسی و حضرت مریم و حواریون عیسی و دیگر انبیا الهی را بیان می کند. و هزاران دلیل دیگر که شخص آگاه نسبت به مسیحیت با دانستن آنها و مطالعه در مورد دیگر ادیان ، به اسلام ایمان خواهد آورد.
3- اگر شخص مسیحی مثل بسیاری از پیروان ادیان دیگر مسیحی شناسنامه ای باشد هم به دلائل زیادی می تواند مسلمان شود مواردی مانند: علم گرایی ، عقل گرایی ، صلح دوستی، نیاز به الگوی کامل، جستجو گر مقام واقعی زن، جستجو گر هدف واقعی و ...
اگر یک مسیحی در پی یکی از صفت های بالا هم باشد به مطالعه و تحقیق می فهمد که اسلام مقصد امن و مطمئن اوست.
البته یک نکته نباید فراموش شود این شخص باید انسانی با انصاف و مقاوم در برابر تبلیغات باشد.  




طبقه بندی: نوکیشان مسلمان، 
مطالب مرتبط: نوکیشان مسلمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 18 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
یکی از مسائلی که زیاد مورد سوال قرار می گیرد بحث بشارت های کتاب مقدس به پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله وسلم است. خیلی از مسیحیان سعی می کنند این ماجرا را نفی کنند و خیلی از مسلمانان سعی می کنند این ماجرا را ثابت کنند. در مجموع اثبات این قضیه که در عهد جدید و عهد عتیق در مورد پیامبر بعد صحبت شده است نقش مهمی در هر دو دین دارد.
اما در این مورد نمی توان به هر کتابی مراجعه کرد . زیرا موضوع خیلی مهم و تاثیر گزار است باید در این مورد به کتابی مراجعه کرد که اولا نویسنده آن از تبحر خاصی در علوم قرآنی برخوردار باشد و در ضمن آن در علم کلام هم استاد باشد.
کتاب احمد موعود انجیل مجموعه مقالاتی است که ایت الله سیحانی در زمنیه تفسیر سوره صف نوشته اند . این کتاب که ابتدا در مجله مکتب اسلام به چاپ رسیده است امروز در کنار تفسیر دو سوره دیگر با قلم ایت الله سیحانی توسط نشر موسسه امام صادق(علیه السلام) به چاپ رسیده است.

البته این کتاب با تکمله و اضافات نسبت به آنچه در مجله مکتب اسلام وجود داشته است ، به چاپ رسیده است. این کتاب را می توان به صورت جداگانه از انتشارات بوستان کتاب ، نیز خریداری کرد.
در این کتاب به موضوعاتی مانند بشارت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در کتاب مقدس و توضیحاتی پیرامون لفظ فارقلیط که معنا احمد یا محمد بنا بر تلفظ ها مختلف می دهد، و بررسی چهره حواریون در انجیل و قرآن  را می توان یافت.
در متنی از این کتاب آمده است:
" محققان اسلامی می گویند بشارتی که این آیه از حضرت مسیح نقل می کند ، در انجیل یوحنا در باب های 14 و 15 و 16 وارد شده است، و حضرت مسیح به نقل انجیل یوحنا از آمدن شخصی به نام فارقلیط پس از خود خبر داده است و قراین زیادی گواهی می دهد که مقصود از آن پیامبر اسلام می باشد. ما برای روشن شدن مطلب ناچاریم متون آیات را با تعیین باب و شماره جمله ها نقل نماییم: ... "
ایت الله سبحانی در این کتاب مباحث زیبایی برای محققین نوشته اند که خواندن این کتاب را برای جویندگان حقیقت دلچسب میکند.




طبقه بندی: معرفی کتاب، 
برچسب ها: کتاب، ایت الله سبحانی، احمد موعود انجیل، بشارت، کتاب مقدس، انجیل یوحنا، عهد جدید، عهد عتیق، پیامبر اسلام، نشر بوستان کتاب، نشر موسسه امام صادق، مجله مکتب اسلام،
مطالب مرتبط: معرفی کتاب «مسیحیت صهیونیست و بنیادگرای آمریكا»، کتابی با عنوان "سیر تحول کتاب مقدس"،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
یادش بخیر زمانی که فیلم سنگسار ثریا پخش شد برای همه یک سوال بزرگ به وجود آمد و آن اینکه چرا در اسلام ظلم به این بزرگی وجود دارد. کاری به ماجرا فیلم و مشکلات فیلم ندارم که اگر بخواهم سر بسته بگویم شخصیت اصلی این فیلم که سنگسار شد به هیچ وجه از نظر احکام اسلام حکمش سنگسار نیست. اما نکته ای که باید بررسی شود این است که اولا ایا این حکم در میان ادیان دیگر وجود ندارد و ثانیا اینکه آیا این حکم در کدام دین محکم تر است و سوم اینکه این حکم در کدام دین عقلانی تر است.
تاثیر تبلیغات انچنان است که انسان تصور می کند که حکم سنگسار از مختصات احکام اسلام است در حالی که ما این حکم را  در کتاب مقدس هم می بینیم . کتابی که هم مورد قبول مسیحیان است و  هم مورد تایید یهودیان. در این کتاب بخشهایی وجود دارد که کمتر مسیحیان مخصوصا تازه مسیحیان از آن با خبر هستند. بله تبلیغات کاری می کند که به راحتی روز شب به نظر می آید به چند فراز از کتاب مقدس توجه کنید:
1-    «و هر گاه گاوی به شاخ خود مردی یا زنی را بزند كه او بمیرد، گاو را البته سنگسار كنند... و لیكن اگر گاو قبل از آن شاخ زن میبود و صاحبش آگاه بود و آن را نگاه نداشت و او مردی یا زنی را كشت، گاو را سنگسار كنند و صاحبش را نیز به قتل رسانند...
(خروج 21:28ـ32)
در این فراز خداوند دستور می دهد که گاو را سنگسار کنید
2-    " این پسر ما لجوج و سرکش است حرف ما را گوش نمی کند و به ولخرجی و میگساری می پردازد" آنگاه اهالی شهر او را سنگسار کنند تا بمیرد به این طریق شرارت را از میان خود دور خواهید کرد و همه جوانان اسرائیل این واقعه را شنیده خواهند ترسید .
[تثنیه 18:2-21 ]
در این بخش هم برای تربیت جوان لجوج دستور به سنگسار می دهد
3-    «لیكن اگر این سخن راست باشد و علامت بكارت آن دختر پیدا نشود آنگاه دختر را نزد در خانة پدرش بیرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد».                                                                                                                 
(تثنیه 22:20ـ21)

در این بخش هم دختر باید بی دلیل سنگسار شود
این ها مواردی بود از وجود حکم سنگسار در کتاب مقدسی که به اعتقاد یهودیان و مسیحیان نوشته خدا است یا اینکه می گویند روح القدس در نگارش این کتاب دخیل بوده است و حفاظت کتاب را بر عهده داشته است.
نکته دومی که باید بررسی شود تفاوت حکم سنگسار در قرآن و کتاب مقدس . در کتاب مقدس گاو ، پسر لجوج و دختر جوان سنگسار می شوند اما در اسلام حکم سنگسار مخصوص زن یا مرد شوهر داری است که با وجود داشتن محیط مناسب در خانه  برود و زنا کند . حال شما خود قضاوت کنید که کدام حکم مضبوط تر و محکم تر است.
اما این که کدام حکم از نظر عقل پذیرفته تر است. این دیگر بماند به قضاوت شما
البته فراموش نشود که اثبات حکم سنگسار در اسلام بسیار سخت و دقیق است




طبقه بندی: مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
برچسب ها: سنگسار، سفر خروج، سفر تثنیه، گاو، کتاب مقدس، قرآن، یهودیت، مسیحیت، تبلیغات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 10 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
امروزه در میان تبلیغات مختلف در میان ادیان پخش کلیپ هایی تبلیغاتی نقش موثر و به سزایی دارد. در یکی از سایتها کلیپی توجه من را به خود جلب کرد. این کلیپ که در مورد یکی از مسلمانانی بود که مسیحی شده بود حاوی نکات جالبی بود که مباحث گذشته ما را بیش از پیش تایید می کرد.
این کلیپ ماجرای مسیحی شدن شخصی بود اهل مشهد که به گفته خودش در  خانواده ای مذهبی به دنیا آمده بود. تعریف ایشان از اسلام حضورشان در مراسم دعای کمیل و ظهر عاشورا بود. او که برای مدت 10 دقیقه در مورد اعمالش در دروان اسلامش صحبت می کرد نکات جالبی را بیان کرد من جمله اینکه او در جنگ حضور داشته است و در کوران انقلاب احساس می کرده است که باید کاری انجام دهد.
ایشان بعد از مدتی بیان این نوع فعالیتهایش به حضور خودش در محیط خارج اشاره کرده و علت آن را به طور کلی مشکلات درون ایران بیان کرد. ایشان در مدت حضورش در خارج به گفته خودش بازهم به طور مستمر نماز و دعا می خوانده است.
ایشان در 30 دقیقه پایانی کلیپ به مشکلات خود در زمان اسلامش و چگونگی مسیحی شدنش پرداخت. او می گفت من در نماز احساس ارامش نمی کردم و بسیار دروغ می گفتم و در خانواده محبت نمی کردم و همسرم را مورد خشم قرار می دادم و قرار بود که از هم جدا شویم.
او در تعریفی (بخوانید تحریف) جالب از یک جمله معروف در میان مسلمانان این گونه گفت:
"مسلمانان می گویند که حق گرفتنی است نه دادنی یعنی اگر کسی به یک سمت صورت تو سیلی زد تو باید چنان به او سیلی بزنی که دیگر نتواند بلند شود."
در ادامه او به ماجرای مسیحی شدنش اشاره می کند که بعد از چند روزی که با یکی از دوستان مسیحی خود معاشرت می کند شبی حضرت عیسی را در خواب می بیند و خدا (البته به قول مسیحیان و خود این شخص) به قلب او حلول می کند و او ایمان می آورد.
این کلیپ حدودا 40 دقیقه ای با استقبال بالای دوستان مسیحی رو به رو شده بود. و این دوستان اصرار داشتند که مسلمانان باید این فیلم را ببینند تا به مسیح ایمان بیاورند.
اما در این فیلم چند نکته قابل تامل بود:
1- شناخت ایشان از دین اسلام بسیار غلط و نتیجه دینی مورثی بود که از نظر تمامی علما اشتباه است و دین باید با تحقیق به دست بیاید چیزی که این شخص مسیحی شده کاملا برعکسش را از قول علما و مراجع بیان می کرد. ایشان می گفت که در رساله های علما امده است که هیچکس تا قبل از اجتهاد حق ندارد در مورد ادیان تحقیق کند.


ادامه مطلب



طبقه بندی: رسانه ها، 
برچسب ها: تشیر، مسیحیت، مشهد، عاشورا، اسلام، نماز، محبت، خانواده، دروغ،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 8 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
از قدیم گفته اند که یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران. این یعنی اینکه هر کاری را که با دیگران انجام می دهی یک بار هم روی خودت امتحان کن. در وبلاگ ما سوالات زیادی در مورد مسیحیت مطرح شده است سوالاتی  پیرامون کتاب مقدس ، خدا شناسی مسیحیان و بحث تثلیث، بحث نگاه کتاب مقدس به انبیا و ... سوالاتی که ما امیدوار بودیم از طرف دوستان مسیحی با جواب رو به رو شویم اما حیف که گاهی فقط از جواب طفره می رفتند و با بهانه های مختلف از جواب در می رفتند و گاهی هم پس از چند با جواب دادن و بی نتجه و غیر منطقی بودن جوابهایشان ما را نفرین می کردند. البته گاهی هم به جای جواب دادن یک موضوع را مطرح می کردند  و ان این بود که شما خیال کرده اید در جهان اسلام شبه و سوال وجود ندارد؟

در مورد دو روش برخورد بالا که معلوم است که هیچ منطقی این دو روش را تایید نمی کند اما جواب سوم کمی جای بحث دارد.
سوال دو نوع است یا جواب دارد و باعث قوت می شود یا جواب ندارد که باعث ضعف و نقصان می شود. ما سوالاتی که از مسیحیان پرسیدیم کاملا قصدمان جواب خواهی بود و امکان هر گونه جواب را هم در ذیل مطالبمان باز می گذاشتیم اما به هیچوجه جواب درستی نمی شنیدیم. البته این تنها گوشه کوچکی از هزاران سوال پیرامون مسیحیت امروزی است اما مهم این است که این سوالهای ما که حتی به قول بعضی از دوستان مسیحی خیلی هم پیش پا افتاده بود هیچ جوابی نداشت.
 بله پیرامون دین اسلام هم سوالاتی فراوانی مطرح است که البته این سوالاتی از نوع اول هستند و تمامی آنها جواب دارد و جواب داده می شود. اصل در اسلام حول محور علم و سوال پرسیدن و جواب گرفتن است. در اسلام دانشمند که سرمایه اصلیش سوال است از ارج خاصی قائل است و مقام بالایی دارد که حتی در احادیث و سخنان اهل بیت که سردمداران اسلام هستند آمده است که "مداد العلما افضل من دماء شهدا" یعنی مقام عالم که شخص سوال داری است از شهید که از درجه بالایی بر خوردار است بالا تر است. به خلاف مسیحیت که در این دین، ما دورانی را می بینیم که دانشمندان به جرم علمشان مورد تعرض و شکنجه ازار قرار می گرفتند.
بله پیرامون اسلام سوال زیاد مطرح شده اما این سوالات جواب دارد. اکثر این سوالات در جزییات است اما سوالات ییرامون مسیحیت در ارکان و کلیات است.
و از همه مهم تر سوال در اسلام ارزشمند است اما در دیگر ادیان مخصوصا مسیحیت سوال ممنوع است.




برچسب ها: سوال، اسلام، مسیحیت، تفتیش عقاید، عالم، شهید، شکنجه، اهل بیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 4 مهر 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
چند سال پیش بر علیه پیامبر اسلام مطالبی و کاریکاتور هایی در جهان منتشر شد و بعد از آن هم کشیش نمایی در آمریکا اعلام کرد می خواهد در روزی قرآن سوزی را بیندازد و بعد از آن هم فیلم توهین بر انگیز بر علیه این شخص پاک یعنی پیامبر اسلام ساخته شد. کاری به اینکه چرا اینگونه تخریب ها انجام می شود نداریم اما سوال اینجاست که چه کسانی باید از اینگونه حرکت برائت بجویند و چه کسانی باید در مقابل این گونه حرکات اعتراض کنند.
اشخاصی که بی دین هستند که نمی توان مورد توقع باشند شخص بی دین یعنی شخص باری به هر جهت یعنی حزب باد باد از هر طرف امد یا سمتش می رود یا نمی رود یعنی سیب زمینی و بی رگ. شخص بی دین بی هدف و پوچ است چون دین یعنی برنامه زندگی.
اما شخصی که پیرو دین است در میان این اشخاص دو گروه به دلیل اعتقاداتشان باید در برابر این حرکت موضع بگیرند و عاملان این جنایت را محکوم کنند.
گروه اول مسلمانان هستند که بدیهی است چون اینگونه توهین ها به مقام اول دینشان شده بود و ظلمی بی دلیل بر این گروه شده بود باید اعتراض می کردند. که جهان هم شاهد اعتراضشان بود و کسی هم در این اعتراض آنها مقصر ندانستند هر آزاد اندیشی به این گروه حق می داد که اعتراض کنند و خشم خود را به عاملین این ماجرا و توطئه نشان دهند.
گروه دوم مسیحیان هستند. کسانی که وام دار مرام عیسی هستند. این افراد به دلیل پیرویشان از مکتب محبت و نجات باید در برابر ظلم و توهین اعتراض کنند. پیروان مسیح بطور حتم دوستداران عیسی را دوست دارند و کسانی که عیسی را مقدس و ملکوتی می دانند را دوست خواهند داشت و دشمنانشان را دشمن. حضرت محمد به عنوان رهبر جهان اسلام کسی است که خود را پیرو آیین عیسی می داند و مادر و خود حضرت عیسی را از بزرگان جهان می داند . حضرت محمد هیچگونه توهینی را به حضرت عیسی جایز نمی داند و به پیروانش دستور داده است که توهین کننده به حضرت عیسی را دشمن بدانند. این چنین فردی یقینا محبوب عیسی نیز خواهد بود و محبوب عیسی نیز محبوب پیروان عیسی خواهد بود و دشمن محبوب عیسی هم دشمن پیروان عیسی خواهد بود.
برای این مطلب می توان دلیل دیگری نیز اورد و ان این است که مکتب اسلام و مسیحیت هر در مکاتبی هستند که به اخلاق توصیه می کنند و اخلاق در اینگونه موارد حکم می کند که در برابر ظلم و توهین به مقدسات و افراد اسمانی نباید سکوت کرد.
این اعتراض مسلمانان و مسیحیان را شاید بتوان در حرکت حزب الله لبنان مشاهد کرد. جایی که مسیحیان لبنان و مسلمانان لبنان در کنار هم بر علیه این ظلم بزرگ به جهان بشریت اعتراض خود را نشان دادند.

بیاید کمی به حرفهایمان اعتقاد عملی داشته باشیم . دم از محبت زدن با سکوت در برابر ظلم سازگار نیست.




برچسب ها: حزب الله، حضرت محمد، حضرت عیسی، نجات، محبت، ظلم، توهین، کشیش نما، لبنان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
خیلی وقتی است سوالی ذهن بنده را به خود مشغول کرده است که چرا دوستان مسیحی این دین را برای خود انتخاب کرده اند. در این چند هفته اخیر در گفتگویی که با بعضی از دوستان مسیحی داشتم چند نکته جالب را برایم بیان کرده اند که به نظر می آمد از کم اطلاعی آنها منشا گرفته است .
به عنوان مثال یکی از دوستان می گفت که به دلیل اشکالات دین اسلام به مسیحیت روی آورده است و زمانی که از او خواستم جزیی تر بگوید گفت خانه نداشته است و روحانی مسجد نتوانسته به او خانه دهد. و برای من جای تعجب بود که ایا انسان به خاطر خانه باید خدایش را تغییر دهد؟
اما یکی از نکاتی که زیاد بیان می شود این است که ما به دینی ایمان آورده ایم که ما را از گناه پاک کند. منظور این دوستان از گناه همان گناه نخستین یعنی گناه حضرت آدم است. این دوستان می گویند حضرت آدم گناه کرد و همه انسانها گناه کار شدند و حضرت مسیح به صلیب کشیده شد و همه انسانها از این گناه پاک شدند. و دوستان مسیحی به این دین گرایش پیدا کردند تا بخشیده شوند.
این ملاک خیلی ملاک جالبی است. انسان به دینی گرایش پیدا کند که همه انسانها را گناه کار می داند و بعد بیاید با ایمان به این دین خود را پاک کند. اگر این ملاک درست باشد و معیار مناسبی باشد به چه دلیل انسان به دینی ایمان نیاورد که این گناه را اصلا گناه نداند. در دین اسلام هیچ گاه گناه کس دیگری به عهد شخص دیگری نوشته نمی شود. یعنی هیچ گاه بر فرض گناهکار بودن حضرت آدم( که اسلام حضرت آدم را گناه کار نمی داند بلکه حضرت آدم ترک اولی کرده است و در متون اسلامی آمده است که خدا حضرت آدم را به وسیله توبه بخشید) این گناه به اشخاص دیگر منتقل نمی شود. در نتیجه اگر کسی بخواهد به دلیل پاک شدن به دین مسیحیت گرایش پیدا کند بهتر است به دین اسلام ایمان بیاورد که بر اساس منطق و عقل ، از ریشه این گناه را بر عهد انسان های دیگر نمی گذارد.
البته باز هم قضاوت نهایی به عهد شما دوست عزیز است .
نظر شما چیست؟




طبقه بندی: اسلام و مسیحیت، 
برچسب ها: اسلام، مسیحیت، گناه نخستین، حضرت آدم، توبه،
مطالب مرتبط: چو 100 آید 90 هم پیش ماست، یهودیت ، مسیحیت ، اسلام و ... کدام کامل تر است؟، چرا مسیحیت؟؟؟(قسمت دوم)، چرا مسیحیت؟؟؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
هرگاه انسان با فکر به نتیجه ای می رسد سعی می کند دیگران را هم به سمت عقیده خودش سوق دهد. یکی از دوستان مسیحی در مورد مسیحی شدن خودش در جایی مطلبی زده بود و می گفت من به این دلیل مسیحی شدم چون احساس کردم که برکت زندگی من از خدا و مسیح است.
این حرف این دوستمان من را یاد داستانی انداخت.
روزی شخصی پولی را از کسی تبرک گرفته بود و آنرا هیچگاه از کنار خود دور نمی کرد. همه در آمد خود را در اثر برکات این یادگاری می دانست. روزی شخصی به آن شخص گفت: به تو چه برکتی دادند.شخص اول خوشحال شد و گفت : مگر تو هم قبول داری که پول من متبرک است. شخص دوم گفتم بله که قبول دارم. اولی گفت : به من پول داده اند . دومی گفت به من کیف پول به علاوه پول تو داده اند. شخص دوم به شخص اول پیشنهاد داد تا با هم بروند و شخص اول کیف هم بگیرد اما شخص اول قبول نکرد و گفت پول برکتی من از بین می رود . اما هرچه شخص اول خواست به او بگوید که چو صد آید 90 هم پیش ماست ، شخص اول قبول نکرد که نکرد.
بله مثال دوست ما هم مثال همان شخص اول است . من وقتی به او گفتم که اگر مسلمان شوی هم اعتقاد داری به برکت دادن خدا و حضرت عیسی  و هم اعتقاد پیدا خواهی کرد به برکت دهنده گان بیشتر دوست ما قبول نکرد.
ضرب المثل چو 100 اید 90 هم پیش ماست را می توان برای این دوستان به کار برد. ایمان به اسلام یعنی ایمان به حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت محمد اما ایمان به مسیحیت یعنی ایمان به عیسی و ایمان به عهد عتیقی که پیروان آن حضرت عیسی را قبول ندارند.
اما حیف که گاهی نرود میخ آهنی در سنگ




طبقه بندی: اسلام و مسیحیت، 
برچسب ها: اسلام، مسیحیت، حضرت عیسی، حضرت موسی، حضرت محمد، انجیل، عهد عتیق، ضرب المثل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
اگر بخواهیم کمی علمی تر در مورد تیتر این بحث صحبت کنیم می توانیم اینگونه بگوییم که جایگاه عقل و نقل در مباحث کلامی و اعتقادی کجاست؟
بسیار از موارد پیش می آید که یکی از دوستان (در هر آیینی) در به کار گیری چینش بحث اشتباه می کند به عنوان مثال وقتی می خواهد یک صحبت از یک پیامبر را ثابت کند سعی می کند تماما عقلی به مسئله نگاه کند و زمانی که می خواهد در مورد خداشناسی صحبت کند سعی می کند از قول بزرگان استدلال بیاورد و حرف را چون آن بزرگان زده اند قبول کند.
منظور از استدلال از طریق عقل این است که هر شخصی با شنیدن مقدمات استدلال نتیجه بگیرد بدون توجه به حرف دیگران و منظور از استدلال نقلی این است که صحبتی و محثی با توجه به گفته شخص خاصی قبول شود.
در میان مباحث اعتقادی چند بحث کلی وجود دارد:
1- بحث خدا شناسی
2- بحث نیاز به پیامبر و شخص هر پیامبر
3- بحث معاد و حالات آن
در بعضی از ادیان هم مباحث کلی مانند بحث جانشین های پیامبر و نکات دیگری نیز وجود دارد اما در میان همه ادیان آن سه اصل بالا مورد اهمیت و توجه است.
اما مباحث خدا شناسی باید بر مبنای عقل باشد نه نقل. یعنی نمی توان گفت که مثلا چون حضرت محمد یا حضرت عیسی یا حضرت موسی گفته است خدا قابل دیدن است این حرف را نمی تواند به دلیل اینکه آن پیامبر گفته است قبول شود بلکه باید عقلا بررسی شود زیرا معتبر بودن و مورد قبول بودن حرف یک فرستاده زمانی معنا دارد که ما شخص فرستنده را قبول داشته باشیم. زمانی که ما در مورد پذیرش خدا بحث و تردید داشته باشیم که نمی توانیم این تردید را بوسیله صحبت فرستاده و پیامبر خدا قبول کنیم بلکه پیامبر خدا می تواند با بحثی عقل  ما را به استدلال وا دارد.
در میان سه اصل اعتقادی اصل اول کاملا عقلی و بحث دوم عقلی و نقلی و بحث سوم هم عقلی و نقلی است. یعنی در مورد مباحث خداشناسی باید کاملا عقلانی صحبت کرد و در مورد شناخت پیامبر باید مباحث مقدماتی را عقلی بررسی کرد تا به شخص پیامبر بوسیله عقل برسیم و مباحث بعدی اگر وجود داشت را بوسیله نقل اثبات کنیم. در مورد معاد این بحث ملموس تر است به عنوان مثال بحث اصل وجود معاد یک بحث عقلی است و بحث حالات روز قیامت یک بحث نقلی اما در مورد معاد  می توان به نقل پیامبر هم استدلال کرد چون ما بوسیله عقل به این نتیجه باید رسیده باشیم( در مراحل قبل) که حرف های پیامبر درست و قابل اطاعت است.
(ناگفته نماند که مبحثی که در این جا مطرح شد مطلب مفصل و قابل بحثی است حسب نیاز بصورت مختصر بیان شده است)
به این ترتیب زمانی که ما به دوستان مسیحی می گوییم برای خداشناسی نباید به انجیل استدلال کرد منظورمان این نیست که در این بحث می شود به قرآن استدلال کرد بلکه منظورمان دقیقا همین چینش مطرح شده در این بحث است. و اگر مسلمانی هم در استدلال هایی که باید مبنای بحثش عقلانی باشد از غیر نقل کمک بگیرد اشتباه کرده است.
به امید روزی که همه جهانیان بر مبنا صحیح انتخابات خود را انجام دهند.




برچسب ها: کلام، اعتقادات، اسلام، مسیحیت، یهودیت، حضرت موسی، حضرت محمد، حضرت عیسی، عقل، نقل، معاد، نبوت، خداشناسی، انجیل، قرآن،
مطالب مرتبط: آیا برای عیسی خدایی می شود به انجیل استدلال کرد؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 توسط : محمدکاظم تجرد
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3