اسقف مسیحی مصر؛
زنان مسیحی مانند مسلمانان لباس بپوشند.
اسقف انبا بیشوی دبیر شورای کلیسای مصر از زنان مسیحی خواست پوشش سنگین و آراستۀ زنان مسلمان را بر تن کنند.
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه وی در مراسم بزرگداشت پاپ شنودة در کلیسای انبا ابراز داشت: میدانم مطلبی که میخواهم درباره آن سخن بگویم مورد قبول مسیحیان واقع نمیشود، اما ضرورت دارد که زنان ما هم مانند زنان مسلمان لباس سنگین و آراسته برتن کنند.
پوشیدگی و آراستگی را از زنان مسلمان یاد بگیرید.
بیشوی افزود: مریم مقدس و تمام راهبه ها لباس سنگین و آراسته بر تن داشته اند و من دلیلی منطقی برای عدم آراستگی دختران مسیحی به این نوع پوشش نمیبینم و بارها از دختران مسیحی خواسته ام که پوشیدگی و آراستگی را از دختران مسلمان بیاموزند.
وی گفت: کلیسای ارتدوکس روابط خود با کشورهای حاشیه نیل و اتیوپی را از سر خواهد گرفت به خصوص ارتباط کلیسای مصر و اتیوپی تقویت خواهد شد.
وی تاکید کرد: دکتر احمد الطیب شیخ الازهر گفته که نجاشی پادشاه حبشه، مسلمانان فراری از ظلم و ستم شبه جزیره عربستان را به اتیوپی پناه داده و چنان برخورد محبت آمیزی با آنها داشته که هنگام مرگ نجاشی، پیامبر(ص) بر او نماز غائب خوانده است.
بر اساس اعلام رسانه های مصری، سخنان دبیر مجمع کلیسای مقدس جنجال گسترده ای را ایجاد کرده است. نجیب جبرائیل فعال قبطی این سخنان را تحریک آمیز دانسته و گفته: بیشوی با توصیه به پوشیدن لباس و حجاب زنان مسلمان به طور تلویحی غلبه یک گروه بر گروه دیگر را پذیرفته و این یک نظر بی ارزش و غیر مقبول در مورد کیفیت پوشش دختران مسیحی میباشد، البته با احترام و تقدیر کامل نسبت به پوشش زنان مسلمان.
وی گفت: سخنان بیشوی باعث با ارزش شدن پوشش زن مسلمان در دید زن مسیحی میشود و با ایجاد شک و ترس در دل زنان مسیحی موجب میشود آنها به خواسته گروه های تندرو مسلمان مبنی بر ضرورت پوشش اسلامی تن بدهند.



|
با رسیدگی به پرونده جنسی کشیشان متهم به فساد جنسی، رسیدگی به این پرونده ابعاد تازه تری پیدا کرده است. |

به گزارش ادیان نیوز، مادری که دوست داشت فرزندش کشیش شود فرزندش را به خانه یک کشیش فرستاد تا آنجا کار کند و به کلیسا و کشیش شدن علاقه پیدا کند.چهل و اندی سال گذشته و این فرزند که حالا 47 ساله است در دادگاه حاضر شده تا بر علیه کشیشی که به او تجاوز کرده است شهادت دهد.این مرد اظهار داشت: «مادرم مرا برای کار نزد کشیش "سیکولی" که خانه اش در کنار ساحل قرار داشت فرستاد. آنجا بود که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته ام.»
هر چند در سال 2005 هیئت منصفه دادگاه گزارش داد که کشیش سیکولی متهم است که دست کم از دوازده پسر بچه سوء استفاده جنسی کرده است ولی لو رفتن این کشیش در ادامه رسیدگی به پرونده فساد اخلاقی و جنسی کشیشان فیلادلفیا اتفاق افتاده است.
متهم اصلی این پرونده "ویلیام لین" 61 ساله است که پس از دریافت شکایت هایی در خصوص فساد اخلاقی کشیشان و ارتباطات جنسی آن ها با کودکان، تلاش کرده تا برای پوشاندن این فساد اخلاقی، جان کودکان را به خطر اندازد.همچنین خود ویلیام لین به عنوان یک مقام رسمی کلیسا متهم است که در سال 1996 تلاش کرده تا از یک نوجوان 14 ساله سوء استفاده جنسی کند.

یکی دیگر از برتریهای اسلام بر مسیحیان محبت بدون ادعا در رابطه بین مسلمانان با فرزندانشان است البته دستورات اسلام ملاک است نه مسلمانان لذا ما به بررسی کتاب مقدس با دستورات اسلام می پردازیم .
در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان به پیامبران الهی موسی و یوشع (علیهما سلام)دستور داده میشود که به کشتار کودکان وزنان بپردازند ( تثنیه 13: 16 یوشع: 6) پیامبرانی که باید مظهر محبت الهی در زمین باشند به جانیانی بالفطره در مسیحیت معرفی میشوند .
ایا به راستی میتوان پذیرفت این ایات از جانب خدا باشد؟
حال خوب است به گوشه ای از دستورات اسلام بنگریم همان اسلام عزیزی که در جهان مسیحیت اینگونه آماج تهمتها است چه در فیلمهای هالیودی و چه در عمل برخی مدعیان محبت
یكی از روزنه های نفوذ در فرزند مُحبت است و از این طریق والدین می توانند كودك را تحت كنترل خود بگیرند و ضمن پرورش و رشد شخصیّت وی، او را از سقوط در درّه فساد و انحراف بازدارند.
ابراز محبت در تربیت صحیح فرزند آن قدر اثر دارد كه رسول اكرم صلی الله علیه وآله فرموده اند: "نَظَرُ الْوالِدِ اِلی وَلَدِهِ حُبّاً لَهُ عِبادَةٌ؛[2]
نگاه محبت آمیز پدر به صورت فرزند عبادت است."
و نیز آن رحمت عالمیان صلی الله علیه وآله تاكید كرده اند: "اَكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ اَوْلادِكُمْ فَاِنَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ مَسیرَةَ خَمْسَمِأَةِ عامٍ[3]
فرزندان خود را زیاد ببوسید كه با هر بوسه ای كه شما والدین نثار فرزندان می كنید، درجه ای در بهشت به دست می آورید كه طول مسیر آن پانصد سال راه است."
اظهار لطف و محبت در كانون خانواده، به منزله یك غذای روحی است كه باید با ملاحظاتی استمرار یابد. محبت را باید طوری آشكار ساخت كه فرزندان در درك و احساس آن دچار شك و تردید نگردند و در ابراز آن نباید بین فرزندان تبعیض قائل گردید كه این وضع حقارت ها، انحرافات و كینه هایی را در میان بچه ها پدید می آورد و كسی كه روح تشنه لطف و محبتش در كانون گرم خانواده سیراب نگردد، در خارج از محیط خانه فریفته چرب زبانی ها و تملّق ها و برخی جاذبه های كاذب می گردد و استمرار این وضع، ناهنجاری ها و آسیب هایی را به دنبال خواهد آورد. كودكان دشوار غالباً كسانی هستند كه در كانون خانواده نابسامان كه از فروغ عطوفت گرم و روشن نشده، پا به عرصه وجود نهاده اند یا حداقل به جای محبت تنها از ترحّم دیگران برخوردار گردیده اند. این محرومین لطف و محبت و قربانیان جهل و بی مهری خانواده، ناچار نیاز به خودنمایی و جلب توجّه خود را از راه های دیگر كه به زیان اجتماع است، ارضاء می كنند.[4]
كودكستان و شیرخوارگاه های عمومی نمی توانند با لبخندهای حرفه ای و مصلحتی كاركنان جای تبسّم های صادقانه والدین را بگیرند. دكتر الكسیس كارل می نویسد: مادرانی كه كودكان خود را به مهد كودك می سپارند تا به شغل اداری و تفنن های هنری، ادبی و... خود بپردازند سبب خاموشی شعله های محبتی می شوند كه كودكان در پرتو گرما و نورش بسی چیزها فرا می گیرند.
در خانواده هایی كه این گوهر تابان، نور افشانی نكند، باید بسیاری از آلام روحی و معضلات اجتماعی را جستجو كرد.
به قول مولوی:
از محبت تلخ ها شیرین شود وز محبّت مس ها زرّین شود
رشد عاطفی كودكان آن چنان پیچیده و با اهمیت است كه چگونگی شرایط عاطفی حتّی بر رشد جسمی، رشد ذهنی و اجتماعی تاثیر جدی می گذارد. اطفالی كه در خانواده آن ها با مهر و محبت رفتار می شود و نیازهای فطری و اساسی آنان به شایستگی تامین می گردد، همواره با چهره ای شاد و متبسّم و با انرژی روانی قابل توجّه و آرامش روان تلاش می كنند استعدادهای بالقوه خود را در زمینه های گوناگون رشد به ظهور برسانند. به طور كلی شرایط عاطفی خوشایند كودكان در سنین خردسالی تاثیر بسزایی در رشد مطلوب منش و شخصیّت آنان دارد، اگر نیاز عاطفی بچّه ها به نحو مطلوبی در خانواده تامین گردد، كودكان احساس خودارزشمندی كرده و بااعتماد به نفس روزافزون، با نگرش مثبت به زندگی و با انگیزه ای قوی با مسایل مختلف مواجه می شوند و به تلاش و تكاپو می پردازند.[5]
از جلوه های تغذیه عاطفی كودك همبازی شدن با اوست و در تعالیم اسلامی به این نكته تاكید شده است. رسول اكرم صلی الله علیه وآله فرموده اند: "مَنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ صَبا؛ هر كه كودكی دارد باید [در راه تربیتش ] خود را تا سر حد كودكی برساند (خود را با دنیای او هماهنگ كند)." مولوی نیز این حقیقت رابه نظم در آورده است:
چون كه با كودك سر و كارت فتاد هم زبان كودكی باید گشاد
همبازی شدن با كودك علاوه بر این كه او را غرق لذت و سرور می كند، صمیمیت و عطوفت را افزایش می دهد و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در كودك تقویت می نماید.
به طور كلی كودكان و نوجوانان بزهكار در خانواده ای پرورش یافته اند كه والدین با یكدیگر رفتار خوبی نداشته و در برخورد با فرزندان، خشن و سخت گیر یا بی تفاوت بوده اند. یكی از آلودگی های بسیار مخرّب كه در رفتار نوجوانان تاثیر نامطلوبی دارد، اعتیاد به مواد مخدّر است. به اعتقاد دانشمندان و بررسی های علمی، حاصل اعتیاد والدین سردی كانون خانواده، سستی پیوند عاطفی، و عوارض ناشی از آن بدآموزی و تقلید ناروا، احساس شرمساری، نابسامانی زندگی، استعداد انحراف و منجر شدن به ارتكاب جرم برای نوجوانان است. پدر و مادر بهترین سرمشق فرزندان هستند و اگر در مقابل رفتار طبیعی و فطری فرزند عكس العمل مناسب و حساب شده صورت نگیرد و پاسخ های بی ربط، ترساننده، و گاهی توام با خشونت و بد دهنی به او داده شود، در واقع زمینه های انحراف روحی و فكری و بزهكاری در وی پدید می آید. خانواده ها نباید فراموش كنند كه مسؤول فردای فرزندان خویش هستند. فرزندی كه فردایش را در عالی ترین مدارج علمی و معنوی و پیمودن مسیر تكاملی و فضیلت های اخلاقی سپری می كند و نوجوانی كه بهترین روزها و اوقات خود را در گوشه زندان به دلیل بزهكاری، جرم و خیانت می گذراند، هر دو محصول خانواده هستند.
[1] تحریم/6.
[2] مستدرك الوسایل، باب 64، ج 15، ص 170.
[3] وسایل، ج 21، ص 485.
[4] روح بشر، دكتر ناصرالدین صاحب الزمانی، ص 57 و 138.
درسال 1314رضاخان بعدازاینکه ازترکیه (ایکه توسط مهره دیکتاتورمسیحیان اتاتورک ساخته شده بود)برگشته بود وتحت تاثیر بی حجابی زنان ترکیه قرارگرفته بود به محمودجم رئیس الوزراءوقت گفت:((نزدیک دوسال است که دیگرازهرچه چادری است بدم می اید اصلا چادروچاقچوردشمن ترقی وپیشرفت مردم است وحکم یک دمل راپیداکرده که باید با احتیاط به ان نیشترزد وازبینش برد))[1]
حال پس ازسالها پیشرفت وترقی جهان خوب است به امارهایی که اخیراازوضع حجاب و پوشش اسلامی درترکیه مهد این فرهنگ بود بنگریم :[2]
براساس تحقیقی که درترکیه باعنوان ((دین لاییستیه وحجاب درزندگی روزمره)) ازسوی موسسه تحقیقاتی <<جی.او.ان.دی.ای>> درهشتم سپتامبر سال2007م در298محله وروستای 171شهرستان در41استان انجام شده این تحقیقات نشان میدهد درهارسال اخیر تعدادبانوان باحجاب این کشورباهشت درصدافزایش به 4/69٪افزایش یافته همچنین ازنتائج به عمل امده مشخص شد که
گرایش حجاب درجوانان بیشترازمیانسالان وکهنسالان است وقشرتحصیل کرده باحجاب ترین گروههاست.
محققین این موسسه میگویند: ارامش درخانواده ها وامنیت بیشترین عامل گرایش بانوان به حجاب است وپیشرفت اقتصادی درانها بیشتر ازبقیه گروهها بوده ))
همین اثار است که مارتین ایند یک محقق مسیحی امریکائی را برمی انگیزد که بگوید: ((دیگر وقت ان نیست که دانشجویان را به خیا بانها بکشانیم بلکه باید چادر راازسرزنان برداشت وازاین طریق میتوان نظام اسلامی راسرنگون ساخت))
اری اگر بتوانند بدنه وتوان اصلی یک کشور راکه جوانان ان هستند دربند عیش ونوشها فرو برند ان جوانها دیگر نخواهند توانست حماسه هائی مانند همتها وباقری ها شوند ان وقت است که خواهند توانست همان بلائی را که با اندلس دیروز(اسپانیا) کردندبا مسلمنان ایران انجام دهندوبدبختی ان است که اگر دراند لس از دختران زیبای مسیحی استفاده میکردند الان قصد دارند از دختران مسلمان برای ازبین بردن ماهیت اسلامی انها استفاده کنند واگر این زنی که به تعبیر حضرت امام کارخانه انسان سازی است وان قدر ارزشمند است که قران برای اسوه قرار دادن برای مومنین از زنی مانند همسر فرعون نام میبرد را به عنوان ملعبه خود به کار بگیرند خواهند توانست این کارخانه انسان سازی را به کسی تبدیل کنند که بتواند انسانها را به تباهی بکشاند که میشل هرلیک مسیحی نویسند اسلام ستیز فرانسوی مینویسد: ((جنگ برضد اسلام گرائی با کشتن مسلمانان فائده ای ندارد،فقط بافاسد کردن انهامیتوان به پیروزی دست یافت پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامنهای کوتاه فروبریزیم)) لذا نباید صاحبان گنج وگوهر جواهرات خود رادرمعرض دست وید رهگذران گذارندتاجلوه کند وسارقان را به هوس اندازد وخوب است به نصیحت پدر مهربانمان رسول الله(صلی الله علیه واله وسلم) گوش بسپاریم که فرمود: (پوشیدگی برای زن بهتر است وزیبائی اش راپایدارتر میکند)[3]
----------------------------------------------------------------------------
[1] مهدی صلاح /کشف حجاب زمینه هاوپیامدهاوواکنشهاص118
[2] کتاب پرنیان
[3] مستدرک الوسائل بحار الانوار/14/70
من پیش اسقف رفتم و به او گفتم که میخواهم گامهایی به جلو بردارم و یک کشیش شوم.
ادریس توفیق: کشیش سابق
پس از اینکه تقریبا آموزشهایم تمام شد و به بریتانیا بازگشتم، در مقام یک کشیش در کلیسای منطقه ای مشغول به فعالیت شدم. هرگز چنین امتیازی نداشتم که با انسانهای خوب کار کنم. من با مناسبتهای ممتازی روبرو بودم؛ چرا که با زندگیهایشان وارد میشدند؛ هنگامی که فرزندی به دنیا میآمد آنها را تعمید میدادم، مردم را با هم پیوند زناشویی میبستم، با اعتراف آنها مواجه بودم، برگزاری مراسم عشای ربانی، تدهین دادن و نیز پاسخ به تلفنها در نیمه های شب. اینکه کسی برای تدهین مادر در حال احتضارش مرا فرا میخواند. کشیش بودن فرصتهای بسیار ممتازی پیش رویم میگذاشت؛ و برای همین وقتی به زمان گذشتهام که در کلیسا سپری کردم، نگاه میکنم احساس شکرگذاری پیش خداوند بزرگ میکنم.
مردم از من سؤالاتی میپرسیدند؛ مثلاً اینکه از من میپرسند چگونه زندگیات را تغییر دادی؟ شما در چنین مسیری حرکت میکردید و ناگهان تغییر کردید. اما من در واقع تغییری نمییابم. وقتی به زندگی گذشتهام باز میگردم، خط مستقیمی را مشاهده میکنم. هنگامی که برای کنفرانسم در خانه های رم نشسته بودم و درباره توماس آکوئیناس مقدس، کتاب مقدس و تاریخ کلیسا مطالعه میکردم؛ آن موقع میتوانستم احساس کنم که من برای کشیش شدن آموزش نمیبینم. آموزش میدیدم که امروز بتوانم به عنوان یک مسلمان با شما سخن بگویم. اکنون میفهمم که آن برنامه خداوند (برای من) بود که کارم را شروع کنم، مسلمان شوم و امروز در مقابل شما به گفتگو درباره اسلام بنشینم. اما اینکه چگونه این امر اتفاق افتاد؟
ترجمه از حمیدرضا عبدلی
.... بنابراین از نظر پزشکی میدانیم که او (حضرت محمد) ص نه دروغگو بود و نه دیوانه و آموزه های او کاملاً منطقی و عقلانی بود و بسیار به حقایق اختصاص داشت؛ و به همین منوال. بنابراین هنگامی که اولین بار آن را خواندم، بر من تأثیر گذاشت... چیزهای دیگری نیز وجود دارد. اما با ارتباط با این افراد با سؤالاتی مواجه بودم و تحت تأثیر آنها. کسانی که من و خانوادهام را میشناختند، مسیحی بودند.
بنابراین، من کارم را با آنها را با سؤالات متناوبی آغاز کردم. به آنها گفتم که خوب من با شما موافقم که محمد (ص) او از سوی کسی نیست یا پیامی از کسی دریافت نکرده که دروغگو یا دیوانه باشد. بلکه آنها را باید از سوی شیطان گرفته باشد؛ و شیطان اینها را به او گفته باشد. من به این نکته علاقه داشتم. چرا که این محلی منطقی است برای آغاز است به جای آنکه از پیش فرض خدایی استفاده شود که همه را خلق کرده است. شاید بوده و شاید نبوده. من فعلاً نمیدانم.
اولین کاری که لازم بود بکنم اینکه خواندن کتاب مقدس را آغاز کنم. چرا که به عنوان یک مسیحی لازم بود این کار را بکنم... من مختصر کتاب مقدس را خواندم. انجیل مرقس؛ و سپس به فصل 3 آیه 26 مراجعه کردم. در این آیه عیسی ماهیت شیطان را بیان میکند. او در آنجا میگوید: «و اگر شیطان با نفس خود مقاومت نماید و منقسم شود، او نمیتواند قائم ماند، بلکه هلاک میگردد.» از این آیه بر میآید که شیطان نمیتواند علیه خود بایستد. یعنی خدا او را به گونه ای خلق کرده که نمیتواند بر خلاف علایق خود عمل کند. لحظه ای که بخواهد چنین کند لحظه آخر اوست.

زكریا بن ابراهیم یكی از محدثین شیعی و از یاران امام صادق علیه السلام است . او در شرح حال خود می گوید: من مسیحی بودم و سپس به اسلام گرویدم و به خانه خدا مشرف شدم . در سفر حج، به محضر امام صادق شرفیاب گشته و به حضرت عرض كردم كه من مسیحی بوده ام و مسلمان شده ام
امام علیه السلام پرسید: در اسلام چه امتیازی دیدی كه آن را پذیرفتی؟ گفتم: این آیه قرآن توجه مرا جلب كرده و توسط آن هدایت شدم: «ما كنت تدری ما الكتاب ولا الایمان ولكن جعلناه نورا نهدی به من نشاء» ; «تو نمی دانستی كتاب و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم كه هر كه را خواهیم بدان هدایت كنیم .»
امام علیه السلام فرمود: خدا تو را به اسلام هدایت نموده و قلبت را به نور آن روشن ساخته است . سپس برای من دعا كرد و هدایت بیشتری را از خداوند برایم مسئلت نمود .
به امام عرض كردم: پدر و مادر و بستگان من در آئین مسیحیت باقی هستند و مادرم نابینا است . آیا برای من جایز است كه با آنها زندگی كنم و روابطی داشته باشم؟
امام پرسید: آیا آنها گوشت خوك می خورند؟
گفتم: نه .
فرمود: معاشرت تو با آنها بی مانع است . سپس اضافه كرد: درباره مادرت مراقب باش . به او نیكی و احسان كن و هرگاه زندگی اش به پایان رسید و از دنیا رفت، خودت عهده دار كفن و دفن او باش .
چون از سفر حج برگشتم و به كوفه رسیدم، بر طبق فرمان امام صادق علیه السلام، خوشرفتاری و مهربانی زیادی به مادرم نمودم . خودم به او غذا می دادم و لباسش را مرتب می كردم و سرش را شانه می زدم و عهده دار خدمتش می شدم . مادرم كه این تغییرات را در روش من دید، گفت: تو در آن روزگاری كه به دین من بودی، با من این طور رفتار نمی كردی، چه دلیلی دارد كه از وقتی كه به اسلام گرویده ای، این قدر به من محبت می كنی؟
گفتم: یكی از فرزندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دستور داده كه این گونه رفتار كنم .
گفت: آیا او همان پیامبر شما است؟
گفتم: نه بعد از پیامبر ما پیامبر دیگری مبعوث نخواهد شد و او پسر پیامبر ماست .
... هنوز با اخبار جهان در مورد اسلام در امریکا همراهید.
به نظر میرسد در بریتانیا داستان متفاوتی رخ داده است. طبق آمار بریتانیاییها به تغییر کیش به اسلام روی آوردهاند. در سال گذشته حدود پنج هزار و دویست نفر به اسلام درآمدند. به همان اندازه ای که در دهه گذشته یک صد هزار به اسلام تغییر کیش دادهاند. این آمار در مقایسه به کل جمعیت بریتانیا که حدود 61 میلیون نفر است چندان بزرگ نیست، اما آنچه قابل تأمل است اینکه از افرادی که به اسلام پیوستهاند حدود 62 درصد زن با میانگین سنی بالای 27 سال بودهاند.
این تعداد زنی که تغییر کیش دادهاند سیمای انگلیس را با تأثیری مهم تغییر دادهاند، چرا که حجاب را پذیرفتهاند و روسری میپوشند، این در حالی است که برخی از کشورهای اروپایی مانع از حجاب در منظر عمومی و مانع از مناره هستند. اما در بریتانیا اینطور نیست. سؤال اساسی اینست که چه چیز آن سوی این نرخ بالای تغییر کیش قرار دارد؟ برخی با تلفنهایی که زدهاند گفتهاند دلیلش اینست بریتانیاییها زندگیشان را از دست دادهاند، و چون در درون خود کمبودی داشتهاند، این حالت متناسب با پذیرش اسلام بوده است. اما اکثر بریتانیاییها گفتهاند که دلیلش اینست که آنها پس از تغییر آئین توانستهاند به سهولت در انگلیس زندگی کنند و تنها مشکل کوچک آنها برخورد با خانوادهشان به خاطر انتخاب دین جدیدشان بوده است.
خوب. دلیل چیست؟ چه چیز این همه زن سفید پوست جوان بریتانیایی را مجبور به پذیرش اسلام کرده است؟ درباره این موضوع در برنامه بعد سخن خواهیم گفت.
کینیاز دالگورکی (جاسوس مسیحی ؛ روسی در ایران و بنیانگذار فرقه ضاله بابیه و بهائیه ) در یادداشتهای خود مینویسد:
پس از پنج سال و چند ماه که در ایران بودم به من ثابت شد که دین اسلام حق است و میتواند بشر را سعادتمند کند و هیچ شک و شبه ای برای من باقی نمانده بود و نیت کرده بودم که در حضور اعیان و بزرگان دولت با دلیل بیان کنم که : دین اسلام ناسخ تمام ادیان است و هیچ دین دیگری هم بعد از آن نخواهد آمد و قبول این دین برای عموم مردم هم اجر اخرت دارد و هم اجر دنیا
(به نقل ازمجله شرق ارگان کمیسرخارجی شوروی اوت 1924و1925)
در ادامه مناظره با شخصی مسیحی در یکی از سایتها این سوال را مطرح کرد که چرا قران میگوید که بعضی ها حضرت مریم را به عنوان خدای خود محسوب میکردند وحال انکه اصلا چنین چیزی وجود نداشته است .
ما ابتدا شبهه مطرح شده را می آوریم سپس به جواب می پردازیم.
شبهه:
حال به این نمونه در قرآن توجه کنید: سوره المائده آیه 116.
وَإِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا یَكُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ ﴿116﴾
قرآن در این آیه میگوید: خدا از عیسی سوال میکند و میگوید: آیا تو به مردم گفتی من {عیسی} و مادرم {مادرم} را همچون دو خدا بپرستش کنند......
دوستان و حق جویان عزیز، باید به این موضوع اشاره کنم که در طول تاریخ هیچ گروهی از مسیحیت اهم از کاتولیک، ارتدکس و پروتستان و حتی دیگر فرقه های مسیحیت چون شاهدان یهوه و یا مرموران و.... هرگز مریم را خداندانستند. حتی تثلیثگرایان مریم را جز از تثلیث نمیدانند. گویا باز در اینجا نویسنده قرآن پرستش مریم را با موضوع تثلیث در مسیحیت قاطی کرده و او را جز از تثلیث قلمداد کرده است که این مسئله باز برمیگردد به اطلاعات کم نویسنده از دنیای مسیحیت. باز در همین سوره از آیات 111 موضوع عشاء ربانی و معجزه غذا دادن مسیح به چهار هزار مرد و زن را با همدیگر اشتباه گرفته و این موضوع را در این آیات به صورت مخلوت بیان کرده است.
جواب:
دوست عزیز خواهشا کمی دقت کن ظاهرا جنابعالی هیچ اطلاع ی در مورد مسیحیت نداری والا این سوال را مطرح نمیکردی شما می گویید : دوستان و حق جویان عزیز، باید به این موضوع اشاره کنم که در طول تاریخ هیچ گروهی از مسیحیت اهم از کاتولیک، ارتدکس و پروتستان و حتی دیگر فرقه های مسیحیت چون شاهدان یهوه و یا مرموران و.... هرگز مریم را خداندانستند. .....
نص صریحی كه از دانشمندان مسیحی دربارة پرستش حقیقی مریم(س) هست، عبارتی در كتاب السواعی از كتابهای روم ارتدوكس بود كه در «دیر تلمیذ» موجود است... كاتولیكها نیز به عبادت مریم(س) تصریح دارند و بدان نیز افتخار میكنند.( ر.ك: محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الكریم؛ الشهیر بتفسیر المنار، ج 7، ص 263.)
كشیش «لویس شیخو» در مقالهای در مجله المشرق،( المشرق، ش 9، سال هفتم چاپ این مجله) میگوید: «عبادت مریم(س) بتول طاهره و مادر خدا، در كلیسای ارامنة شرق مشهور است» و نیز میگفت: «كلیساهای قبطیه نیز با عبادت مریم(س) مادر خدا، متمایز میگردند».(.ك: محمد رشیدرضا، همان، ص 263-264.)
»دکتر گری لگنهاوزن» در سال ۱۹۵۳ در شهر نیویورک آمریکا متولد شد. در سال ۱۹۸۳ دکترای خود را در رشته فلسفه از دانشگاه بوستون اخذ کرد و تا سال ۱۹۸۹ م به تدریس مقدمه منطق، مقدمه فلسفه، زیباییشناسی، علم اخلاق، فلسفه مذهب و متافیزیک پرداخت. گری، بعدها مسلمان میشود و نام «محمّد» را برای خود انتخاب میکند.
ترجمه از حمید رضا عبدلی
گزارشگر: اول از هر چیز عرض سلام دارم.
کتدراین لوهر (معاون درمانگاه- آلمانی) : آری. هر دوی ما بیمار بودیم. برای سلامتی مان تلاش میکردیم... پس از مدتها فهمیدیم که روح در بدن نیست و روح سالم نیز در بدن سالم است... به زودی تشخیص دادم که دیگر نمیتوانم ادامه دهم زیرا که روحم تهی است و گویا چیزی را از دست دادهام. سعی میکردم با کارهایی این خلأ را پر کنم و مثلاً به خرید بروم. اما وقتی باز تنها میشدم روحم به درد میآمد و من خلأ روحیام را احساس میکردم. اما نمیدانستم که برای این امر از دست رفتهام کجا باید بروم. باور مسیحی را آزمودم و به کلیسا رفتم. اما آن آنجا نبود و چیزی به من دست نداد. دعا کردم ولی آن هم نبود... به دلایل مختلفی همواره ناراحت میشدم. دیگر ذهنی نداشتم و حتی شوهرم نیز دیگر نمیتوانست به من کمک کند. اما او شروع کرد تا درباره اسلام سخن بگوید. با خود گفتم. خودش است. این همان چیزی است که من همیشه به دنبالش بودم. هر پرسشی که داشتم در مقابلش پاسخی وجود داشت. اما چگونه امکان داشت. در نهایت تعجب انگیز بود... تاکنون قرآن نخوانده بودم. این کار آسان نبود... از آنجا که او برایم زیاد توضیح میداد او را زیاد (برای پرسشهایم) فرا میخواندم. دیگر ترسی نداشتم. خانه خوشبختی داشتم. هر گاه به خانه میآمدم میگفتم که این فرهنگ جدیدی است... بسیار خوشبختم که چنین راهی را یافتم.
گزارشگر: اما شما آقای دکتر، من در این لحظه از شما بسیار قدردانی میکنم. چه چیز شما را به اسلام جذب کرد؟ چرا که بسیاری ممکن است بگویند مشترکات زیادی (بین مسیحیت و اسلام) وجود دارد؛ مانند: خیرخواهی، روزه، و... اما چه چیز بود که واقعاً شما را به اسلام کشید؟

ترجمه از حمیدرضا عبدلی
اگر به دو سوم این ویدیو گوش دهید، فکر میکنید که این خانم میخواهد از اسلام بد بگوید و اگر هم اسلام آورده است با کتک و شکنجه بوده است اما در یک سوم نهایی این ویدیو متوجه میشوید که او علیرغم بدیهایی که از برخی مسلمانان دیده، اسلام را دین حقیقی میداند و رفتار اطرافیانش را غیر اسلامی تشخیص میدهد.
ذکر
این نکته نیز لازم است که مسلمانان در سراسر دنیا «سلام» میگویند از این رو
اعتراض برخی جوانان ما مبنی بر اینکه ما باید واژه «درود» را به جای «سلام» بکار
ببریم، وارد نیست؛ زیرا سلام شعار ما مسلمانان در تمام زبانهاست.
سلام به همگی. السلام علیکم و رحمهالله و برکاته. امروز میخواهم پیرو بسیاری از کسانی که از من سؤال کرده یا به من پیام دادهاند، درباره اینکه چگونه اسلام آوردهام سخن بگویم. چگونه مسلمان شدم و چه چیز اسلام را به من آموخت. آن سوی این قضیه داستانی بسیار طولانی و شخصی وجود دارد؛ و مسائل بسیاری بود که همه در مسلمان شدنم دخیل بودند. من قرار نیست که در مورد همه آنها صحبت کنم چرا که قرار نیست آنها را به تمام دنیا نشان دهم...
اولین چیزی که باید بگویم اینکه والدین من از هم طلاق گرفتهاند و دو سالی خدمتهایی به من کردند. پدر نسبیام با من سخن نمیگفت و سالهاست که مرا ندیده است. چند سال بعد مادرم با همسر دیگری به خانه آمد. همسرش قرار نبود مسلمان شود. او خیلی سریع در خانه مان رحل زندگی افکند و قران میخواند و به زودی فهمیدم که او خیلی سرسخت است. هنگامی که از من عصبانی میشد مرا در اتاقم حبس میکرد و با کفش و دستش مرا میزد و اگر داد میزدم و گریه میکردم بیشتر مرا میزد. تا اینکه از گریستن دست بردارم...
زمان گذشت و این مرد شروع کرد روی من اسم گذاشتن و مویم را میکشید و گاهی آنقدر میزدم که پوستم کبود میشد و ... گاهی هم قرآن را بر میداشت و بخشهایی از آن را میخواند و مرا پیش روی خود مینشاند و گاهی سعی میکرد چیزهایی را برای من توضیح دهد. او بیشتر از جهنم صحبت میکرد و همه را محکوم [به آن] میکرد.
نسخه تاریخی از انجیل متی
عده ای می گویند این انجیل برای مسیحیان یهودی نژاد نگاشته شده ،به همین دلیل از پیشگویی های عهد عتیق زیاد نقل می کند.
بعضی از صاحبنظران اعتقاد دارند که این انجیل مختص یهودیان است اما بدلیل حضور سران مغ و ماموریت عیسی به حواریون در مورد پخش انجیل در سراسرجهان ، این نظریه را رد می کند.
این انجیل عیسی را در مقام معلمی بزرگ به تصویر کشیده زیرا او با اقتدار درباره پادشاهی خدا تعلیم می دهد.
متی که این انجیل منسوب به او است یکی از حواریون عیسی بوده است که به خراجگیری برای پادشاه اشتغال داشت که توسط عیسی به جمع حواریون پیوست.
اما چند نکته:
عیسی طبق نظر مسیحیان خودش خداست و چگونه خدا تعلیمات خدا را با اقتدار!!!توضیح می دهد.
آیا در عهد عتیق وعده به آمدن خدا بر روی زمین داده شده است یا پیامبری دیگر؟ پس چگونه مسیحیان عیسی را خدا می دانند در حالی که در انجیل متی هیچ حرفی از عیسی خدایی نیست بلکه فرازهایی بر ضد این حرف نیز است به عنوان مثال چگونه شیطان خدا را وسوسه می کند
"آنگاه روح، عیسی را به بیابان هدایت کرد تا ابلیس وسوسه اش کند"متی
در جایی شخصی مسیحی تعدادی ایراد به قران مجید گرفته بود وعلاوه بر آن توهین هایی هم به شخص پیامبر اسلام (ص)کرده بود وبه زعم خودش سعی میکرد که با این شبهات چهره کتاب آسمانی مسلمانان را مخدوش کند .پس از اینکه جواب شبهات برایش ارسال شدایشان جواب ندادند و انها را حذف کردند و دلیلش هم این بود که میگفت این صفحه شخصی منه وهر کار که دلم بخواهد میکنم. بنده هم در این پست بخاطر اینکه خیلی طولانی نشه فقط یکی از شبهات را مطرح میکنم وجواب را هم در ادامه می اورم.
شبهه : قرآن میگوید: وزیر فرعون شخصی بنام هامان میباشد. خواهش میکنم به سوره القصص آیات 6،8 و 38 به بعد توجه کنید:
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا یَحْذَرُونَ ﴿6﴾
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِینَ ﴿8﴾
وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یَا هَامَانُ عَلَى الطِّینِ فَاجْعَل
لِّی صَرْحًا لَّعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِینَ ﴿38﴾
وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحًا لَّعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ ﴿36﴾
حال اگر به کتب تاریخی که قبل از قرآن صدها سال بیش از اسلام تدوین شدند نگاهی بیاندازیم متوجه میشویم که هامان اصلا در زمان فرعون نبوده بلکه زمان هامان به دور استر ملکه ایران برمیگردد که صد سال بعد از زمان فرعون و موسی نبی بوده است.
و باز برای اثبات این موضوع میتوان به خود نام هامان توجه کنیم چرا که این اسم هرگز نامی مصری و فرعونی نیست و ربطی به اسمهای شمال افریقا و مصر ندارد.
برای محققان پر واضح است که نویسنده قرآن بابت اطلاعات کمی که دارد نمیداند که اشخاص نام برد در چه زمانهای زندگی میکردند. و برای همین داستانها را به صورت قاطی شده ارائه میکند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد هامان که در زمان خشایار شاه وزیر وقت بوده، عزیزان میتوانند به کتاب استر باب سوم آیه اول مراجعه کنند.
جواب:
اما در مورد هامان پرسیدی, سوالی که خود معتقدان به عهدین را به چالش کشاند واعتبار ان را زیر سوال برد.
در بررسی ادعاهای مذكور به چند نكته باید توجه كرد. از روند شكلگیری این فرضیه معلوم میشود كه مدعیان بر اساس چند پیشفرض كه آنها را مسلّم انگاشتهاند، به این داوری رسیدهاند. این پیشفرضها عبارتاند از:
1. چون كتاب مقدس در مقایسه با قرآن قدمت بیشتری دارد، مطالبی كه در این دو كتاب دارای عناصری مشترك است، اصل و حقیقت آن را باید در كتاب مقدس پیگیری كرد. به عبارت دیگر، كتاب مقدس و متون پیشین، سنجهای خطاناپذیر برای ارزیابی قرآن فرض گرفته شده است.
2. حضرت محمد(ص) با استفاده از میراث مكتوب و شفاهی به جای مانده از ادیان و فرهنگهای دیگر، به ویژه یهودیت و مسیحیت، متن قرآن را پدید آورده است.
3. شخصیتی به نام هامان، تنها یك وجود تاریخی دارد و آن هم كسی است كه وزیر خشایارشا بوده است؛ بنابراین هر فرض دیگری كه او را مربوط به عصر دیگری در نظر بگیرد مردود است و گویندة آن، دچار خطای تاریخی شده است.
با توجه به این پیشفرضها آنها داستان هامان در قرآن را متأثر از داستان هامان در كتاب استر دانستهاند.
همین طور، قدمت یك متن، دلیل بر صحت آن و سنجه بودنش برای دیگر متون نیست؛ زیرا چه بسا متنی قدمت بیشتری داشته باشد، اما در عین حال دچار تغییر و تحریف شده یا آنكه اساساً اصل آن مخدوش باشد.
قبل از بیان خدشه در تاریخیت كتاب استر، یادآوری میشود كه فقط این كتاب از هامان به عنوان وزیرخشایارشا یاد میكند؛ نه در جای دیگری از كتاب مقدس و نه در منبع مستقل دیگری، از چنین شخصیتی نام برده نشده است.
مگر بر باب خود زاری نمی كرد؟
چرا جای ولی حق نشستند؟
چرا بازوی او گردیده نیلی ؟
مگر مسجد مكان فتنه سازیست ؟
غم مولا و این یاران بی درد
به سویی شكوه از درد كمر داشت
به چشمان علی ماتم ببیند
كه با داغش توان از مرتضی رفت
كه داغ مادرم زهرا ستاند
آیا برای پاک ماندن و هدایت می توان به عهد جدید اعتماد کرد؟
کتابی برای هدایت مناسب است که بتوان بی هیچ ترسی به آن اعتماد کرد. به عبارت دیگر بتوان بی هیچ قید و شرطی به آن اعتماد کرد.برای اعتماد به کتابی باید آن کتاب را از دو جهت بررسی کرد. یک محتوای کتاب دیگری سند کتاب.
در محتوای عهد جدید اشکالات فراوانی وجود دارد که پذیرش بی قید و شرط محتوا را برای مخاطب خود سخت می کند.