تبلیغات
شناخت مسیحیت - مطالب محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_790.jpg

درباره چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می‌گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که  به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان‌هایی که پیرامون آن منطقه بودند را خبر کردند که بیایید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمده است و مجوسی‌هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند، به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان گمان می‌کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و بنا بر گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد.

اما از منظر اسلام این‌گونه نیست و اسلام، نامی از یوسف نجار نمی‌برد و بیان می‌کند که در محل تولد حضرت عیسی فقط حضرت مریم (س) هست و وقتی که به واسطه روح‌القدس به این فرزند آبستن می‌شوند، در آغاز خیلی ناراحت می‌شوند، ولی خدا در این خصوص و برای تسلی دل حضرت مریم می‌فرماید که این امر الهی است.

همگان از تولد عیسی تعجب می‌کنند و به او تهمت می‌زنند و حضرت عیسی به خاطر رفع این تهمت در گهواره سخن می‌گوید و مسئله تولد عیسی به سرعت در بین بنی‌اسرائیل می‌پیچد:

«فَأَتَتْ بِهِ قوم‌ها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا (۲۷) یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا (۲۸) فأشارت إِلَیْهِ قالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا (۲۹) قال إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا (۳۰) وَ جَعَلَنی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ وَ أَوْصانی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا (۳۱) و بَرًّا به والدتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا (۳۲)» [مریم آیات ۲۷-۳۲]
(مریم) درحالی‌که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد، گفتند: «ای مریم! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (۲۷)» ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زن بدکارها (۲۸) (مریم) به او اشاره کرد. گفتند: «ؿگونه با کودکی که در گاهواره است سخن»، «بگوییم؟!» (۲۹) (ناگهان عیسی زبان به سخن)، گشود و گفت: «من بنده خدایم، او کتاب (آسمانی) به من داده و مرا پیامبر!» قرار داده است! ((۳۰)) و مرا هر جا که باشم وجودی پربرکت قرار داده و تا هنگامی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! ((۳۱)) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبار و شقی قرار نداده است! (۳۲)

حتی در انجیل «متی» نخستین مطلبی که دراین‌باره آورده است، نسب نامه عیسی (ع) است و در حقیقت نام اجداد یوسف نجار را می‌شمارد و در واقع، ایشان را فرزند یوسف نجار معرفی می‌کند.





طبقه بندی: مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  الوهیت عیسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 توسط : محسن


http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_791.jpg

قرآن کریم حضرت عیسی را بشری می‌داند که از طریق اعجاز و بدون پدر از مریم به وجود آمده و به عنوان پیامبر و برای ارشاد مردم مبعوث شده است و مانند سایر پیامبران با خداوند جهان در ارتباط بوده، حقایقی دریافت می‌کرده و به مردم ابلاغ می‌نموده است. نه خدا بوده نه پسر خدا، بلکه بنده خدا بوده است و اگر در انجیل گاهی به عنوان پسر معرفی شده باید به صورت تشریفات توجیه شود؛ و اگر کلمه به او اطلاق شده، بدین جهت است که بدون وجود پدر و به وسیله کلمه (کـُن) تکوینی به وجود آمده است. قرآن عقیده به تثلیث را شرک و کفر می‌داند و خود عیسی نیز از آن تبرّی می‌جسته است.

لقد کفر الذین قالوا إن الله هو المسیح ابن مریم و قال المسیح یا بنی إسرائیل اعبدوا الله ربی و ربکم إنه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و مأواه النار و ما للظالمین من أنصار*لقد کفر الذین قالوا إن الله ثالث ثلاثة و ما من إله إلا اله واحد (مائده (5) آیات 72.73)؛

کسانی که گفتند: «خدا همان مسیح  پسر مریم است کافر شدند.» مسیح می‌گفت: «ای بنی‌اسرائیل، خدا را که پروردگار من و شماست بپرستید. هر کس که به خدا شرک آورد بهشت بر او حرام است و جایگاهش دوزخ است و ستمکاران یاوری ندارند.» کسانی که گفتند خدا سومین شخص تثلیث است کافر شدند. خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد.

و إذ قال الله یا عیسی ابن مریم أأنت قلت للناس اتخذونی و أمی إلهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی أن أقول ما لیس لی بحق إن کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و لا أعلم ما فی نفسک إنک أنت علام الغیوب*ما قلت لهم إلا ما أمرتنی به أن اعبدو الله ربی و ربکم (مائده  آیات 116.117)؛

یاد کن هنگامی را که خدا گفت: «ای» عیسی  پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی: «من و مادرم را، به جای خدا، خدا بگیرید؟» عیسی گفت: «خدایا تو منزه هستی. مرا نرسد که در باره خودم چیزی بگویم که حقم نیست. اگر آن را گفته بودم تو می‌دانستی. آنچه را در دل دارم تو می‌دانی ولی آنچه را در ذات توست من نمی‌دانم. همانا که تو دانای رازهای نهانی. جز آنچه را تو به من امر کردی چیزی به آنان نگفتم. به آنان گفتم: خدا را که پروردگار من و شما است پرستش کنید.»

عیسی خود را بنده خدا و پیامبر معرفی می‌کرد:

قال إنی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛

عیسی گفت: «من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.»

لن یستنکف المسیح أن یکون عبدا لله (مریم  آیه.30)؛

مسیح از بنده خدا بودن خود امتناع نداشت.

إن هو إلا عبد أنعمنا علیه و جعلناه مثلا لبنی إسرائیل (نساء آیه.172)؛

 عیسی  جز بنده‌ای که بر او منت نهاده؛ و وی را برای فرزندان اسرائیل نمونه‌ای قراردادم نبود.

و إذ قال عیسی ابن مریم یا بنی إسرائیل إنی رسول الله إلیکم (زخرف آیه.59)؛

یاد کن زمانی را که عیسی پسر مریم به بنی اسرائیل گفت: «من رسول خدا به سوی شما هستم.»

و یعلمه الکتاب و الحکمة و التوراة و الإنجیل و رسولا إلی بنی إسرائیل (آل عمران آیه.50)؛

به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد و او را به عنوان پیامبر به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد.

و مصدقا لما بین یدی من التوراة و لأحل لکم بعض الذی حرم علیکم (صف  آیه.6)؛

آمدم تا تورات را که پیش از من نازل شده تصدیق کنم و برخی از چیزها را که بر شما حرام شده حلال نمایم.

عیسی خود را مانند سایر بندگان می‌دانست که ولادت و مرگ و زنده شدن بعد از مرگ دارد.

و السلام علی یوم ولدت و یوم أموت و یوم أبعث حیا (آل عمران  آیات 48...49)؛

سلام بر من روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که دوباره زنده می‌شوم.

قرآن عیسی را با اذن خدا، دارای معجزه و کارهای خارق‌العاده می‌داند.

و أبرئ الأکمه و الأبرص و أحی الموتی بإذن الله و أنبئکم بما تأکلون و ما تدخرون فی بیوتکم (مریم آیه.33)؛

نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی را به اذن خدا شفا می‌دهم؛ و از آنچه می‌خورید و در خانه ذخیره می‌کنید خبرمی دهم.

درعین‌حال او را کلمه خدا می‌داند که بدون پدر آفریده‌شده و از آفرینش ویژه‌ای برخوردار است.

إن مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون (آل عمران آیه.49)؛

مثل عیسی نزد خدا مانند آدم است که او را از خاک آفریده و به او گفت: «وجود پیدا کن، پس به وجود آمد.»

إن الله یبشرک بکلمة منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم (آل عمران آیه.45)؛

فرشتگان به مریم گفتند: «خدا تو را به کلمه‌ای از جانب خود که مسیح، عیسی نام دارد بشارت می‌دهد.»





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  الوهیت عیسی،  اسلام و مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_327.jpg

شورای قسطنطنیه، دومین شورای جهانی در دین مسیحیت است. این شورا به دستور تئودوسیوس، امپراتور روم شرقی، در قسطنطنیه تشکیل شد.
اسقفان روم خود را جانشین پطرس می دانستند و اسقفان اسکندریه معتقد بودند حوزه اسقفی اسکندریه بعد از رم مهمترین حوزه است. در سومین بیانیه این شورا آمده بود: اسقف اسکندریه باید مثل اسقف رم مورد احترام باشد؛ زیرا قسطنطنیه رم جدید است. این بیانیه در رم و اسکندریه مورد بی توجهی قرار گرفت.
در این شورا، دیدگاه سه نفر از اندیشمندان کلیسا بدعت شمرده و از اساس باطل شد.
1) آریوس: او عقیده داشت که پدر فقط خداست و پسر بزرگتر از روح القدس است ولی پدر از همه بزرگتر است و بقیه مخلوق او هستند. اما این شورا این اعتقاد را باطل شمرد و اعلام کرد عیسی خداست.
2) ماکدونیوس: وی علاوه بر الوهیت پدر، به الوهیت عیسی نیز ایمان داشت، ولی روح القدوس را مخلوق می دانست. اعتقاد نامه این شورا به طور ضمنی، الوهیت روح القدوس را اعلام کرد ولی صریحاً الوهیت روح القدوس را اعلام نکرد.
3) آپولیناریس: او روح انسانی را برای عیسی انکار می کرد. شورا در برابر دیدگاه آپولیناریس اعلام داشت که عیسی کاملاً انسان است.
کلیسای شرق و غرب این اعتقاد نامه این شورا را پذیرفتند. دیدگاه این دو کلیسا فقط در یک مورد تفاوت داشت؛ کلیسای شرق معتقد بود روح القدوس از پدر و به وسیله پسر صادر شده است، اما اعتقاد کلیسای غرب این بود که روح القدوس از پدر و از پسر صادر می شود.(1)
اما مطلب مهم این است که کدام یک به حقیقت نزدیک تر است؟
آنچه که با عقل سلیم جور در می آید، این است که خدا یکی بیشتر نباید باشد، چرا که خدا نامحدود است و اگر خدای دیگری در کنار آن خدا باشد یعنی خدای اول در ظرف مکانی خدای دوم نیست و این یعنی محدود کردن خدا در ظرف مکان.
این سخن با اعتقاد آریوس سازگاری دارد، ولی این سخن که گفته پدر به وسیله پسر جهان را خلق کرده، جای تامل دارد زیرا اگر عیسی مخلوق باشد نمی تواند در جایگاهی قرار بگیرد که خلق کند، حتی با کمک خدا (ما معتقدیم همه وجود از آن خداست و ممکن الوجود چیزی از خودش ندارد).




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_344.jpg

بعد از شورای جنجالی قسطنطنیه  و مناقشه بین اسقف اسکندریه (سیریل) با اسقف قسطنطنیه (نسطور)، امپراتور تئودوسیوس دوم، در سال 431 برای پایان دادن به این مناقشات تصمیم به تشکیل شورای سومی گرفت. در این شورا اصلی به نام وحدت مجدد پذیرفته شد و مهم‌ترین نکته در اصل وحدت مجدد، آموزه تجسم بود.
سیریل معتقد بود که عیسی مسیح کلمه مجسم است. از دیدگاه او عیسی مسیح انسانی نبود که کلمه خدا در او ساکن شود، بلکه او کلمه‌ی خدا بود که از ازل از خدای پدر به وجود آمده و در زمان معینی به صورت یک انسان از مریم مقدس متولد شده است. بنابراین مریم، مادر خدا هست. تعبیر سیریل برای مریم مقدس  همان چیزی بود که مشرکان، برای الهه بزرگ (ارتمیس-دیانا) به کار می‌بردند.
اسقف نسطور، بر خلاف سیریل، مادر خدا بودن مریم مقدس را رد می‌کرد؛ بلکه او مریم را زاینده طبیعت بشری عیسی مسیح می‌دانست. او می‌گفت خدا از مزیم متولد نشده بلکه آنچه که از مریم متولدشده است، بعد جسمانی و انسانی عیسی مسیح است نه بعد خدایی عیسی. نسطور معتقد بود؛ عیسی یک انسان کامل و بی‌نقص است که باخدا و کلمه پیوند خورده است.
وقتی این تنازع بین اسقفها به اینجا رسید، شورای افسس تشکیل شد و نسطور را محکوم کرد و حتی پا را از این هم فراتر گذاشت و بعد از عزل نسطور از اسقفی، او را تکفیر کرد. از آن به بعد نسطور در انزوا بود ولی باز به اعتقاد خود پایبند بود تا امپراتور تئودوسیوس را مجبور کرد او را به بیابانی در لیبی تبعید کند.
شورای افسس در منازعه‌ی کلامی بین آگوستین قدیس و پلاگیوس نیز موضع خود را مشخص کرد؛ پلاگیوس اعتقاد داشت انسان، بدون کمک خدا هم می‌تواند رستگار و سعادتمند شود. شورای افسس این نظریه را محکوم کرد.
آگوستین بر گناه نخستین و اصلی (گناهکار بودن ذاتی) این‌گونه استدلال می‌کرد که چون ما همه فرزند آدمیم، در گناه او نیز شریک هستیم و در حقیقت ذریه گناه او هستیم. او برای استدلال خود نمونه هم ذکر می‌کرد و می‌گفت تمایل انسان به شر و گناه نتیجه همان گناه حوا و عشق آدم می‌باشد. او معتقد بود همه انسان‌ها ملعون و گناهکار هستند مگر عده اندکی که به سبب رنج‌های فراوان پسر خدا و شفاعت مادر خدا نجات خواهند یافت. اما در مقابل این نظریه، پلاگیوس ایستادگی می‌کرد. او از اختیار انسان دفاع کرد و بر این باور بود که انسان می‌تواند با اختیار کار نیک انجام دهد و به سعادت برسد. او منکر گناه اصلی بود و معتقد بود گناه حوا و آدم به نسل‌های آینده به ارث نمی‌رسد. خدا هیچ‌وقت انسان را از اول شقی و یا سعادتمند نمی‌آفریند و این اعمال آدمی است که جهنم با بهشت را برای او به ارمغان می‌آورد.(1)
پلاگیوس می‌گفت: اگر من اجرای به اجرای عملی  مکلف هستم پس به انجام آن هم قادر هستم و خدا هیچ‌وقت انسان را به عملی که مقدور او نیست تکلیف نمی‌کند.
به نظر می‌رسد از بین تمام این سخنان بهترین سخن متعلق به پلاگیوس باشد.
کلام سیریل باطل است چون خدا متولد نمی‌شود و انسانی که محدود به زمان و مکان است و ناقص است و نیاز به علت هستی‌بخش دارد، نمی‌تواند خدا را بزاید که از هر نظر نامحدود است و علت هستی‌بخش است.
نظر نسطور درست نیست چون او برای خدا دو بُعد در نظر گرفت، یک بعد انسانی و یک بُعد الهی، درحالی‌که خدا بسیط است و اجزا ندارد؛ پس جسم داشتن خدا و مرکب بودن او معنا ندارد.
نظریه آگوستین نیز اشتباه است، چرا که او معتقد است گناه از آباء و اجداد به ارث می‌رسد درحالی‌که چنین نیست. خدا عادل است و حکیم؛ پس گناه دیگری را پای کس دیگر نمی‌نویسد و ما دلیلی نداریم که گناهی که ادم و حوا انجام داده‌اند پای بقیه نوشته شود.(البته ما حتی گناه‌کار بودن آدم و حوا را نمی‌پذیریم، آنها ترک اولی کرده‌اند، نه گناه).
کلام پلاگیوس در مورد مختار بودن انسان و عدم انتقال گناه نخستین به انسان سخن کاملاً درستی است.




طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_219.JPG

داستان از اینجا شروع شد که در تاریخ ۲۵۰ میلادی شخصی به نام آریوس و آدامانیتوس که هر ۲ از پدران کلیسا بودند، مدعی شدند که عیسی مسیح مقامش پایین‌تر از خداوند است؛ ولی با این تفاوت که آریوس معتقد بود که اصلاً عیسی مسیح خدا نیست ولی آدامانتیوس می‌گفت خدا هست ولی درجه خدای پدر را ندارد (البته حق هم با آریوس بود).
 در آن زمان دو دستگی عقایدی به اوج رسید و مخالفین و موافقین به بحث و گفتگوی زیادی نشستند.
کنستانتین (امپراتور شرق و غرب روم) که وضع را این‌طور مشاهده کرد در این بحث‌ها مداخله کرد و دستور داد شورای نیقیه برگزار شود. به پیرو دستور امپراتور در ژوئن ۳۲۵ میلادی شورا برگزار شد.
در این شورا حدود ۲۲۰ اسقف شرکت کردند و آریوس را محکوم کردند و اعتقاد نامه‌ای بر ضد آریوس تنظیم کردند.

قسمت‌هایی از متن شورای نیقیه:
   ما ایمان داریم به خدای یگانه، خدای قادر مطلق، خالق امور دیده و نادیده؛ و ایمان داریم به خداوند عیسی مسیح، پسر یگانهٔ خدا که از ذات پدر است. او، خدا از خدا، نور از نور و خدای حقیقی از خدای حقیقی است، مولود است و نه مخلوق و هم ذات با پدر است. همه چیز به واسطهٔ او آفریده شد، چه در آسمان و چه بر زمین. او به خاطر ما آدمیان و برای نجات و رستگاری ما از آسمان نزول کرد، جسم گرفت و انسان شد. رنج و عذاب کشید و روز سوم از مردگان برخاست و به آسمان‌ها صعود کرد و بازخواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند؛ و ایمان داریم به روح‌القدس. ما، کلیسایِ مقدسِ جامع و وارثِ رسولان، لعن می‌کنیم آنان را که می‌گویند: «زمانی بوده که پسر وجود نداشته است؛ او پیش از مولود شدن وجود نداشته است و از نیستی به وجود آمده‌است.» همچنین لعن می‌کنیم آنان را که می‌گویند: «وجود» پسر از ماهیت یا وجودی به جز ماهیت یا وجود پدر نشأت‌گرفته و تغییرپذیر است و تغییر و تبدیل می‌یابد.

در این زمان در کلیساهای شرق الگویی اساسی برای اعتقادنامه‌ها وجود داشت، اگرچه ممکن بود کلیساها واژگان خاص خود را برای بیان مفاهیم به کار بگیرند. اعتقادنامهٔ نیقیه نیز یکی از این اعتقادنامه‌ها است که عبارات ضد آریوسی به آن اضافه شده بود.

آریوس اصطلاح سنتیِ «مولودِ پدر» را چنین تفسیر کرده بود که عیسای مسیح توسط پدر «از نیستی» خلق شده است. شورای نیقیه با افزودن توضیحِ مکملِ «از ذات پدر»، تفسیر آریوسی را رد کرد. آریوس  بر این باور بود که تنها پدر «خدای حقیقی» است. شورای نیقیه با تأکید بر این که عیسای مسیح «خدای حقیقی از خدای حقیقی» است، به او پاسخ داد: عیسای مسیح «مولود است نه مخلوق». او نه مخلوق بلکه پسرِ خدا است. تمایز بین فرزند (از وجود پدر) و یک مخلوق (آفریده‌شده از نیستی)، نکتهٔ اصلی بحث و مناقشه بود. این امر را می‌توان به تمایز بین داشتن فرزندی از خودْ و ساختن آدم مصنوعی تشبیه کرد.

عیسای مسیح «هم ذات پدر» است. واژهٔ یونانی Homoousios (هم ذات، از یک جوهر) بحث‌انگیزترین واژهٔ اعتقادنامه بود. در مورد به‌کارگیریِ واژه‌ای غیر کتاب مقدسی تردیدهایی وجود داشت اما به‌کارگیری چنین واژه‌ای ضروری بود چون آریان‌ها (فرقه خاص در مسیحیت) می‌توانستند همهٔ واژگان کتاب مقدس را تحریف کنند. برای نمونه، عیسی توسط خدا «مولود شده بود»، اما این امر در مورد شبنم‌ها نیز صادق است، (ایوب۶ ۳۸:‌۲۸)! به‌کارگیری واژهٔ Homoousios این امتیاز را داشت که آریان‌ها قبلاً آن را واژه‌ای غیرقابل پذیرش خوانده بودند. پس واژه‌ای غیرکتاب‌مقدسی برای دفاع از حقیقتِ کتاب‌مقدسیِ الوهیت مسیح به کار گرفته شده بود.

در پایان اعتقادنامه، بسیاری از اظهارات آریانی یا لعن و یا محکوم شدند؛ و دلیل عمده این بود که آریان ادعا می‌کرد وجود پسر آغاز و ابتدا داشته و از نیستی به وجود آمده است. بر خلاف شایعات، شورای نیقیه در ارتباط با تعیین کانون کتاب‌مقدس هیچ‌گونه تصمیمی نگرفت. این شورا بعدها به‌عنوان نخستین شورایِ عمومی و جهانی شناخته شد؛ هر چند در زمان خودْ محبوبتی نداشت. در واقع شورای نیقیه به جای پایان دادن به مباحث مربوط به الوهیت عیسای مسیح، خودْ آغازی شد برای آن. هرچند آریوس بی‌درنگ محکوم شده بود.

اما کدام اعتقاد درست است؟ الوهیت عیسی و یا انسان بودن او؟
پاسخ درست و عقلانی این است که ذات خدا تعدد بردار نیست؛ چون تعریفی که فلاسفه از خدا می‌کنند، این است که خدا واجب‌الوجود است و واجب‌الوجود به وجودی می‌گویند که نامتناهی، ازلی و ابدی است، دیده نمی‌شود و جسم ندارد. درحالی‌که عیسی مسیح طبق همین اعتقادنامه، واجب‌الوجود نیست؛ چون قبل از تولد وجود نداشته است. پس وجودش ضروری نبوده، ممتنع‌الوجود هم نیست چون در برهه‌ای از زمان وجود داشته است، پس ممکن‌الوجود است. از طرف دیگر، او جسم دارد و جسم داشتن با نامتناهی بودن خدا سازگاری ندارد؛ چون جسم وجود را به زمان و مکان محدود می‌کند و قابل رویت خواهد بود. پس سخن آریوس بی‌راه نیست و با عقل سلیم سازگاری دارد.
به خاطر همین، مباحثی بین شخصیت‌های مسیحی درگرفت که زمینه‌ساز شوراهای بعدی شد.  ان‌شاءالله در مقاله‌های بعدی به آن‌ها خواهم پرداخت.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_390.jpg

شورای کالسدون در اُکتبر سال ۴۵۱ میلادی به دستور امپراتور مارسیان در شهر کالسدون (۱) برگزار شد. یکی از مسائلی که در این شورا به آن توجه شد، رهبانیت بود. در آن زمان برخی از راهبان در امور کلیسا دخالت بی‌مورد می‌کردند.
در قانون ۴ این شورا آمده است: کسانی که به زندگی رهبانی حقیقی و شایسته‌ای ادامه دهند، از احترام لازم برخوردار خواهند بود. ولی از آنجا که افرادی رهبانیت را پوششی قرار می‌دهند، مقررات و امور کلیسایی را آشفته می‌کنند و بی‌خود و بی‌جهت بین شهرها مسافرت می‌کنند و می‌خواهند برای خود دیرهایی درست کنند و مسجد بنا کنند، این شورا مقرر می‌کند که بدون موافقت اسقف شهر، مسجد بنا نکنند و نسازند.

اما این شورا تصمیم دارد جلوی این دیرها و معبدها را بگیرد و قانونمند کند. فقط دیر و معبد، باید به دستور اسقف انجام شود. علاوه بر این راهبان هر شهر باید تابع اسقف همان شهر باشند تا صلح و آرامش به شهرها بازگردد.
هر کسی این مقررات را زیر پا بگذارد تکفیر خواهد شد و اسقف هر شهر باید دیرها و صومعه‌ها را با دقت زیر نظر داشته باشد.
این بخشی از قانون چهارم این شورا بود که به اختصار بیان شد تا علت تشکیل این شورا مشخص شود.
البته در این شورا امور دیگری هم مورد بحث و گفتگو قرار گرفت؛ مثلاً در شورا تعالیم اوتیخا (یکی از اسقف هایی که معتقد بود عیسی مسیح، طبیعت بشری ندارد و فقط طبیعت الاهی دارد. وی متولد 378 میلادی بود) را باطل اعلام کرد.
شورای کالسدون تعالیم مونوفیزیت ها (۲) را نفی کرد و بار دیگر تعالیم شورای نیقیه و افسس، پیرامون حقیقت طبیعت بشری و تجسم کلمه ازلی خدا در عیسی را، تاکید کرد.
اسقفان حاضر در شورای کالسدون می‌خواستند به کار شورا پایان بدهند، اما امپراتور برای ایجاد وحدت در قلمرو حکومت خود خواستار یک ایمان نامه شد، از اینجا اعتقادنامه کالسدون شکل گرفت و طی این ایمان نامه بر چهار نکته تاکید شد:
۱) الوهیت حقیقی عیسی مسیح در مخالفت با نظریه آریوس؛
۲) انسانیت کامل عیسی در مخالفت با نظر آپولیناریس؛
۳) عدم اختلاط و امتزاج دو طبیعت مسیح در مخالفت با اعتقاد اوتیخا؛
۴) انفکاک‌ناپذیری در طبیعت در یک شخصیت واحد در مخالفت با نظریه نسطور.
اعتقادنامه کالسدون در برگیرنده دیدگاه مکاتب الهیاتی اسکندریه، انطاکیه، قسطنطنیه و کلیسای غرب است. این اعتقادنامه را می‌توان به این صورت خلاصه کرد: یک شخصیت با دو طبیعت.
این اعتقادنامه مورد تأیید کلیسای رم و قسطنطنیه قرار گرفت، اما بیشتر کلیساهای اسکندریه از پذیرش آن سرباز زدند؛ حتی کلیسای مصر (۳) و سوریه (۴) تا همین امروز هم اعتقادنامه کالسدون را قبول نکرده‌اند.
در پایان باید اعلام کنم که این اعتقادنامه کاملاً اشتباه است چرا که منجر به دوگانه‌پرستی می‌شود. چرا که نمی‌شود یک شخص دو طبیعت داشته باشد، مگر این که دو فرد باشد. اگر بگوییم دو فرد است پس خدای پسر غیر از خدای پدر است و این یعنی دوگانه‌پرستی و همچنین باید معتقد باشیم که خدا جسم دارد و با چنین اعتقادی خدا را محدود کرده‌ایم.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_201.jpg

برخی از مسیحیان امروز  و رهبران آن‌ها هم صدا باخدا نا باوران و مستکبران جهان، اسلام را به خشونت و خونریزی متهم می‌کنند و مدعی هستند که مسیحیت بر خلاف اسلام، دین محبت و مهربانی است؛ از این رو در صدد عیب‌جویی از اسلام بر می‌آیند. اما بحث اصلی این است که آیا مسیحیان در این ادعا راستگو هستند یا دروغگو؟

سخن من با مسیحیان و پیروان عیسی مسیح واقعی نیست بلکه مسیحیان امروز و عیسی مسیح از نظر آن‌هاست. به نظر ما تصویری که اناجیل موجود از عیسی مسیح ارائه می‌دهند غیر از عیسایی است که امروزه مسیحیان به آن اعتقاد دارند و آن را تبلیغ می‌کنند. برای روشن شدن مطلب به چند آیه از کتاب مقدس اشاره می‌کنم، اما قضاوت با شما خواننده محترم.



ادامه مطلب



طبقه بندی: محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  آموزه نجات،  تثلیث،  گناه نخستین،  الوهیت عیسی،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  پیامبر اسلام (ص)،  قرآن کریم، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت 1392 توسط : محسن

http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_499.jpg

بر اساس اناجیل، عیسی مسیح هیچ‌گاه از واژه کلیسا استفاده نکرد و نامی از کلیسا به میان نیاورد. منتقدان کتاب مقدس بر این باور اجماع دارند که عیسی مسیح، در کتاب مقدس فقط از ملکوت خدا سخن به میان آورده.
عیسی مسیح چون از عمر کوتاه خود خبر داشت، فقط همت خود را معطوف به حکومت خدا و نجات انسان‌ها گذاشت. او می‌خواست مردم به تمام فرامین خدا عمل کنند نه این که فقط در مقام حرف باشد. به طور خلاصه او در پی تحقق محبت بین انسان‌ها بود.
بنابراین عیسی، معلم توانمند کلام خدا و درعین‌حال، شفادهنده جسم و جان، نهضت جمعیِ آخرت اندیش بزرگی ر ایجاد کرد. از نظر او دوازده حواری به همراه پطرس نشانه رستاخیز اعضای دوازده قبیله بنی‌اسرائیل بودند. او بر خلاف میل متدینان و راست کیشان، کسانی را که اعتقادات دینی دیگری داشتند (سامری‌ها)، کسانی را که به لحاظ سیاسی بدنام بودند (مأموران مالیاتی)، کسانی را که ضعف اخلاقی داشتند (زناکاران) و کسانی را که از آنان بهره‌برداری جنسی می‌شدند (فاحشه‌ها)، به این ملکوت فراخواند.
از نظر او، فرمان‌های خاص شریعت، به ویژه امور مربوط به خوردنی‌ها، طهارت و سبت، فرع بر محبت بودند؛ سبت و فرمان‌ها در خدمت انسان‌ها هستند.
عیسی مسیح پیامبری تحریک کننده بود. او هرچند یک فرد انقلابیِ سیاسی نبود ولی در عمل با سخنان و اعمالش خیلی زود او را وارد نزاعی سخت با نظام سیاسی و دینی کرد. در واقع، در نظر بسیاری، این جوان سی ساله بی‌نام و نشان، از ادعای خاخام یا نبی بودن، فراتر رفت، به‌نحوی‌که آنان او را مسیحا می‌دیدند.
به هر حال او طی فعالیت بسیار کوتاه خود (حد اکثر سه سال) در پی تأسیس جامعه‌ای متمایز از بنی‌اسرائیل با اعتقادنامه و آیین خاص خود یا در پی ایجاد یک سازمان با ساختار و مناصب ویژه نبود تا چه برسد به اینکه در پی ایجاد یک بنای عظیم دینی باشد. بر اساس همه شواهد، عیسی مسیح در زمان حیات خود هیچ کلیسایی بنا نکرد.

در اینجا باید اضافه کنیم که کلیسا بلافاصله بعد از مرگ عیسی مسیح به وجود آمد و یک جامعه‌ای، غیر از جامعه دینی بنی‌اسرائیل تأسیس کرد. این کار تحت تأثیر تجربه رستاخیز و روح القدوس روی داد. می‌گویند بر اساس تجربه‌های خاص مبتنی بر کرامت (تجلی‌ها، مکاشفه‌ها و شنیده‌ها) و الگوی خاص در تفسیر کتاب مقدس عبری (نبی آزاردیده، بنده رنج‌کشیده خدا) پیروان یهودی عیسی، اعم از مرد و زن، باور کردند که این انسانی که مسخره و تحقیر کردند، این انسانی که خودشان او را بر صلیب رها و بر صلیب جان داده است، نمرده است. آنان باور کردند که خدا او را به حیات جاودانه رسانده و به درگاه عظمت خدا عروج کرده است و کاملاً همخوانِ با تصویر ارائه‌شده در فقره ۱۱۰-مزامیر در سمت راست خدا نشسته و خدا او را خداوند و مسیحا گردانیده (۱).
در پایان و نتیجه بحث، پاسخ پرسش معلوم می‌شود که اگرچه خود عیسی مسیح کلیسا را بنا نکرد ولی اصل و اساس آن به او بازمی‌گردد: آن مصلوبِ زنده‌ای که ملکوت خدا را برای مؤمنان در او آشکار شده بود. کلیسا نهضت عیسی را با جهت‌گیری آخرالزمانی حفظ کرد. اساس کلیسا در آغاز آئین خاص، ساختار خاص و سازمان خاص آن با مقامات و مناصب خاصش نبود. بنیان آن صرفاً اعتراف ایمانی به این عیسی به عنوان مسیحا و مسیح بود، چنان که تعمید با نام او و از طریق شام آیینیِ یادبود او انجام می‌گیرد. این بود چگونگی شکل‌گیری اولیه کلیسا.

 





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  الوهیت عیسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت 1392 توسط : محسن


http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/christianity/1_502.jpg

کسی منکر این نیست که در ابتدا مسیحیت یک دین الهی بوده و منشأ الهی داشته، اما اینکه آیا این دین هم اکنون هم دین الهی است جای تردید است. البته مسلمانان با این دین همچون یک دین وحیانی برخورد می‌کنند؛ اما این دلیل نمی‌شود این دین را مورد نقد قرار ندهیم و سؤالاتی که در مورد آن در اذهان پیدا می‌شود را مطرح نکنیم.
 معیار الهی بودن و وحیانی بودن یک دین چیست؟ آیا اینکه یک آیین، منشأ الهی داشته باشد، حتی اگر صد و هشتاد درجه انحراف در آن پدید آمده باشد، می‌تواند یک آِیین وحدانی قلمداد گردد؟
مسیحیتِ امروز، از مسیحیتِ اولیه انحراف صد و هشتاد درجه‌ای دارد به گونه‌ای که بقول شاعر:

                              بس‌که ببستند بر او برگ و ساز                       گر تو ببینی نشناسیش باز

یک آیین الهی، ترکیب می‌شود از: اعتقادات، اخلاقیات و احکام. این سه رکن، مؤلفه‌های اصلی سازنده یک دین است و اگر این سه مؤلفه، در یک دین وجود نداشته باشد، در حقیقت نمی‌تواند به عنوان دین قلمداد گردد؛ اما برای آنکه یک دین، دینی الهی تلقی گردد، اضافه بر آن، باید اعتقادات و احکام و اخلاقش، سرچشمه الهی و وحیانی داشته باشد. با این حساب آیا مسیحیت می‌تواند مدعی شود، آیینی الهی است؟
مسیحیت در همان گام اول، راه خود را از ادیان الهی جدا می‌کند؛ زیرا عقیده مسیحیت در مورد خداوند به گونه‌ای است که به بت پرستان بیشتر شباهت دارد تا ادیان توحیدی. خدا در ادیان توحیدی هرگز نه پدر دارد و نه متولد می‌گردد و نه می‌میرد و نه زنده می‌شود؛ و اساساً هیچ تحول و دگرگونی در آن پدید نمی‌آید؛ چرا که تغییرپذیری از ویژگی‌های عالم موجودات امکانی است؛ اما خداوند که خود خالق پدیده‌ها و تحولات در این عالم است و نشانه‌ای از نقص و نیاز در آن نیست، هرگز به این صفات متصف نمی‌گردد.
اما خدای مسیحیان، یک روز متولد می‌گردد، یک روز می‌میرد و روزی دیگر دوباره زنده می‌گردد. یک روز از مقام الوهیت نزول می‌کند و صفت بشر به خود می‌گیرد و یک روز دوباره عروج می‌کند و مقام خدایی خود را بار دیگر باز می‌یابد. این خدا همچون بشر مادر و پدر دارد [۱] و در عین برخورداری از صفات ابوت و بنوت، واحد هم هست [۲] و باز از همه شگفت‌آورتر اینکه مادر این خدا، یک بشر است و نه یک خدا که باید پرسید یک انسان چگونه می‌تواند خدا بزاید! و آیا اگر مادر، یک بشر باشد، پسر انسان نیست؟ و اگر پسر، خدا باشد مادر، خدا نیست؟
در بخش احکام، مسیحیت احکام بسیار محدودی دارد که همه آمیخته با خرافات است به گونه‌ای که اگر شخصی در هوا و فضای الهی تنفس کرده باشد، هرگز نمی‌تواند به خود بقبولاند این احکام، دستورات الهی است و خداوند به بندگان خود چنین دستوراتی را داده است. احکامی چون عشای ربانی که در آن شراب به عنوان خون مسیح و نان فطیر به عنوان گوشت مسیح تناول می‌گردد، هیچ‌گاه نمی‌تواند از جانب خداوند دستور داده شده باشد و اگر این خرافه‌ها را از مسیحیت حذف کنیم، برای این دین، شریعتی باقی نمی‌ماند که بتوان برای پیروی از دستورات خداوند به آن دست‌یافت. بدین سبب است که مسیحیت هیچ حرامی ندارد و همه‌چیز برای آنان حلال است.
البته نداشتن احکام شریعتی در مسیحیت منشأ تاریخی دارد؛ چرا که حضرت مسیح در همان اوایل اعلام شریعت خود که هنوز در مرحله تبلیغ شریعت خود قرار داشت، به نظر مسیحیان به قتل رسید و به باور مسلمانان به آسمان صعود کرد و به جز یاران اندک، جامعه‌ای که حضرت عیسی در آن احکام الهی را پیاده کند؛ هنوز تکوین نیافته بود. بدین‌جهت است که مسیحیت نه احکام اجتماعی دارد و نه احکام حکومتی زیرا هنوز بستر احکام اجتماعی فراهم نشده بود.





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت 1392 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA.jpg

برخی از مسیحیان امروز  و رهبران آنها همصدا با خدا ناباوران و مستکبران جهان ، اسلام را به خشونت و خونریزی متهم می کنند و مدعی هستند که مسیحیت بر خلاف اسلام ، دین محبت و مهربانی است .
از این رو در صدد عیب جویی از اسلام بر می آیند.
اما بحث اصلی این است که آیا مسیحیان در این ادعا راستگو هستند یا دروغگو؟
سخن من با مسیحیان و عیسی مسیح واقعی نیست بلکه مسیحیان امروز و عیسی مسیح از نظر آنهاست.
به نظر ما تصویری که اناجیل موجود از عیسی مسیح ارائه می دهند غیر از عیسایی است که امروزه مسیحیانبه آن اعتقاد دارندو آن را تبلیغ می کنند.



ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  الوهیت عیسی،  نقادی کتاب مقدس،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 27 دی 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%B3.jpg

این روزها مسیحیان جهان هم به دلیل آغاز سال نو میلادی و هم به دلیل سالروز میلاد حضرت مسیح (ع) در جشن و سرور هستند.
اما این جشن  و سرور از چه زمانی وارد دین مسیحیت شد؟
آیا سابقه تاریخی دارد؟
برای جواب این سوال ادامه مطلب را مطالعه کنید.

ادامه مطلب



طبقه بندی: تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: کریسمس، مسیحیت، جشن و سرور، تولد، عیسی مسیح،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 19 دی 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/image/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D8%AD%20%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C.jpg

درباره چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می‌گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که  به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان‌هایی که پیرامون آن منطقه بودند را خبر کردند که بیایید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمده است و مجوسی‌هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند، به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان گمان می‌کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و بنا بر گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد.


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 18 دی 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD.jpg

قرآن كریم حضرت عیسى را بشری مى ‏داند كه از طریق اعجاز و بدون پدر از مریم به وجود آمده و به عنوان پیامبر و براى ارشاد مردم مبعوث شده است و مانند سایر پیامبران با خداوند جهان در ارتباط بوده، حقایقی دریافت مى‏ كرده و به مردم ابلاغ مى‏ نموده است. نه خدا بوده نه پسر خدا، بلكه بنده خدا بوده است و اگر در انجیل گاهى به عنوان پسر معرفى شده باید به صورت تشریفات توجیه‏ شود. و اگر كلمه به او اطلاق شده، بدین جهت است كه بدون وجود پدر و به وسیله كلمه (كـُن) تكوینى به وجود آمده است. قرآن عقیده به تثلیث را شرك و كفر مى‏ داند و خود عیسى نیز از آن تبرّى مى‏ جسته است.


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  آموزه نجات،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD.jpg

حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «به حضرت عیسی بن مریم گفته شد كه چرا ازدواج نمی‌كنی؟ آن حضرت گفت: برای چه ازدواج كنم؟ گفته شد تا فرزند دار شوی گفت: اولاد و فرزند چه كار می‌كنند اگر زنده بمانند مایه و منشأ فتنه هستند و اگر هم بمیرند باعث حزن و اندوه می‌شوند.[شیخ صدوق (ره)، من لا یحضر الفقیه، (قم،‌انتشارات جامعه مدرسین) ج 3.، ص 558]
ازدواج و تشكیل خانواده از نظر قرآن و دیدگاه روایت اسلامی دارای اهمیت ویژه‌ای است قرآن كریم می‌فرماید: «... فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنی و ثلث و رباع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة او ما ملكت ایمانكم ذلك ادنی الا تعدلوا»؛[سورة نساء، آیة 3] با زنان پاك ازدواج كنید دو یا سه یا چهار همسر، و اگر می‌ترسید عدالت را (دربارة همسران متعدد) رعایت نكنید، تنها به یك همسر قناعت نمایید و یا از زنانی كه مالك آن‌ها هستید استفاده كنید. این كار بهتر از ظلم و ستم، جلوگیری می‌كند.



ادامه مطلب



طبقه بندی: اهلبیت و مسیحیان،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  نقادی کتاب مقدس،  اسلام و مسیحیت، 
برچسب ها: امام صادق، ازدواج، عیسی مسیح،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 16 دی 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85%20%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3.jpg
در مورد مریم، اناجیل تا پیش از مادر مسیح شدن تصویری ارائه نمی‌دهند، در واقع شروع ورود مریم به اناجیل از زمان مژده فرشته خداوند به اوست. مریم زنی معمولی است که لطف خدا شامل او شده و مادر مسیح می‌گردد. او در عقد یوسف، ولی باکره بود چرا که در جواب فرشته خدا می‌گوید:«اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟ در صورتیکه دست هیچ مردی هرگز به من نرسیده‌است.» سپس می‌پذیرد و می‌گوید: «من خدمتگزار خداوند هستم و هر چه او بخواهد با کمال میل انجام می‌دهد. از خدا می‌خواهم هر آنچه گفتی، همان بشود.»

در اینجا باید به اعتقاد نامه نیقیه تنظیم شده در قرن چهارم میلادی که هنوز هم به طور مرتب در مراسم مذهبی مسیحیان خوانده می‌شود، اشاره شود، که بر این نکته تاکید دارد که: عیسی مسیح تنها پسر تولد یافته خداست؛ متولد شده از خدای پدر، قبل از همه جهان‌ها.

ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی، 
برچسب ها: مریم مقدس، آل عمران، قرآن، کتاب مقدس، انجیل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 14 دی 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%81%DB%8C%D8%B3%20%D8%A8%D9%88%DA%A9/%D9%85.jpg

عیسی‏ بنده خدا - پیامبر خدا - و رسول به سوی بنی اسرائیل و یکی ازپیامبران اولی العزم و صاحب شریعت بوده و کتابی به نام انجیل داشت، خداوند نام او را مسیح عیسی نهاد، و دارای مقام‌امامت و از گواهان‌اعمال، و بشارت دهندگان به آمدن‌پیامبر اسلام بود، وجیه و آبرومند در دنیا و آخرت و، و از اجتباء شدگان‌ و از صالحان بود، مبارک بود هر جاکه قدم می گذاشت، زکی و مهذب بود، آیتی بود برای مردم و رحمتی از خدا بود واحسانگری به مادرش، و از زمره کسانی بود که خدای تعالی به ایشان سلام کرد و از کسانی بود که خدا کتاب‌و حکمتش آموخت.
«از دیدگاه قرآن، عنوان کلمه بجای اینکه مستلزم وجود ازلی یا الوهیت عیسی باشد، به این نکته اشاره دارد که او حاصل قدرت آفرینشگر خداوند است، زیرا به یاد آورنده این نکته‌است که عیسی با اراده مستقیم خداوند و فرمان«کن» در رحم مادرش به وجود آمد. در نتیجه عیسی و مادرش با هم یک آیت از آیات الهی به شمار می‌روند.»(مومنون آیه 50)





طبقه بندی: قرآن کریم،  پیامبر اسلام (ص)،  اسلام و مسیحیت،  الوهیت عیسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 14 دی 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%86%D9%87%D8%AC.jpg

امیر المومنین علی علیه السلام اوصافی را برای پیامبر بزرگ خدا عیسی علیه السلام ذکر می فرمایند که شاید مسیحیان هم نشنیده باشند.

مسیحیان فکر میکنند مسلمانان حضرت عیسی را انکار میکنند. ولی آنچه که حقیقت دارد این است که مسلمانان الوهیت عیسی علیه السلام را انکار می کنند نه نبوت عیسی را .

اما اصل مبحث :
امام علی علیه السلام در خطبه 160 نهج البلاغه در مورد عیسی مسیح نکاتی را نقل می کنند که بسیار جالب و خواندنی است.
به خاطر کوتاه گویی و اختصار به ترجمه فراز هایی از خطبه 160 نهج البلاغه، کفایت می کنم

ادامه مطلب



برچسب ها: امام علی، پیامبر اسلام، داوود، عیسی مسیح،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 28 آذر 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%84.jpg

آیا شما با مسیحیان برخورد و گفتگو کرده اید؟ حتما متوجه شدید که مسیحیان اصلا به شریعت و احکام عهد قدیم پای بند نیستند.
جای تعجب است که مسیحیان به این فراز کتاب مقدس بر می خورند ولی اصلا توجهی به آن نمی کنند.
در عهد جدید، مسیح تاکید کرده که :
17 فكر نكنید كه من آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های انبیا را منسوخ نمایم. نیامده‌ام تا منسوخ كنم، بلكه تا آنها را تکمیل نمایم. 18 یقین بدانید كه تا آسمان و زمین بر جای هستند، هیچ حرف و نقطه‌ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همهٔ آن به انجام برسد. 19 پس هرگاه کسی حتّی كوچكترین احكام شریعت را بشكند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمان پست‌ترین فرد محسوب خواهد شد. حال آنكه هرکس شریعت را نگاه دارد و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد .

[انجیل متی 5 : 17 – 19]

 



ادامه مطلب



طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: تعدد زوجات، مسیحیت، اسلام، تشریع، شریعت موسوی، نسخ،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%861.jpg

 بین حماسه غم بار عاشورا و تداوم حیات شیعه، رابطه‏ اى عمیق و دوسویه وجود دارد. شهادت مظلومانه امام حسین علیه‏ السلام و هفتاد و دو تن از یاران بزرگوار او در فاجعه كربلا، علاوه بر آثار بزرگ و حیاتى كه براى جامعه اسلامى و انسانى به بار آورد، این نتیجه مهم را نیز در پى داشت كه اهل‏بیت علیهم‏ السلام را به عنوان نمونه‏ هاى كامل پیشوایى امت به همگان معرفى نمود و نشان داد كه تنها مكتب و دیدگاهى درست و بر حق و قابل دفاع است كه بر اساس پیروى از آن خاندان شكل بگیرد و در همان مسیرى كه آنان مشخص كرده‏ اند، حركت كند (یعنى مكتب عظیم و ریشه‏دار شیعه كه تجلى‏گاه اسلام حقیقى است). 

ادامه مطلب



طبقه بندی: محبت و خشونت در اسلام و مسیحیت،  اسلام و مسیحیت،  نوکیشان مسلمان، 
برچسب ها: کربلا، عاشورا، امام حسین، مسیحی، مسیحیت، واتیکان، حکومت اسلامی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 29 آبان 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B1%DB%8C%20%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%86.jpg

شاید دوستان مسیحی باور نکنند، ولی خیلی از دانشمندان مسلمان شده اند.
جای سوال است که چرا فلاسفه و دانشمندان به اسلام تمایل داردند؟اینان پس از مدتی تدبر و مطالعه در آموزه های اسلام آن را به عنوان دین رهایی بخش و عاقلانه و عاشقانه پذیرفته اند.دلایل آنها را در چند گزینه می توان  خلاصه کرد:
در ادامه مطلب به بعضی از این علل پرداخته شده ببینید ، خالی از لطف نیست.

ادامه مطلب



طبقه بندی: نوکیشان مسلمان،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  تثلیث،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: فلسفه، اسلام، غرب، مسیحیت، مسیحیت گریزی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 28 آبان 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%B9%D8%B5%D9%85%D8%AA.jpg

فرض کنید پدری به فرزند خود می گوید تلویزیون نبین، ولی خود پدر تا پاسی از شب به دیدن تلویزیون وقت بگذراند. آیا چنین فرزندی به سخن پدر گوش می دهد؟ آیا نمی گوید چرا خودت تلویزیون می بینی؟ و به قول معرف می گوید: تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره؟
مسئله عصمت انبیا از گناه هم مثل همین مثالی است که نوشتم.
مگر غیر از اینه که انبیا آمده اند تا ما را به راه راست هدایت کنند و مارا از گناه باز دارند؟ حال فرض  کنید خود انبیا هر گونه گناهی را مرتکب شوند ، آیا کسی به سخنان آنها گوش می دهد؟ آیا کسی نمی گوید چرا خودت گناه می کنی ؟
پس باید انبیا از گناه و معصیت مصون باشند
اما در اینجا دو دلیل برای اثبات عصمت انبیا ذکر می کنم. البته هر دو دلیل عقلی است.
 اگر عقل را قبول دارید ادامه مطلب را بخوانید

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: انبیا، کتاب مقدس، گناه، لطف، معصیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%87.jpg
یکی از کشیشان مسیحی به شیعیان اشکالی گرفته که در شیعه تقیّه وجود دارد وخود شیعیان هم به تقیّه اقرار دارند وبنابر احادیث شیعه تقیه یعنی دروغ گویی در حالت تنگی و ضرورت جایز است.
مخفی نماند که تقیّه در هر حال، از طریق بی ایمانی و کم اعتقادی به خدا صادر می گردد، زیرا کسی که به آن درجه از ایمان رسیده و اعتقاد داشته باشد که خدا چنان متوجّه و حافظ اوست که هیچ چیز برای او روی نمی دهد مگر با اجازۀ خدا، بدیهی است که رجوع به تقیه و دروغ نخواهد کرد که بدین وسیله خود یا دیگری را از تنگی و ضرر و زحمت برهاند، چون بر او یقین آشکار خواهد بود که اگر خدا رهائی او را خواسته باشد، هر آینه خود خدا چاره خواهد کرد و به تقیّه و دروغ آدمی محتاج نیست .
بدین واسطه کشیش خواسته است که در مذهب شیعه نقصی وارد آورد و ایشان را متزلزل کند و حال آنکه این از بزرگترین مسائل شیعه است و به وسیلۀ آن حفظ ناموس آل محمّد(ص) شده است و اینکه این کشیش از مطالب اهل اسلام خبر ندارد که سهل است، او از احکام انجیل و تورات نیز خبر ندارد و در عقل کمتر از پیشوای بت پرستان و در کفر زیادتر از یهودیان است.
 
 و اینکه می گوید تقیه ضدّ و نقیض کلام الهی است، مقصود او از کلام الهی تورات و انجیل است. اولاً انجیل و تورات بدون شک کلام الهی نیستند، و ثانیاً تقیّه موافق با این تورات و این انجیل [که در دست مسیحیان است]، می باشد و روش انبیاء و اولیاء و رسولان پیشین نیز می باشد و شواهد این مدّعا از حدّ و حصر بیرون است، ولی برای اختصار به ذکر و بیان شش شاهد اکتفا می نمائیم:
 
شاهد اوّل: نقیه کردن حضرت ابراهیم علیه السّلام
در بیان حال حضرت ابراهیم خلیل(ع) در باب دوازدهم پیدایش[آیات 11 تا 13]، به این شکل بیان گشته است:
و واقع شد که چون نزدیک به ورود مصر شد، به زن خود سارای گفت: اینک می دانم که تو زن نیکو منظر هستی.۞همانا چون اهل مصر تو را بینند، گویند: این زوجۀ اوست. پس مرا بکشند و تو را زنده نگاه دارند.۞پس بگو که تو خواهر من هستی تا به خاطر تو برای من خیریت شود و جانم بسبب تو زنده ماند.
پس از آیات فوق معلوم می شود که تقیّه هم برای دفع ضرر و هم جلب منفعت، مجاز است، زیرا فرمود به خاطر تو برای من خیریت شود و جانم به سبب تو زنده ماند؛ بلکه جلب منفعت را بر دفع ضرر مقدّم فرموده است.
 


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،  اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
برچسب ها: کشیش، مسیحیت، اسلام، دروغ، تقیه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A8%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%86%20%D8%AA%D8%AB%D9%84%DB%8C%D8%AB.jpg


وقتی با مسیحیان در مورد امکان تثلیث بحث می کنی مثالهای را برای امکان تثلیث می زنند که کاملا با تثلیث نا سازگار است و برای اینکه تثلیث را توضیح دهند و آن را قابل درک بسازند, دست به ارائه توضیحات, یا بهتر است بگوییم, تمثیل‌ها می‌زنند. ذیلاً چند مورد از این تمثیل‌های غلط را مورد اشاره قرار می‌دهیم.

تمثیل مثلث؛
می‌گویند همانطور که مثلث دارای سه ضلع است, اما این سه ضلع مجموعاً یک مثلث واحد را تشکیل می‌دهند, خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می‌آورند. در وهلة اول, این مثال منطقی به‌نظر می‌رسد, اما با تعریفی که از تثلیث به‌دست داریم ناسازگار است. در مثلث, هر ضلع به‌خودی خود فقط یک "ضلع" است, نه یک مثلث. اما در تثلیث, هر شخص (پدر یا پسر یا روح‌القدس) به‌تنهایی کاملاً ذات الهی دارند و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند. ما در واقع, سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می‌آورند و این یک راز است.




ادامه مطلب



طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  الوهیت عیسی،  تثلیث،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: کتاب مقدس، مثال، اشکالات مسیحیت، تثلیث، الوهیت عیسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 9 آبان 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%AF.jpg

هرچند در مسیحیّت به ویژه در آئین کاتولیک ازدواج، امری مقدّس است امّا ترک ازدواج و عزوبت نیز امری ممدوح شمرده شده است. راهب مسیحی با اقتدا به حضرت مسیح، از لذّت زناشوئی چشم پوشی کرده، خود را به نحو کامل وقت خدمت به خدا می کند. در مسیحیّت اولیه جائی برای ازدواج وجود نداشت و عیسی مسیح، خواهان تجرّد کامل بود: « از شما خواسته است تا روابط جنسی نداشته باشید و من نیز به شما می گویم، هر یک از شما که با ریبه به خانمی نگاه کند، در قلب خود مرتکب عمل زنا شده است». با استناد به این آموزه های کتاب مقدّسی و نیز سیره عملی عیسی، در سنّت مسیحی همیشه تجرّد به عنوان یکی از بهترین روش ها برای دوری از دنیا و شیوه ای از رهبانیّت و وسیله ای برای تحصیل رضای کامل الهی مطرح بوده است. از این روی علمای مسیحی مردم را به محاسن این روش گوشتزد کرده، ایشان را  به رهبانی گری و مجرّدانه زیستن تشویق میکردند. به طور مثال سنت پاول در یکی از رساله های خود می نویسد: « غیر متأهّلین شور خدایی دارند و مایلند که خدا را از خود خوشنود بگردانند؛ متأهلّین شور این دنیایی دارند تا همسر خود را راضی کنند»


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیسای کاتولیک،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: ازدواج، طلاق، گناه، معصیت، زناشویی، مسیحیت، تاهل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/13390598901000.gif

در باب 19 از کتاب پیدایش از آبۀ 30 تا 38 داستان مستهجنی در مورد زنای لوط با دو دخترش نقل می شود:
«30  و لوط‌ از صوغر برآمد و با دو دختر خود در كوه‌ ساكن‌ شد زیرا ترسید كه‌ در صوغر بماند. پس‌ با دو دختر خود در مَغاره‌ سُكْنی‌' گرفت‌.  31  و دختر بزرگ‌ به‌ كوچك‌ گفت‌: «پدر ما پیر شده‌ و مردی‌ بر روی‌ زمین‌ نیست‌ كه‌ برحسب‌ عادت‌ كل‌ جهان‌، به‌ ما در آید.  32  بیا تا پدر خود را شراب‌ بنوشانیم‌، و با او همبستر شویم‌، تا نسلی‌ از پدر خود نگاه‌ داریم‌.»  33  پس‌ در همان‌ شب‌، پدر خود را شراب‌ نوشانیدند، و دختر بزرگ‌ آمده‌ با پدر خویش‌ همخواب‌ شد، و او از خوابیدن‌ و برخاستن‌ وی‌ آگاه‌ نشد.  34  و واقع‌ شد كه‌ روز دیگر، بزرگ‌ به‌ كوچك‌ گفت‌: «اینك‌ دوش‌ با پدرم‌ همخواب‌ شدم‌، امشب‌ نیز او را شراب‌ بنوشانیم‌، و تو بیا و با وی‌ همخواب‌ شو، تا نسلی‌ از پدر خود نگاه‌ داریم‌.»  35  آن‌ شب‌ نیز پدر خود را شراب‌ نوشانیدند، و دختر كوچك‌ همخواب‌ وی‌ شد، و او از خوابیدن‌ و برخاستن‌ وی‌ آگاه‌ نشد. 36 پس‌ هر دو دختر لوط‌ از پدر خود حامله‌ شدند. 37  و آن‌ بزرگ‌، پسری‌ زاییده‌، او را موآب‌ نام‌ نهاد، و او تا امروز پدر موآبیان‌ است‌.  38  و كوچك‌ نیزپسری‌ بزاد، و او را بن‌عَمّی‌ نام‌ نهاد. وی‌ تا بحال‌ پدر بنی‌عمون‌ است‌.»
طبق این داستان، لوط دو بار مست م یشود و با دختران خود زنا می کند!
سوالی که باید پرسید این است که پیامبری که هر گناهی را انجام می دهد، زنا می گند و دروغ می گوید، می شود به گفته های او اطمینان کرد؟ به قول معروف:ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش(شخصی که خودش از دین بهره ای نبرده ،آیا می شود همان شخص پیامبر و رسول همان دین باشد؟).
البته این مثال کوچکی از تحریفات و توهین های بزرگان مسیحیت درباره اولیای خداست.ازاین دست تحریفات زیاد است که ما شرم داریم از ذکر آنها.جالبیش اینجاست که همین اراجیف را می خوانند و از خدا طلب مغفرت می کنند.
عقل هم چیز بدی نیست ، خیلی خوبه انسان گاهی اوقات به عقلش رجوع کنه و مسائل را تجزیه و تحلیل کنه ، ببینه راست چیه و دروغ چیه؟
البته کم نیستند مسیحیان عزیزی که تحریف انجیل را قبول دارند.




طبقه بندی: نقادی کتاب مقدس،  جایگاه انبیاء‌ در کتاب مقدس،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: حضرت لوط، همبستر شدن، پدر، دختران، شراب، مست، صوغر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 4 آبان 1391 توسط : محسن
شاید یادتان باشد در چند پست پیش در مورد ازدواج متعدد و ممنوعیت آن  و آزاد بودن همجنس بازی در دین مسیحیت صحبت کردیم، اما از این جالب تر اینکه، کلیساهای دانمارک ازدواج همجنسگرایان را ثبت می کنند. بر اساس لایحه ای که دولت دانمارک ارائه کرده است همجنس​گرایان قادر خواهند بود ازدواج با همجنس خود را در کلیسا به ثبت برسانند.
دانمارک ۲۲ سال قبل ثبت ازدواج دو همجنس را قانونی کرد اما تا کنون ثبت ازدواج در کلیسا امکان پذیر نبوده است، اما الآن به ثبت هم می رسد.
برای ما که جایی تعجب است ، دینی که ازدواج متعدد را حرام کرده، همجنسگرایی را حلال شمرده ؟ و حتی تا جایی که این ازدواج را به رسمیت می شناسد و در کلیسا به ثبت می رساند.
التبه همیشه می گویند بعد از هر افراطی یک تفریطی هم خواهد بود ، اما کو گوش شنوا؟
آیا این خود نمونه بارز تحریف در دین مسیحیت نیست؟






طبقه بندی: اسلام و مسیحیت،  نقادی کتاب مقدس،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  تحولات در مسیحیت، 
برچسب ها: تعدد زوجات، مسیحیت، اسلام، همجنس گرایی، دانمارک، ازدواج، کلیسا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%AF%20%D8%B2%D9%88%D8%AC%D8%A7%D8%AA.jpg

مسأله تعدد زوجات مثل یک ضرورت اجتماعی اسلام به آن توجه نموده،‌ و لازم به تذکر است که اسلام چنین قضیه ای را که وجود آن به پیش از اسلام برمی‌گردد تعدیل نموده است و خود مبدع آن نبوده،‌ و آ ن را مثل یک علاج و دواء برای بعضی از حالات ضروری که برای جامعه بشریت پیش می‌آید تلقی می‌نماید.
و تشریع آن برای حل یکی از معضل های جامعه که مثلاً کثرت زنان می‌باشد،‌ و نجات بسیاری از زنان از نبودن تکیه گاه زندگی و بسیاری از مزایای خانواده وجود آن قانون با رعایت شرائط آن یکی از افتخارات دین اسلام به حساب می‌آید.
جامعه بشری مانند یک میزان، لازم است که دو کفیّه آن متعادل باشد،‌ و باید میزان زن و مرد که دو رکن جامعه هستند و اسلام در رعایت حقوق آنها قائل به تساوی و مساوات است،‌ در تمام حقوق با هم مساوی باشند.


ادامه مطلب



طبقه بندی: اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
برچسب ها: تعدد زوجات، مسیحیت، اسلام، عدم تعدد زوجات، فلسفه تعدد زوجات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 توسط : محسن

http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%85%D8%B9%D8%B4%D9%88%D9%82%D9%87.jpg

مرد امروز از تعدد زوجات رو گردان است . چرا ؟ آیا به خاطر اینكه مى خواهد به همسر خود وفادار باشد و به یك زن قناعت كند یا بخاطر اینكه مى خواهد حس تنوع طلبى خود را از طریق گناه كه به حد اشباع وسیله برایش فراهم است ارضاء نماید ؟ امروز گناه جاى تعدد زوجات را گرفته است نه وفا . و به همین دلیل مرد امروز از تعدد زوجات كه براى او تعهد و تكلیف ایجاد می كند متنفر است . مرد دیروز اگر مى خواست هوسرانى كند راه گناه چندان براى او باز نبود ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده، هوسرانى كند . در عین اینكه شانه از زیر بار بسیارى از وظائف خالى می كرد ولی از انجام بعضى تعهدات مالى و انسانى درباره زنان و فرزندان چاره اى نداشت . اما مرد امروز هیچ الزام و اجبارى نمى بیند كه كوچكترین تعهدى در زمینه هوسرانی هاى بى پایان خود بپذیرد . ناچار علیه تعدد زوجات قیام می كند .
مرد امروز تحت عنوان سكرتر ، دفتر دار ، منشی و صدها عنوان دیگر كام خود را از زن می گیرد و بودجه آنرا به صندوق دولت یا شركت یا مؤسسه اى كه در آن كار مى كند تحمیل مى كند بدون آنكه دینارى از جیب خود بپردازد .
مرد امروز، هر چند سال یكبار معشوقه خود را عوض می كند بدون اینكه احتیاجى به تشریفات مهر و نفقه و طلاق داشته باشد . مسلما موسى چومبه با تعدد زوجات مخالف است زیرا او همیشه یك سكرتر مو بور جوان زیبا در كنار خود داشت و هر چند سال یكبار آن را عوض مى کرد . با چنین امكاناتى چه حاجت به تعدد زوجات ؟
در شرح حال برتراند راسل كه یكى از مخالفین سرسخت تعدد زوجات است چنین مى خوانیم در نخستین دوران زندگى او علاوه بر مادر بزرگش ، دو زن دیگر نقش بزرگى داشته اند كه یكى از آنها آلیس، نخستین همسرش و دیگرى، دوست دخترش بنام اتولین مورل می باشند . مورل از زنان سرشناس آن دوره بود و با بسیارى از نویسندگان اوایل قرن بیستم دوستى داشت . مسلما چنین شخصى با تعدد زوجات روى موافق نشان نمى دهد .
گویا همین رفیقه بازى او بود كه به ازدواج او با همسرش آلیس، پایان داد .
زیرا از زبان خود راسل چنین نوشته اند : در بعد از ظهر یكى از روزها هنگامی كه با دوچرخه عازم یكى از ییلاقات نزدیك شهر بودم ناگهان احساس كردم كه دیگر آلیس را دوست ندارم .





طبقه بندی: اسلام و مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی، 
برچسب ها: اسلام، مسیحیت، تعدد زوجات، دوست دختر، منشی، مرد امروز، معشوقه بازی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 30 مهر 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1.jpg

شاید بینندگان عزیز از این چند پست قبل وبلاگ فکر کنند ما موافق چند همسری هستیم، مسئله این نیست كه آیا تك همسرى بهتر است یا چند همسرى ؟ در اینكه تك همسرى بهتر است تردیدى نیست .
 تك همسرى یعنى اختصاص خانوادگى ، یعنى اینكه جسم و روح هر یك از زوجین از آن یكدیگر باشد . بدیهى است كه روح زندگى زناشوئى كه وحدت و یگانگى است در زوجیت اختصاصى بهتر و كامل تر پیدا می شود . آن دو راهى كه بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست كه از میان تك همسرى و چند همسرى كدامیك را انتخاب كند . مسئله ای كه از این لحاظ براى بشر مطرح است اینست كه بواسطه ضرورتهاى اجتماعى ، مخصوصا فزونى نسبى عده زنان نیازمند بازدواج بر مردان نیازمند تك همسرى مطلق عملا در خطر افتاده است . تك همسرى مطلق كه شامل تمام خانواده ها بشود افسانه اى بیش نیست .
 یكى از دو راه در پیش است : یا رسمیت یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازى . بعبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودى از مردان متأهل كه حتما از ده درصد تجاوز نخواهد كرد و سر و سامان یافتن و خانه و زندگى پیدا كردن زنان بى شوهر ، و یا باز گذاشتن راه معشوقه بازى و چون در صورت دوم هر معشوقه اى میتواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد , اكثریت قریب باتفاق مردان متأهل عملا چند همسر خواهند بود .
آرى اینست صورت صحیح طرح مسئله چند همسرى . اما مبلغان شیوه هاى غربى حاضر نیستند صورت صحیح مسئله را طرح كنند ، حاضر نیستند حقیقت را آشكارا بگویند . آنها واقعا مدافع مترس بازى و معشوقه گیرى هستند ، زن شرعى و قانونى را سر بار و مزاحم مى دانند و یكیش را هم زیاد مى دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن . لذت را در آزادى از قیود ازدواج می شناسند , اما در گفته هاى خود براى ساده دلان چنین وانمود می كنند كه ما مدافع تك همسرى هستیم ، با لحنى معصومانه میگویند ما طرفدار آنیم كه مرد , تك همسر و با وفا باشد نه چند همسر و بى وفا !





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  اسلام و مسیحیت، 
برچسب ها: تعدد زوجات، مسیحیت، اسلام، معشوقه بازی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 29 مهر 1391 توسط : محسن
http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D9%87%D9%85.jpg

دولت انگلستان، به جاى اینكه تكلیف زنان مجرد را روشن كند و حقى براى آنها در وجود مردان قرار دهد , كارى كرد كه زنان بیش از پیش از وجود مردان محروم گردند . در سال 46  قانون همجنس بازى را بتصویب نهائى رسانید . در تاریخ 14 / 4 / 46   مجلس عوام بریتانیا پس از یك بحث هشت ساعته قانون همجنس بازى را تصویب كرد و متن لایحه
را براى تصویب نهائى به مجلس اعیان فرستاد.
در ده روز بعد یعنى در 24 / 4 / 46 نوشت: مجلس لردهاى انگلیس قانون همجنس بازى را در شور دوم تصویب كرد .
در حال حاضر در انگلستان تعدد زوجات ممنوع است . اما همجنس بازى روا است .
از نظر این مردم اگر یك مرد براى زن خود هووئى از جنس زن بیاورد جایز نیست ، یك عمل غیر انسانى كرده است . اما اگر([ هووئى از جنس مرد بیاورد ، عمل شرافتمندانه و انسانى و متناسب با مقتضیات قرن بیستم انجام داده است . به عبارت دیگر به فتواى اهل حل و عقد انگلستان ، اگر هووی زن ریش و سبیل داشته باشد چند همسرى اشكالى ندارد !
اینكه میگویند دنیاى غرب ، مسائل جنسى و خانوادگى را حل كرده و ما باید از راه حلهاى آنها استفاده كنیم ، به این نحو حل كرده كه دانستید .
اینها براى من چندان مایه تعجب نیست .
راهى كه غرب در مسائل مربوط بامور جنسى و امور خانوادگى پیش گرفته ، به نتایجى جز این نتایج نمیرسد ، اگر به نتایجى غیر اینها برسد تعجب دارد .
آنچه مایه تعجب و تأسف من است اینست كه مردم ما چرا منطق خود را از دست داده اند ؟ ! چرا جوانان و تحصیلكرده هاى امروز ما كمتر قدرت تجزیه و تحلیل قضایا را دارند ؟ ! چرا شخصیت  
خود را باخته اند ؟ ! چرا اگر گوهرى در دست داشته باشند و مردم آنسوى جهان بگویند این گردو است باور مى كنند و دور مى اندازند و اما اگر گردوئى در دست اجنبى ببینند و به آنها گفته شود این گوهر است باور كرده شیفته اش مى گردند ؟





طبقه بندی: تحولات در مسیحیت،  مقایسه احکام اسلامی و مسیحی،  اسلام و مسیحیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 27 مهر 1391 توسط : محسن
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3